عید آمد و ره جویان ، رقصان و غزل گویان کان قیصر مه رویان زان قصر مشید آمد
عید آمد و ما بی او عیدیم بیا تا ما بر عید زنیم این دم کان خوان و ثرید آمد
زو زهر شکر گردد ، زو ابر قمر گردد زو تازه و تر گردد ، هرجا که قدیم آمد
برخیز به میدان رو ، در حلقه رندان رو رو ، جانب مهمان رو ، کز راه بعید آمد
غمهاش همه شادی ، بندش همه آزادی یک دانه برو دادی ، صد باغ مزید آمد
من بنده آن شرقم ، در نعمت آن غرقم جز نعمت پاک او ، منحوس و پلید آمد



ادامه مطلب
" سه سال پیش از انقلاب، روز عاشورا، مادرم گفت: برو روضه گوش كن تا چند كلام حرف حساب بشنوى! ، گفتم: من اول در اتاقم كارى دارم بعد خواهم رفت. حال عجیبى به من دست داد وارد اتاق شدم، قلم را برداشتم و تابلو عصرعاشورا را شروع كردم. قلم را كه برداشتم تابلوى شد كه الآن هست، بدون هیچ تغییرى. تفكر حاكم بر تابلو هم همان اصل حاكم برتابلو ضامن آهو است، یعنى تمام خطوط مدور بوده و به وجود مبارك حضرت زینب (س) ختم مى شود."



ادامه مطلب
روزتون به خبر باشه!
بالاخره بعد از چند سال تصمیم گرفتم نویسندگان این وبلاگ را معرفی کنم(چون هر چی باشه قراره به زودی تغییررویه بده و بد نیست که درباره اش بدونید)
شروع کار باخودم بود.من محمد رضا عرب بافرانی(فرزند اکبر حاج حسین صفر) هستم.دانشجوی سال سوم مهندسی پلیمر دانشگاه صنعتی امیرکبیر تهران.هدف اولیه راه اندازی این وبلاگ این بود که یه وجهه انتقادی نسبت به مسایل مختلف داشته باشه که متاسفانه به علت مشغولیت زیاددر وهله اول میسر نشد ولی این مژده را میدم که با سرعت خوبی قالب اصلی خودش را که انتقادی فرهنگیه +یه دو هفته نامه منظم اینترنتی به دست بیاره(احتمالا تا قبل از عید نوروز)
نویسندگان دیگه این وبلاگ هم که البته الان یه مدتیه باهامون همکاری نمی کنن آقایان عباسعلی پوربافرانی(فرزند استاد محمد) و مجتبی پوربافرانی(فرزند نجات مرتضی)هستند که اگه این مطلب را می خونن ازشون می خوام دوباره برای آپدیت منظم وبلاگ دست به کار بشن.
ضمنا باز هم تکرار می کنم از اونجا که قراراه به زودی دوهفته نامه اینترنتی این وبلاگ راه بیفته از همه کسانی که این مطلب را می خونن می خوام برای همکاری اعلام آمادگی کنن(مخصوصا کسانی که ساکن بافرون و نائیینن و می تونن خبرها و بحث های داغ و به روز را مطرح کنن)
