تبليغاتX
بافران
مرور رفتار یزید با سر مطهر امام(علیه السلام) و خاندان آن حضرت نشانه آن است که باید تغییر رفتار یزید در مدت زمان قابل توجهى رخ داده باشد، زیرا یزید به عنوان خلیفه یا به عبارت دیگر حاکم مطلق سرزمین پهناور اسلام نمى توانست رفتار خشن همراه با طعن و تعریض به بازماندگان سیدالشهداء را به راحتى و در مدت چند روز، کاملا تغییر دهد و از امام سجاد دل جویى کند. توضیح آن که یزید ابتدا با جسارت به سر مطهر سید الشهداء(علیه السلام)در مجالس متعدد و تحقیر بازماندگان امام(علیه السلام)در صدد فرو نشاندن آتش کینه و عداوت خود با آل محمد(صلى الله علیه وآله)برآمد، به آنان بى مهرى کرد و آنان را در مکانى نامناسب و بدون سقف زندانى نمود، اما آن گاه که اوضاع را نامناسب و متشنج یافت و اعتراض و ناخرسندى مردم، حتى اطرافیانش را مشاهده کرد براى جلوگیرى از تنفر افکار عمومى کم کم تغییر موضع داد، اسراى آل محمد(صلى الله علیه وآله) را در دربار و منزل خود اسکان نمود و امام سجاد(علیه السلام) را بر سر سفره خود نشاند و به آن ها اجازه اقامه عزادارى براى سیدالشهداء و اصحاب با وفایش را داد و در مرحله آخر از امام سجاد(علیه السلام)دل جویى کرد و گناه به شهادت رساندن سیدالشهداء(علیه السلام) را به گردن ابن زیاد انداخته خود را از این جنایت تبرئه نمود .
نوشته شده توسط محمدرضا عرب بافرانی  | لینک ثابت |

اولین گام جمعه بیست و ششم بهمن 1386 12:0
سلام

در راستای منظم سازی و تغییر ساختار وبلاگ بافران و نیز راه اندازی دو هفته نامه اینترنتی بافران در اولین قدم قالب وبلاگ عوض شد.این قالب به صورت آزمایشی و با طراحی و اصلاح نویسندگان وبلاگ می باشد.بنابراین جهت اصلاح ایرادات احتمالی اعم از دیر بالا آمدن و... مشکل مربوطه را اعمال نمایید تا در اسرع وقت مرتفع گردد.

پیروز باشید

نوشته شده توسط محمدرضا عرب بافرانی  | لینک ثابت |

جمعه بیست و ششم بهمن 1386 12:0
به اطلاع کلیه عزیزان می رساند مدیریت وبلاگ بافران در نظر دارد ضمن ساختار خود علاوه بر قرار دادن مطالب ثابت و جامع پیرامون بافران و... دوهفته نامه ای با موضوعات متنوع پیرامون بافران در اینترنت منتشر نماید.لذا از کلیه علاقه مندان دعوت می شود آمادگی همکاری خویش را اعلام نمایند.

با تشکر

نوشته شده توسط محمدرضا عرب بافرانی  | لینک ثابت |

درباره عزاداری عاشورای امسال جمعه بیست و ششم بهمن 1386 11:59
عاشورای امسال هم گذشت و این سومین عاشورایی است که این وبلاگ به خود دیده است!

عاشورا درحالی سپری شد که هوا به شدت سرد بود وسردتر از هوا دلهای کسانی بود که...

عاشورای بافران واقعا زیبا ودیدنی است...شور و هیاهوی خاص ظهر عاشورا است که گویی واقعا در صحرای کربلا ایستاده ای و نظاره گر ریخته شدن خون گرم حسین(ع) بر بیابان سوزان کربلا هستی...

زیبایی و عظمت مراسم عزاداری بافران که در قالب کاملا سنتی اجرا می شود هر بیننده ای را به حیرت درآورده و سخت ترین دلها را هم می شکند...

اما افسوس که چند سالی است شاهد اتفاقاتی در این مراسم هستیم که از شور و حال آن کاهیده است...

افسوس که در میان آن زیبایی و شور وصف ناپذیر ظهر عاشورای بافران شاهد پخش مداحی مبتذل در حسینیه بودیم...

افسوس که شاهد حضور علم دیگری در دسته عزاداری بودیم و یکی زیاد بود که هیچ .این هم اضافه شد...

افسوس که شاهد خیل عظیم دوربین به دست هایی بودیم که نمی دانم این صحنه ها را برای کی و کجا ضبط می کردند؟!مگر نه آنکه در اوج زیبایی و شکوه مراسم حاضر بوده اند اما به جای غنیمت شمردن فرصت...

افسوس که خیابان های روستا با وجود گذشت یک هفته از برف هنوز تمیز نشده بودند...کاری که به گمانم برای متولیان امر بسی آسان باشد...

افسوس که شاهد ظهور و بروز اختلاف و دودستگی در مراسم و حواشی آن بودیم که از آن بوی سیاسی کاری به مشام می رسید...

همه اینها مشکلاتی بودند که در مراسم امسال دیده شده بودند ولی متاسفانه شاهد مشکل بزرگی هستیم که باید واقعا چاره ای برای آن اندیشید:

آنچه امسال و این چندساله اخیر شاهد آن بودیم ریاکاری و تجمل گرایی افراطی در عزاداری بود...خرید ده ها بنر توس کانون ها  و مساجد(با پول بیت المال)و نصب در روستا.تبلیغات سنگین برای فروش کتاب اشک کویر(که در آینده درباره آن خواهم نوشت)و... در حال که می توانستند پول این ها را خرج خرید چادر برای حسینیه کنند تا شبها شاهد جمعیت ۲۰۰ نفره عزادار(به جای ۴۰۰۰ نفر)نباشیم همه و همه نشان از تجمل گرایی و ریاکاری بسیار داشت.بنر هایی که زیر هریک نام اهداکننده آنها چون زخم بزرگی بر صورت تصویر آن خودنمایی می کند.

مگر نه آنکه به فرموده امام خمینی(ره)این اسلام تجمل پرستانه اسلام آمریکایی است و اسلام حقیقی اسلام پابرهنگان است...

در پایان ضمن آرزوی توفیق روزافزون کلیه بافرانی های عزیز از همگان می خواهم اجازه ندهند پیام عاشورا و امام حسین (ع)در پس پرده هایی آنچنین موردغفلت واقع شده و به تاریخ بپیوندد...

نوشته شده توسط محمدرضا عرب بافرانی  | لینک ثابت |

به مناسبت ولادت امام موسی کاظم(ع) جمعه بیست و ششم بهمن 1386 11:6
img/daneshnameh_up/b/b5/imam_kazem.jpgاو که براساس تقدیر الهی قرار بود پس از پدر بزرگوارش امامت امت را به عهده بگیرد،
تحت تربیت فوق‌العاده امام صادق مراحل رشد و کمال را پشت سر گذاشت و مرحله نوجوانی و جوانی را طی نمود، به گونه ای که تا آخر عمر، جلال و جمال الهی در صورت و سیرتش مشهود بود.

از حوادث مهم دوران جوانی آن امام، مرگ نابهنگام برادر بزرگترش، اسماعیل، بود که از الطاف خفیّه الهیّه محسوب می‌شد و زمینه‌ساز تثبیت امامت وی شد. تلاش امام جعفر صادق علیه السلام نیز در این راستا و به منظور جلوگیری از انحراف جریان امامت بود. هر چند بعدها نیز گروهی پیدا شدند و پس از امام صادق علیه السلام معتقد به امامت اسماعیل گشتند و مرگ او را انکار نمودند.

سرانجام پس از شهادت جانگداز امام صادق، موسی بن جعفر علیه السلام در سن بیست سالگی مسؤولیت بزرگ امامت و هدایت امّت را در یکی از بحرانی‌ترین دوران‌ها به دوش گرفت.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمدرضا عرب بافرانی  | لینک ثابت |

تقدیم به قلب پر درد رقیه: سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 15:1
گريه مي‌كرد و بابايش را مي‌خواست. هر چه كردند آرام نگرفت. از سر شب همينطور بهانة بابا را مي‌گرفت. عمه‌اش هر چه تلاش كرد نتوانست آرامش كند. بلندبلند گريه مي‌كرد و بابا را مي‌خواست. كسي آمد و گفت:" صداي اين بچه را خفه كنيد اميرالمومنين را آزرده خاطر كرده است".


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمدرضا عرب بافرانی  | لینک ثابت |

دعوت از کلیه بافرانی ها یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 11:0

بدین وسیله به اطلاع کلیه بافرانی های عزیز می رساند وبلاگ "بافران"درنظر دارد طرحی را با هدف مرتبط ساختن کلیه بافرانی های عزیز مقیم سرتاسر ایران با یکدیگر از طریق وب برگزار نماید.

لذا از کلیه عزیزان بافرانی دعوت می گردد تا با قرار دادن نام و آدرس ایمیل خود درلیست نظرات وبلاگ ما را در رسیدن به این هدف یاری نمایند.

باتشکر

ضمنا در صورت داشتن سایت یا وبلاگ،می توانند با دادن آدرس آن امکان قرار دادن آن در لیست پیوندهای بافرانی هارا فراهم نمایند.

 

نوشته شده توسط محمدرضا عرب بافرانی  | لینک ثابت |

انقلاب اسلامی ایران از دید ویکی پدیا یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 10:16
نقلاب ۱۳۵۷ ایران که به آن «انقلاب اسلامی» نیز گفته می‌شود، قیامی بود به رهبری سید روح الله خمینی و با شرکت اکثر مردم، احزاب و روشنفکران ایران، که نظام پادشاهی این کشور را سرنگون، و پیش‌زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی در ایران را فراهم کرد. انقلاب در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید. هرچند می‌توان این طور استدلال کرد که انقلاب همچنان در حال پیشرفت است ولی محدوده زمانی آن از ژانویه ۱۹۷۸ (میلادی) با اولین راهپیمایی عظیم مردمی شروع می‌شود و با تصویب قانون اساسی جدید به پایان می‌رسد و سید روح الله خمینی به پرنفوذترین رهبر کشور تبدیل می‌شود. در این میان پس از آنکه تظاهرات و اعتصابات مردم کشور را فلج کرده بود محمدرضا پهلوی به اجبار کشور را ترک کرد (ژانویه ۱۹۷۹) و پس از مدت کوتاهی از اعلام بی‌طرفی نظامیان نسبت به درگیری‌های خیابانی غیرنظامیان و نظامیان وفادار به شاه ، آیت الله سید روح الله خمینی برای دیدار چند میلیون ایرانی وارد تهران شد و این آخرین ضربه‌ای بود که سلسله پهلوی را متلاشی کرد. اول آوریل ۱۹۷۹ زمانی که ایرانیان با اکثریتی قاطع (٪۹۸٫۲) در غالب یک همه پرسی ملی با نوع حکومتی جمهوری اسلامی (به عنوان نظام حکومتی آینده) موافقت کردند ، پادشاهی ایران رسما به جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد. این انقلاب برای شگفت زده کردن سراسر دنیا منحصر به فرد بود و همچنین فاقد بسیاری از رسوم و عادات انقلابی مثل شکست در جنگ ، بحران‌های اقتصادی ، شورش کشاورزان و روستائیان و یا بدرفتاری نظامیان بود ، این انقلاب تحولی عمیق و سریع ایجاد کرد ، سلطنت معتقد به حفظ رژیم با ولخرجی‌های مالی در ارتش و سرویس‌های امنیتی بود ولی انقلاب حکومت سلطنتی باستانی را با حکومتی خدایی برپایه حقوقدانان مسلمان (ولی فقیه) جابجا کرد.
نوشته شده توسط محمدرضا عرب بافرانی  | لینک ثابت |

روش امام زين العابدين(ع) در تربيت روحي

از آنجا که ائمه هدي، براي تمام نسلها درهر ديار و دوره اي مشعلهاي فروزان حقند و از آنجا که شرايط حاکم بر يک ديار ودوره با آنچه بر ديار و دوره اي ديگر گذشته تفاوت دارد و از آنجا که خداوند، رسالتهاي خويش را با برانگيختن حضرت محمد(ص) و جانشينان معصوم حضرتش پايان بخشيده است، پس حکمتش اقتضا مي کند که سيره هر يک از آنان جهت هدايت با روش خاص متمايز باشد، تا روشهاي گوناگون آنان، گنجينه اي پر بار براي مردم باشد و هر کس مطابق با خود و شرايط ويژه اي که در آن به سر مي برد، از آنها بهره گيرد.

امام سجاد(ع) نيز بر مبناي اين برنامه الهي عمل کرد. زندگي آن حضرت قله عبادت و زاري به درگاه خدا و نشر روح ايمان در جامعه و تربيت مرداني بزرگ همچون زهري و سعيد بن جبير وعمر بن عبدالله سبيعي و... در زهد و تهجد بود.

امام عليه السلام از اين روشها استفاده نمود:

1- بندگان مخلص و پاکدل پيش از آنکه به زبان، مردم را به خدا فرا بخوانند، با کردار خويش راه خدا را تبليغ مي کنند. آنان به مردم فرماني نمي دهند ، مگر آنکه خود پيش از آنان، آن کار را انجام داده باشند.

زندگي امام سجاد (ع )، صفحه ايماني تابناک و پاک بود. صحابي مشهور پيامبر(ص) ، جابربن عبدالله انصاري درباره امام سجاد گفته است: در ميان فرزندان پيامبران کسي را چون علي بن الحسين (ع ) نديدم!

2- تربيت نسلي از علماي رباني که آنان نيز به نوبه خود دانشمندان و انقلابيون و بندگان صالح را تربيت کردند. بدين سان تعاليم امام از طريق جانهاي پاک سلسله وار به ديگران انتقال مي يافت.

در ميان اين افراد، مرداني از عرب و موالي بودند و هر يک داستان و تاريخي براي خود داشتند. حال از عطر خوش سيره حواريون و ياران امام سجاد(ع) که اکثراً از تابعين بودند، اندکي بهره مند مي شويم:

الف- سعيد بن جبير يکي از اين تابعين بود که روح ايمان را از امام زين العابدين(ع) برگرفته بود. او درعبادت و جهاد سرمشق بود و به " بصير العلماء" شهرت داشت. تمام قرآن را در دو رکعت مي خواند و آوازه علم و دانش او در ميان دانشمندان چنان بود که مي گفتند: بر روي زمين کسي نيست جز آنکه به دانش سعيد بن جبير نيازمند است.

سعيد به دست طاغوت عراق، حجاج، به شهادت رسيد. امام صادق درباره او فرمود:

"سعيد بن جبير به علي بن الحسين (ع ) اقتدا مي کرد و علي هم او را مي ستود. علت اينکه حجاج او را کشت نيز همين بود. سعيد ، مردي راست کردار بود."

ب- ابو اسحاق عمربن عبدالله سبيعي همداني از ياران مورد اعتماد امام سجاد(ع) بود. وي در عبادت به مرتبه اي رسيده بود که درباره اش مي گفتند که درآن روزگار عابدتر از وي کسي نبود ، چرا که هر شب يک بار قرآن را ختم مي کرد و چهل سال نماز صبح را با وضوي نماز شب به جاي مي آورد. او محدث بود و در نزد عام و خاص هيچ کس در نقل روايت از او موثق تر به شمار نمي آمد.

ج- " زهري" در دربار امويان کار مي کرد. روزي مردي را مجازات کرد و آن مرد هنگام مجازات جان سپرد. اين امر موجب ترس و وحشت او شد و در نتيجه از دربار گريخت. و براي مدت نه سال در يکي از غارها اعتکاف گزيد. امام سجاد(ع) در سفر خود به حج ، در ميان راه او را ديد به وي گفت:

" من بر تو از يأست بيش از گناهت مي ترسم. ديه اي براي خانواده( مقتول) بفرست و خود به سوي خانواده ات روانه شو. در پي دينت باش."

زهري گفت: سرورم مشکل مرا حل کردي. خدا خود آگاهتر است که رسالت خويش را در کجا قرار دهد.

زهري به خانه خود رفت و در شمار ياران امام علي بن الحسين(ع) جاي گرفت. از اين رو يکي از بني مروان به طعنه به او مي گفت: زهري، پيامبرت،( يعني امام سجاد) چه مي کند؟!

د- سعيد بن مسيب بن حزن از تابعين بزرگي بود که به دست اميرمؤمنان تربيت شده بود و در خط اهل بيت (ع) جاي داشت و جزو اصحاب برگزيده امام سجاد (ع ) بود آن حضرت درباره وي فرموده است:

" سعيد بن مسيب داناترين مردم به آثار گذشتگان است."

روزي ، مردي به سعيد گفت: هيچ کس را از فلاني پرهيزکارتر نديدم. سعيد گفت: آيا علي بن الحسين( ع ) را ديده اي؟ مرد گفت: نه . سعيد گفت: من هيچ کس را از او پرهيزکار تر نديدم.

علاوه براينها گروه بسياري از علماي بزرگ اسلام نيز بوده اند که درس زهد و تقوا و تفسير و حکمت و فقه را از محضر امام سجاد(ع) فرا گرفتند. شيخ مفيد در اين باره مي گويد: فقها از آن حضرت، دانشهاي بسياري فرا گرفتند و مواعظ و دعاها و فضايل قرآن و حلال و حرام را از آن حضرت ياد گرفته، و حفظ کردند.

ابن شهر آشوب گويد: کمتر کتابي در زهد و موعظه يافت مي شود که در آن از قول امام زين العابدين (ع ) روايتي نقل نشده باشد.

نوشته شده توسط محمدرضا عرب بافرانی  | لینک ثابت |

دوشنبه یکم بهمن 1386 10:6
نا مظلوم حسین
انا محروم حسین

لم یا قوم تریدون ببغی و فساد
لم تسعون بقتلی بلجاج و عناد

لیس والله سوانا خلف بعد النبی
فرض الله علی طاعتنا کل عباد

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

من له جد کجدی فی الوری
او کشیخی فانا ابن العلمین

فاطم الزهرا امی و ابی
قاصم الکفر ببدر و حنین

عبدالله غلاما یافعا
و قریش یعبدون الوثنین

یعبدون اللات و العزی معا
و علی کان صل القبلتین

و ابی شمس امی قمر
فانا الکوکب و ابن القمرین

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

چیست تقصیر من ای قوم که امروز جهانی
شده آماده به قتلم همه با تیغ و سنانی
در شما نیست ز اسلام نه نامی و نشانی

انا عطشان و قد احرق نطقی و لسانی
انا ظمئان و قد احرق قلبی و فوادی

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

زیر خنجر شه لب تشنه حسین گفت:
تو ای شمر ستمکار!
تو ای ملحد مکار!
تو ای کافر غدار!

اگر من نشناسی، بگویم بشناسی

حسینم و ضیاء القمرینم ، قتیل الودجینم
امام الحرمینم انا الفضه وابن الذهبینم

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

منم شهپر کبری منم آیه تقدیر
منم نخله خوبان منم زاده زهرا

منم عرش و منم فرش
منم کرسی و لوح و قلم و باعث ایجاد دو عالم

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین
نوشته شده توسط محمدرضا عرب بافرانی  | لینک ثابت |