جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.


روي گل شما به سرخي انار  
                                     شب شما به شيريني هندوانه

 خندتون مانند پسته 

  و عمرتون به بلندي يلدا 


امشب شب یلداست و گفتم از خوابگاه بزنم بیرون ... خب تا اینجاش حل شد ، حالا کجابرم تو این شهر غریب؟! بهترین جایی که به ذهنم رسید، یکجا بود خیلی دور خیلی نزدیک .سوار تاکسی شدم و از کارگر شمالی اومدم پایین و یکراست خوابگاه اخوی...

و بعد از چند ساعت ... مثل یک فاتح و خوشحال از انتخاب درستی که کرده بودم ... چرا؟ چون بدون هزینه کردن ریال های زیادی تونستم یک یلدای دانشجویی بگیرم!(من برنده شدم! شما را نمی دانم) یک تیر و دو نشان.

البته زیاد به مسائل آریایی و این چیزا توجهی ندارم اما پیرو اون شعری که توی همایش وب نویسان یکی از دوستان بیان کرد هستم که هر جا سفره ای پهنه ...

(البته شعرزیر اون شعر مذکورنیست!)


چون تير رها گشتـه ز چلّـه شده ايم! 
مهمان شمــا در شب چلّـه شده ايم! 
از برکت ايـن سفــره ي الــوان شما 
تا خرخره خورده،چاق و چلّـه شده ايم! 


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
+ به قلم حمیدرضا عرب بافرانی در 2011/12/21 ... 23:58 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

گل واژه های یلدایی


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/21 ... 15:5 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
شهادت امام سجاد علیه السلام را خدمت تمامی بافرانیان گرانقدر تسلیت عرض می نمایم...

تمام ما که ز پروانه ها نشان داریم

برای سینه زدن تا سحر توان داریم

هزار شکر خدا را که در شب یلدا

برای گریه کمی بیشتر زمان داریم...

+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/21 ... 12:20 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/21 ... 10:47 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

جاوید باد سنت نیکوی این دیار.

نوروز بی بهار

یلدای بیقرار


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/20 ... 18:10 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

می خواهم این احساس عمیق گمشدگی و ویرانی در خود که پوشالی فکرم کرده و چند سالی است سرشتم سررشته اش گم شده است و گوئی به عمق درونم به گشت رفته و سرشته شده ولی ولم نمی کند و آزارم می دهد اگر چه گزنده ولی زهردار نیست چپاول گر وجودم شده چون شب و روزم را ناقص و پژمرده کرده به شکلی که به سختی آنها را می بینم و یدک می کشم اگر چه بی رنگ شده اند .

تو گوئی این حس می خواهد در جانم جا خوش کند اما می خواهم حرکتی جذبی نمایم و این احساس را مدام خسته کنم تا از وجودم بیرون رود .

سپس اندیشیدن نو پیشه نمایم .

در عمق درونم با ایمان به یکتا پرستی رخنه نمایم سرشتم را رشته به رشته با شک و یقین به امید و شکیبائی پیوند زنم .

به دانائی و جوهر اصیل انسانی سوگند یاد می کنم در اعماق وجودم خواهم ماند تا نواندیش گردم و برتمامیّت جوهر ذات انسانی ام همیشه سیراب مشغول شوم .

اگر حزن خواست زندگی حلزونی نصیبم کند از این لاک بیرون می روم و حسرت خالی ماندن را به او وا می گذارم .

با انفجار در پوشال فکری خود و متلاشی شدن حس گمگشدگی این افکار را به کانون نور در آن سوی خورشید می رسانم و جاودانه 
می سازم .

می خواهم مانند موج دریا پرتلاطم شوم و با زبانی آرمانی امّا در ایمان و اشک انگشت نما گردم .

من کلید گنج سعادت یافته ای هستم که از هیچکس کلید آنرا حتی صوفیان اهل راز و نیاز پنهان نمی کنم چون امشب بر سر درس عشق در سرچشمه حکمت ازلی آسوده نشسته ام و می خواهم رموز کشف رسیدن به جان جانان را با بستن احرام و طواف با اشک برای همه میسر گردانم و سپس مدرس آن گردم .

چون دیریست شهر عشق از عشاق خالی است و بی رهرو شده و رموز عشق ورزی در شهر که آشوب زده است همه ترک کرده اند .

همه چون بید بر سر ایمان خود می لرزند و سرگشته اند و از سپهر شعبده باز شکوه ها دارند ومی پرسند کلید گنج سعادت در این دایره ی چرخ کبود کجاست .

باید به آن ها آموخت بنای محبت خالی از خلل است و دل خوبان را با هفت شهرعشق آشنا و با گریه مهربان کرد .

می خواهم انسان قرن معاصر دیگر به همه ی پرستش غرایض انسانی خود افتخار نکند و گزینشی هابیلی و قابیلی نداشته باشد .

برادرنه زیست کند خوشبختی ها را با یکدیگر تقسیم نماید از گفتن قصه های پوچ و مکرر خسته کننده دست بردارد .

مخیله اش را از گرد و غبار حس کم کاری فکری و گرفتگی پاک نماید آن موقع عطر زندگی از او به مشام می رسد و با گستردگی در این خاک وسیع عطرافشان و بوی آن با عشق منتشر می گردد که این روزها از کمتر کسی به مشام می رسد.

پس دیگر نباید آدم ها ملتهب و جوشان صفت گردند و تلخ کامی را در چشم خود ببیند و تنها نشستن و شکستن در خود را باور داشته باشند

باید دست هایشان را به طرف آسمان و نور بلند کنند و تمامیّت خود را به خدا بسپارند تا گذر عمر را به بلندی ایمانشان پیوند بزنند و در 
پهنه ی سرنوشت نوشته گردند .

باید به اصل فکر واصالت ذات خود معتقد گردند و آنرا همیشه در مشت داشته باشند و به احساس نو در خود آرامش دهند و امید را مونس دائمی گردانند .

اکنون مطمئن باش بار دیگر خورشیدی که به آن هزار امید داشتی فردا صبح در وجودت طلوع می کند و تو که از گل مهربان تر و بی قرار شدی صبرکن تا به جائی برسی که ستاره ها را در روز آفتابی در آسمان وجودت ببینی و ستاره باران شوی و به خود ببالی و لذت ببری

 

محمد رضا اعظمی بافرانی

آبان 1390         

نائین             

 


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/20 ... 17:0 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
هندوانه شادی   انار آبادی  سیب سرخ شادابی    با یک سبد گل آبی 

در شب یلدایی

تقدیم به همه عزیزانی چون شما  که سخت نایابید .


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/20 ... 13:52 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.



برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, بافران, عکس
+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/20 ... 8:35 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
پوره سیب خاکی

لطفا وازه های رنگی را به زبان مادری  بخوانید


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, دل نوشته ها
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/19 ... 22:59 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/19 ... 18:26 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

با سلام و صلوات بر محمد وآل محمد(ص) و نیز سلام خدمت شما دوستان گرامی با بخش خبری جدید بافران دیلی در خدمت شماهستیم... با ما همراه باشید...

  اول از همه یلدا مبارک و آرزومند که شب های بلند آخر پاییز را در کنار خانواده باخوبی و خوشی سپری کنید و اگر اختلافی با هر کسی هم داریم در این شبها که بیشترلذتش در کنار هم بودنه، فراموش کنیم وکدورت ها را به زباله دان تاریخ بندازیم...

بدنبال مباحث پیش آمده در وب سایت چندمورد را به اطلاع شما میرسانیم:

اولا :متاسفانه در تیم خبری بافران دیلی از نعمت عکاس و فیلمبردار و امثالهم محرومیم و لذا امکان تهیه ی خبر مصور برای ما وجود ندارد... پس به همین حد اکتفا می کنیم که : وضع استادیوم بافران یخیطونه و ماهم پکرونی...!!!

صمنا بقول آقای کاووسی توسریال(اگه اشتباه نکنیم) شهر قشنگ :دیجیییییییییییتال...؟!!! دیییییییییجیییییییتالم کجا بوده...؟!!

 

 

ثانیا:کجای دنیا دیدید که یکی بیاد از خودش انتقاد کنه؟!!!خودش را تشویق کنه، خودش جواب کمک خواستن خودشو بده و...؟

آراء واصله در باب انتقادات و پیشنهادات از بافران دیلی به شرح ذیل است...:

تعداد نظرات رسیده:در حد صفر!

تعداد پیشنهادات از کل آراء : صفر!

تعداد انتقادات از کل آراء : صفر!

درصد موافقین : صفر!

درصد مخالفین :صفر!

پلمب شدن درب بافران دیلی :خیر!

ادامه ی کار بافران دیلی : ؟؟؟!(درگوشی: آره!)

وضع مش غلام : خشمگین، عصبانی، دلخور و...!

مطلب قبل را منتشر کردیم تا بگیم هرچیزی را میشه طنزش کرد ولذا تا زمانی که میشه با طنز حرف زد چرا جدی حرف بزنیم؟!!! در ضمن میگن زبان طنز دل تنگ می دهد حال!!!(این را صرفا برای دوسه تا میلی که لطف کرده بودن و به دبیرخونه ی ما زدن نوشتیم)

 

 

ثالثا : صرفا بعنوان یک مانور نمایشی از فعالیت تیم های ستون پنجمی بافران دیلی (که اولین و آخرین مانور بافران دیلی خواهد بود و فردا نیاید بگید برو ببین فلانی دیروز ناهار چی خورده ها!!) در طی هفته ی جاری اقدام به انجام یک پایش فوق سری از مردم بافران کردیم و نیز 7 تا از قویترین تیم های اطلاعاتیمون را روانه ی مقرهای بیمارستان بافران و بخشهای زیرربط و بالاربطش !!! کردیم و یک آمار اساسی ازش کشیدیم بیرون ... این هم بگیم که یکی از دلایل اصلی ما اصرار بیش از حد مش غلام برای تهیه ی این خبر بود(یک شب گوشیش زنگ خورد و گفت غضنفره... از وقتی برگشت پاش را کرد تو یه کفش که الا باید این خبر تهیه بشه ...!!!چیکار شون کنیم ،بزرگ ماهستن دیگه... ما با تمام قدرت ستون پنجمیمون سر از کار این دوتا در نمیارییییم )... واما نتایج:

- ساعات کار بیمارستان بافران در روزهای اداری تا ساعت پنج بعد از ظهره و در این روزها پزشک خانواده (روستایی) ، ماما (مربوط به خانه های بهداشت) وبهورز در بیمارستان حضور دارن...

-دکتری نیز ساکن خود بافران است و گویا در خود بهداری سکونت دارن...

-رفتار پزشک با بیماران خوب توصیف شده ...و ملت رضایت داشتن...

-در ساعات غیر اداری اگر دکتر در بافران باشد بامراجعه به درب منزل ایشان امکان ویزیت وجود داره ولی جز وظایف تعریف شده ی از سوی بالادست برای دکتر نیست و نیز نیمه شب اگر مریض بدحالی باشه دکتر ویزیتش می کنه ولی باز بستگی به خود دکتر داره...

-واما درباب تزریقات که فرموده بودید... در ساعات اداری تزریقات توسط پزشک صورت می گیره و این منوط بر اینه که دکتر مرخصی یا جلسه اداری نباشه...(و نیز اینکه خواب نباشه!خسته نباشه! نخواد بره فیلم ببینه!و... )

-آمبولانس هم نداریم... و اگه بیمار بدحالی باشه از 115 برای اعزامش به نایین کمک گرفته میشه...و وقت هایی که 115 نیست دست به دامن صد وبقیه میشیم ... مثلا 110 (البته برای تست کردنشون مش غلام خودش را به موش مریضی !!! زد و چندبار رفت بیمارستان تا ببینه اعزامش میکنن یا نه.... ولی هیچ کس از 115 برای انتقال مش غلام ما به نایین کمک نخواست... به احتمال زیاد فهمیده بدن که مش غلام قصدش امبولانس سواری و نیز رفتن مفتی  به نایین با آژانس-آمبولانس بوده ولاغیر!!!)

- واما در پایش مان خود دکتر ها را از قلم ننداختیم و نظر اون ها را هم بطور نامحسوس ! جویا شدیم که  از نبود خدمتگذار گله داشتن و اینکه یک روز در هفته و به مدت چند ساعت خدمتگذار برای نظافت به بافران میاد...

 

ثالثا : در باب غسالخانه هم تحقیقات گسترده ای را انجام دادیم و به یک روایت تاریخی مشکوک برخوردیم...

گویا در سالیان قبل یکبار تصمیم برای انتقال غسالخانه به حوالی قبرستان گرفته شده که با مخالفت شدید عده  ای از بالا نشینان روبرو میشه ، بعد بنا براین میشه که همین غسالخانه را مرمت کنند که اون هم با مخالفت عده ای از پایین نشینان روبرو میشه، بعد بنا میشه که ... که با مخالفت عده ای از...، بعد بنا میشه که...  این داستان ادامه دااااااااااااااااااااااااااشت تا امروز که خودتون شاهدش هستید... حالا شما میگییییییییییییید ما چیکار کنیم...؟!!!

 

 

صرفا جهت اطلاع!!! : در راستای اروپایی شدن بافران ، یکی از دوستشویی های سرویس بهداشتی مسجد جامع دستگیره اش رو از دست داده و لذا نداره و مجبورید در ملا عام ... (مثل این خارجی ها...! چه باکلاس!)و در ضمن سیفونهاش هم هواییه یعنی از بالا آب را میپاشه تا قشنگ همه جا تمیز بشه! و خودتون هم یک دوش بگیرید...!!! اون شیر آخری هم بود که قبلا راجع بهش گفته بودیم؟!! اون هم یک مدت سالم شده بود ولی الان دیگه یکسره شده و کارش از چکه گذشته و رسیده به ... که اگه  یک دودوتا سه تا(تخفیف میدیم!) بکنیم تا حالا خیلی آب ریخته... اوووووووووو، یک واشر میخواستا!!!

اما این هم اضافه کنیم که این سرویس بهداشتی یکی از تمیزترین و بهترین سرویس های داخل روستاست... حتما سری هم به سرویس های دیگه بزنید که خوبشون سرویس پایین (مربوط به مسجد سیدالشهدا) است...

 

 و آخرین خبر : تهران و بافران خواهرخوانده می شوند...

 براساس تصاویر منتشره در وب متوجه شدیم که گویا کلان شهر تهران بدنبال این است که با شهر بافران خواهرخوانده شود!!! تیم های جاسوسی ما روانه ی این دو شهر شدن تا ببینند ماجرا از چه قرار است و کدام یک تقاضای بیشتری برای گرفتن این خواهرخواندگی دارن که هنوز به نتیجه نرسیدیم... ولی زین پس به جای واژه ی نامفهوم تهران از واژه ی کارراه بنداز! ا وااااااا! خوااااااهر جاان ! استفاده می کنیم...


تا بخش بعدی خبری بافران دیلی همه ی شما گرامیان را به خدا می سپاریم...

+ به قلم خبرنگار واحد خبری بافران دیلی در 2011/12/19 ... 17:23 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/19 ... 14:16 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
چرا مرغ از خيابان رد شد؟
-ارسطو: طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود.
-مارکس: مرغ بايد از خيابان رد ميشد. اين از نظر تاريخی اجتناب‌ناپذير بود.
-رياضيدان: مرغ را چگونه تعريف ميکنيد؟
-شاگرد تنبل: والا آقا به خدا همين الآن ميدونستيم ها... آقا يه دقه...
-نيچه: چرا که نه؟
-فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان ميدهد که به نوعی عدم اطمينان جنسی دچار هستيد. آيا در بچگی شصت خود را ميمکيديد؟
-داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را برای اين توانمندی رد شدن از خيابان انتخاب کرده است
-همينگوی: برای مردن. در زير باران.
-اينشتين: رابطهء مرغ و خيابان نسبی است.
-سيمون دوبوار: مرغ نماد زن و هويت پايمال‌شدهء اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهودهء او در فرار از سنتها و ارزشهای مردسالارانه را نشان ميدهد.
-پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغدانی ميمانند و از خيابان رد نميشوند. توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغی صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟
-صادق هدايت: از دست آدمها به آن سوی خيابان فرار کرده بود، غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر.
   -همینگوی : برای مردن . در زیرباران.

   -نیل آرمسترانگ : یک قدم کوچک برای مرغ، و یک قدم بزرگ برای مرغها .

-خوانندهء آهنگهای آبدوغ‌خياری: چرا رفتی مرغ جونم، دوستت دارم، دوستت دارم...
-روانشناس: آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که ميخواهد از خيابان رد شود؟
-نيل آرمسترانگ: يک قدم کوچک برای مرغ، و يک قدم بزرگ برای مرغها.
-حافظ: عیب مرغان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت. 
-کافکا: ک. به آن سوی خيابان کثيف رفت. مرغ اين را ديد و به سوی ديگر خيابان فرار کرد، ضمن اينکه به ک. نگاهی بی‌توجه و وحشتزده انداخت. اين ک. را مجبور کرد که دوباره به سوی ديگر خيابان برود، تا مرغ را با حضور فيزيکی خود مواجه کند و دست‌کم او را به احترامی وادارد که باعث گريختن مجدد او شود، کاری که برای مرغ دست کم از نظر اندازهء کوچک جثه‌اش دشوارتر مينمود.
-بيل کلينتون: من هرگز با مرغ تنها نبودم.
-فردوسی: بپرسید بسیارش از رنج راه، ز کار و ز پیکار مرغ و سپاه.
-ناصرالدين‌شاه: يک حالتی به ما دست داد و ما فرموديم از خيابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد.
-سهراب سپهری: مرغ را در قدمهای خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم.
-طرفدار داستانهای علمی - تخيلی: اين مرغ نبود که از خيابان رد شد. مرغ خيابان و تمام جهان هستی را ۷ متر و ۲۰ سانتيمتر به عقب راند.
-اريش فون دنيکن: مثل هر بار ديگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان ميکند. مگر آنتنهای روی سر مرغ را نديديد؟
-جرج دبليو بوش: اين عمل تحريکی مجدد از سوی تروريسم جهانی بود و حق ما برای هر نوع اقدام متقابلی که از امنيت ملی ايالات متحده و ارزشهای دموکراسی دفاع کند محفوظ است.
-سعدی: و مرغی را شنيدم که در آن سوی خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردی آسيابان بود. وی را گفتم: از چه رو تعجيل کنی؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کنم.
-احمد شاملو: و من مرغ را، در گوشه‌های ذهن خويش، ميجويم. من، ميمانم. و مرغ، ميرود، به آن سوی خيابان. و من، تهی هستم، از گلايه‌های دردمند سرخ.
-رنه دکارت: از کجا ميدانيد که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟ يا من؟
-لات محل: به گور پدرش ميخنده! هيشکی نمتونه تو محل ما از خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده. آی نفس‌کش!
-بودا: با اين پرسش طبيعت مرغانهء خود را نفی ميکنی.
-پدرخوانده: جای دوری نميتواند برود!!!
-فروغ فرخزاد: از خيابانهای کودکی من، هيچ مرغی رد نشد.
-ماکياولی: مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد. دليلش هيچ اهميتی ندارد. رسيدن به هدف، هر نوع انگيزه را توجيه ميکند.
-پاريس هيلتون: خوب لابد اونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بوده.
-هيتلر: اگر ارادهء ما همچنان قوی بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد! فولاد آلمانی از خيابان رد خواهد شد!.
-فوتباليست: آفسايد بود آقا! ما هر چی به اين داور گفتيم بی‌انصاف قبول نکرد!
   ـ فردوسی پور : چه میـــــــــکــنه این مرغه ؟....


جمع وجود شده از اینترنت!

تا ساعاتی دیگر با جدیدترین اخبار روز بافران در خدمت شما خواهیم بود...


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, یادداشت
+ به قلم خبرنگار واحد خبری بافران دیلی در 2011/12/19 ... 12:18 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

برایت دعا می کنم که ای کاش خدا از تو بگیرد هر آنچه را که خدا را از تو می گیرد .

 

دکترعلی شریعتی

+ به قلم فاطمه امامی در 2011/12/19 ... 10:11 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

فصلهاازپي هم مي آيندومي روند بهاروتابستان وپائيزو................

آري پائيزي ديگرنيزآمدورفت

نقاش چيره دست چه زيباهنرنمائي كرده وچه زيباواژه آمدن ورفتن را به تصويركشانده

انگارديروزبود جوانه اي كوچك ونوپابوديم برشاخسارزندگي باگلبرگهاي  زمردين وشفاف چون آينه

 بانسيم بهارزندگي وتبسم شيرين مهرمادري نوازش شديم وباپرنده مهرباني وعاطفه هم آغوش

نگاه مهربان خورشيدوگرمي آفتابش بدرقه راه ونورافشاني ماه درسياهيها روشني بخش وجودمان


ادامه مطلب
+ به قلم فاطمه امامی در 2011/12/19 ... 9:47 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, عکسهای محرم
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/18 ... 21:16 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

 

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت

 


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/18 ... 20:31 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, یادداشت
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/18 ... 20:21 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

توضیح: حاج حسین آقای فروزان به حق توانسته اند با تصاویرشان تمام کسانی که در بافران نبوده اند را با خود به محرم امسال بافران ببرند، حقیقتا باید خدمت ایشان و همکارانشان بالاخص آقا قوام فروزان، احسنت و خسته نباشید گفت. 

اما این حقیر که نه قدرت ژورنالیستی ایشان در ادای حق مطالب را دارم و نه امکانی برایم فراهم بود که اینگونه تصاویر را از بافران تهیه کنم، ترجیح دادم تصاویر خاصی را از بافرانمان تهیه کنم، که معمولا هدفمند گرفته شده اند. از امروز ان شاءالله این تصاویر را با عنوان نیم نگاه منتشر می کنم. نیم نگاه، نیم نگاهی است به بافرانمان،.. ازآنجا که تصاویر هدفمند تهیه شده اند، با اندکی مکث در عکسها می توانید به نکات در دل آنها پی ببرید... ضمنا تصاویر (نیم نگاه...) بدون شرح می باشند...


+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/18 ... 12:30 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.


ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/17 ... 23:48 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
آقا مهدی که مرتب لطف به ما داشته ودارد در یک کار تبلیغی جالب  در وب سایت خود نوشته های مهدی شهریاری اینگونه تبلیغ وبلاگ بافران  را داشته است .

 http://bafran.com

دريچه‌ اي به سوي ملكوت با هم بودن

آسمانی پر ستاره و زیبا که باید دامن دامن  از آن ستاره چید

جایی برای دوست داشتن و با هم بودن

من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم

تو می‌روی به سلامت سلام من برسان

جا دارد از طرف خود و سایر نویسندگان وبلاگ تشکری جانانه داشته باشم از آقا مهدی گل و از خدای بزرگ خواستارم که در همه زمینه های زندگی خود موفق وموید باشند.


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, بافران
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/17 ... 21:19 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

من یکی دو روز دیگر می روم .  فکر نکنم همدیگر را دیگر ببینیم .

مرا فراموش کن .و به خاطر تمام بدی هایم مرا ببخش .خداحافظ

از طرف پاییز

پیشاپیش یلدایتان مبارک باد


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/17 ... 19:29 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

و باز بگذار هیچ نگویم و ننویسم .عکس گویای همه حرفهاست .

مسئولان حمام عمومی را دریابید.


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, بافران
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/17 ... 0:40 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

شاید آنهایی که در سن وسال من هستند از پدرانشان راجع به ریگ جن بسیار شنیده اند .و چگونگی گذر از آن با امکانات اولیه آن زمان و ترس از ماندن در شب در آن محل .این منطقه نزدیک کویر خودمان است و داستانهای عجیبی از آن تعریف کرده اند.


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, یادداشت
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/17 ... 0:30 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, عکسهای محرم
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/16 ... 20:53 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
وبلاگ متروکه(naeinpatogh.blogfa.com/) در اقدامی جالب توجه، چند کلیپ از عزاداری سال گذشته بافران آماده کرده و برای دانلود قرار داده، با اجازه ایشان این کلیپ ها را برای دانلود خدمت شما عزیزان بافرانی قرار می دهیم. 

کلیپ دسته سینه زن، هنگام ورود به حسینیه در ظهر عاشورا

(شد موقع جانبازی سالار شهیدان، زینب ز قفا ناله کنان گفت حسین جان، روی جانب میدان، به طفلان نظری کن)

(گر رأس تو بر نیزه ببینم چه کنم من؟ گر ریخت زمین خون جبینت چه کنم من؟ روی جانب میدان، به طفلان نظری کن)

دانلود


کلیپ دسته زنجیر زن، هنگام ورود به حسینیه در ظهر عاشورا

(ای لشکر قرآن منم، معنی الرحمان منم ...)

دانلود


دو کلیپ از مراسم ظهر عاشورای بافران، در حسینیه

دانلود 1

دانلود 2

التماس دعا

 


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, بافران
+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/16 ... 16:59 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

برگرفته از وبلاگ متروکه(naeinpatogh.blogfa.com/)


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, عکسهای محرم
+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/16 ... 12:36 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

وقتی دلمان می گیرد .وقتی سنگینی غم را در تمام زوایای قلبمان احساس می کنیم .

وقتی از همه جا بریده شوی و دستت به جایی نرسد و فریادت درگلوماندگار.

وقتی ماتم داری و جسارت ابراز آنرا نداری و با قطره های مروارید اشک بر گونه هایت غم وماتمت راآشکار می سازی .  

وقتی عاشق نینوایی و آرزو داری تا نینوایی شوی.

آن هنگام که جسارت آن را نداری که اسماعیلت را در نینوا به منا ببری اما عاشق بزرگ مردی هستی که هفتاد ودو اسماعیلش را به منا می برد.

آن هنگام که دستت از همه جا کوتاه می باشد و همه امیدهایت ناامید.

آن زمان که با خانه پدری بسیار فاصله داری اما گرو در عشق و حماسه حسینی آن داری .

آیا آرزو کردی که حداقل یک وعده میهمان سفره حضرت باشی.

آیا خواستی ریزه خوار سفره کرم بزرگ  مردی باشی که عشق را فریاد زد و آزادی را جان.

اگر شدی چه بزرگ سعادتی داشتی و چه خوشبخت مردمی بودی .

سفره مردی از سلاله نور .و میزبان آن  آقای نور .

و چه خوان کرمی و چه میزبان دوست داشتنی .

جایتان خالی و بسیار خالی  ای عزیزا ن دور از وطن  .

و جای همه قابلمه هایی که عزیزانش در خارج از وطن هستند بسیار خالی .

آری جای همگی خالی .

 


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/15 ... 20:56 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, بافران, یادداشت
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/15 ... 20:1 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

ما که زنجیر عزا بر سینه و سر می زنیم

      در عزای شاه دین ،شهزاده اکبر می زنیم ....

سلام بر امیرم و صدها سلام بر دستان کوچک و ناتوانت که زنجیر غم حسینی  را بر شانه هایت می کوبد.

و سلام و هزاران درود بر همه امیران روستای عشق و عاطفه .آری سلام بر مردانی به ظاهر کوچک اما در باطن بسیار بزرگ .آری بسیار بزرگ .


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/15 ... 1:5 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, عکسهای محرم
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/15 ... 0:20 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

توضیح: مدت زیادی بود قلم نقد را در وبلاگ زمین گذاشته بودیم، این نوشته اولین نقد مجدد وبلاگ نسبت به فضای بافران به حساب می آید... در صورتی که اشتباهاتی در این نوشته می بینید دلسوزانه آنها را به ما گوشزد نمایید تا اصلاح کنیم... با سپاس


در آخرین شماره از نشریه نوای بافران -ویژه نامه محرم- (نشریه شورای بافران که تلاش دارد رویکردی فرهنگی داشته باشد و تبدیل به یک ارگان نشود، زحمات ایشان را ارج می نهیم و امید که هر شماره هم بهتر گردد) سرمقاله ای به قلم استاد عالیقدر، آقای حاج علیرضا مفتاح نوشته شده است. ایشان از اساتید اینجانب بوده اند و در مقاله خود هم سعی کرده اند صادقانه نکات خاصی از محرم بافران را گوشزد نمایند، ولی ازآنجا که احساس میکنم نیاز است اذهان عمومی نسبت به موارد مطرح شده در این سرمقاله و بعضا کلیت آنها روشن شود، برخود لازم دیدم نکاتی را در این خصوص به عرض برسانم، گفتن این نکات به هیچ روی با هدف زیرسوال بردن نویسنده نیست، چرا که جایگاه ایشان بر من و همه بافرانیان روشن است و حقیقتا از جمله ی فرهنگیان فرهیخته ی بافران هستند و یکی از خوشترین خاطرات دوران درس اینجانب مربوط به مدیریت ایشان می باشد، ایشان از پاک ترین و بهترین مدیران مدارس نایین بودند و هم اکنون نیز ارادت ویژه ای نسبت به ایشان دارم. حال نوشته ایشان بهانه ای شده است برای روشن سازی چند نکته درخصوص مراسم عزاداری بافران برای خوانندگان محترم وبسایت:


1- آیا در عزاداری بافران، حاشیه پررنگ تر از متن است؟

اگر بنا باشد این حقیر به این سوال پاسخ دهم، ابتدا چند نکته را در نظر می گیرم، اولا اینکه منظور از متن و حاشیه چیست؟ دوم اینکه مخاطب سخن کیست؟ و سوم اینکه ما در چه ظرف زمانی و مکانی این مسئله را می سنجیم.

درصورتی که با در نظر گرفتن پاسخ این سه سوال بخواهم جواب خود را بگویم می گویم که هرچند نسبت به سالیان قبل مسائل حاشیه ای پررنگتر شده است، ولی نسبت به زمان حاضر و نیز نسبت به سایر نقاط ایران و حتی نایین این مسئله اصلا قابل توجه نیست، بی شک عزاداری بافران در ظرف زمانی و مکانی خود، یکی از بهترین و خالصانه ترین عزاداری ها است، حال این نکته جای بیان دارد که اگر مخاطبان نویسنده تنها جمع خصوصی از برنامه ریزان شهر بافران بودند بیان این مسئله ایرادی نداشت و حتی به جهت حل مشکلات و برنامه ریزی خوب بود، ولی بیان این مسئله در نشریه شهرداری که در تیراژ بالا در شهر توزیع شده است و بافرانی ها  وغیر بافرانی ها آن را می خوانند درست نمی باشد...و تنها اعترافی ضمنی خواهد بود به آنکه عزاداری بافران پرحاشیه و غیرخالصانه است... آن هم در شرایطی که این مطلب در مقایسه با سایرمناطق به هیچ وجه صحت ندارد، اگر کمی در طبقات عادی عزاداران، در دست اندرکاران رده پایین، در مردم عادی حاضر در هیئات و متن مراسم گشت و گذاری نماییم از صفای باطن و خلوص نیت اکثریت عزاداران ، چه از افراد حاضر در هیئت عزاداری، چه از آشپزها، چه از دست اندرکاران جزء اطلاع حاصل می کنیم و مطمئن باشیم اگر هم حواشی و مشکلاتی وجود داشته باشد برمیگردد به خواصی که تافته ی جدا بافته اند و مردم عزادار را چه کار است با حواشی؟مردم آمده اند به عشق حسین (ع) عزابگیرند و بگریند، مگر نه این است؟


2- برای حل مشکل خونابه گوسفندان در روز تاسوعا باید چه کرد؟

نویسنده محترم مقاله، به خوبی مشکلی را مطرح کرده اند و آن هم مشکل جاری شدن خونابه در روز در مسیر هیات عزاداری تاسوعا است، هرچند این مسئله امسال تا حد بسیار بسیار زیادی حل شده بود و کانال کشی های جدید شهرداری مشکل را تقریبا بطور  کامل حل کرده بود(که از ایشان سپاسگذاریم) ولی با اینحال گمان می کنم راه حل نگارنده مقاله چندان کارساز نبود، به عنوان یک بافرانی، دو راه حلی که تاکنون در این خصوص ارائه شده را مناسب نمیبینم، اولی اینکه برخی در سالیان قبل پینشهاد حذف مراسم قربانی تاسوعا و انجام قربانی ها در کشتارگاه را مطرح می نمودند و دوم نیز راه حل اخیر را مبنی بر پمپ های جمع آوری خون و حفر گودال . به نظر این حقیر باید این مراسم در روز تاسوعا و همراه هیئت برگزار شود چرا که یکی از عناصر مهم هویت بخش عاشورای بافران همین قربانی کردن ها با همین نحوه است و حذف آن از مراسم و بردن قربانی ها به کشتارگاه به لحاظ فرهنگی اصلا توجیهی ندارد، ولی برای حل مشکل خون ها می توان با برخی راهکارهای آسان و راحت مشکل را حل کرد، اولی کانال کشی منظم خیابان ها و کوچه ها و داشتن نقشه آبراهه ها است که نه تنها برای خونابه ها که برای مواقع بارانی (وبرای جلوگیری ازگل آلود شدن معابر) هم لازم است. دوم تعیین چند نقطه خاص برای انجام قربانی ها جلوی دسته... به جای آنکه این قربانی ها درب همه خانه های طی مسیر و به صورت کنترل نشده انجام شود اینکار در چند نقطه خاص بوده و آن نقاط نیز با تمهیداتی به گونه ای انتخاب شوند که مشکلی از نظر عبور و مرور هیئت و سایر مسائل به وجود نیاورند. فراموش نکنیم به لحاظ فرهنگی عناصر هویت بخش عزاداری بافران باید حفظ شوند، و این عنصر هم یکی از همان عناصر است، در این خصوص میتوان مفصل تر صحبت کرد.


3- آیا شبیه خوانی و تغزیه بافران سردستی و عجولانه است؟

 در اینکه باید شبیه خوانی رو به بهبود و بهتر شدن باشد و هرسال به ایده آل های خود نزدیک تر شود شکی نیست، ولی بازهم نویسنده صحبتهایی که می بایست در یک جلسه خصوصی مطرح شود را در فضایی عمومی مطرح فرموده اند که دلیلی برای این طرح عمومی مسئله وجود ندارد. ضمن آنکه فراموش نکنیم اگر ایشان دربند اول سخن از خلوص عزاداری آورده بودند، به نظر این حقیر این شبیه سازی های به ظاهر متناقض، نشان از خلوص گردانندگان آن دارد، و من وقتی به چشم خود می بینم بازیگر نقش منفی شبیه خوانی، خود هنگام ظهر عاشورا می گرید، و وقتی می بینم با چه خلوصی شتربانان قافله اسرا را به راه می اندازند برخود می لرزم که بخواهم با تغییرات آنی و ناگهانی زمینه نمادین شدن کار ایشان را فراهم کنم، چراکه نمادین شدن همانا و نمایش شدن همان و ...


4- بازهم عدم توجه به نوع مخاطب باعث شده است موردی در سرمقاله آورده شود که در آن گفته شده است ... «خانم هایی که درب منازل در معرض دید نامحرمان هستند...»


با خواندن این جمله با خود گفتم، اگر یک فرد غیرآشنا با محیط فرهنگی بافران، با این فرهنگ پاک و غنی، این جمله را در نشریه رسمی بافران ببیند، چه برداشتی خواهد داشت؟  


5- آیا اینکه هیئت عزاداری کمیته مدیریت و شورای بالادستی داشته باشد درست است یا نه؟(آیا حضور ستاد انتظامات نیاز است؟)


این سالها زمزمه هایی به گوش می رسد که نیاز به داشتن کمیته تصمیم گیری برای هیئت را جدی می شمارند، بشخصه بجد با این مسئله مخالف هستم و برای این مخالفت دلایل زیادی دارم، اولین دلیل آنکه اگر بخواهیم عزاداریمان از دل برآید و بر دل نشیند، باید از آیین نامه ای شدن ان جلوگیری نمود، دومین دلیل آنکه وحدت و همبستگی بافرانیان در عزاداری زبانزد است، هرچند اختلافات جزیی داخلی باشد، یکی از علل این وحدت همین است که همگان کار را از آن خودشان و از ان امام حسین علیه السلام می بینند ولی اگر این امر به صورت مدیریت بالادستی انجام شود، آن شور و شوق و اشتیاق همیشگی از بین می رود، چرا که همیشه انسانها دلیل و انگیزه ای نیاز دارند تا در کنار هم به کار بپردازند، و اگر از نظر بافرانیان، صاحب مراسم عزا، به جای امام حسین(ع) ، شخص دیگری باشد حتما حضورشان کمرنگ تر می شود، سومین نکته آنکه بی شک در هر مدیریتی اشکالاتی وجود خواهد داشت ، در حال حاضر چون کسی صاحب مراسم قلمداد نمیشود و مردم به خیال خودشان مدیری برای مراسم متصور نیستند، اشکالات را هم به پای ضعفهای کلی می نویسند، ولی اگر کسی مدیر مراسم باشد بی شک این اشکالات به اسم او نوشته شده و در نتیجه بذر اختلاف پاشیده می شود، این بذراختلاف باعث چنددستگی درون بافران می شود. چهارمین دلیل آنکه همیشه تجربه نشان داده در امور فرهنگی، هرجا رسمیت  و بوروکراسی در کار وارد شود، هرچند فواید کوتاه مدتی خواهد داشت ولی در بلند مدت آن سنت و امر فرهنگی را به کل زیرو رو می نماید... و مهمتر از همه اینها، تجربه نشان داده که حضور و وجود ستاد انتظامات مراسم عزاداری باعث ضربه زدن به مراسم خواهد شد و اتفاقا تجربه بافران خودمان در سالهای نه چندان دور هم موید همین امر است، بسیاری از ما به یاد می آوریم روزگاری که حتی عزاداری انتظامات داشت...

فراموش نکنیم، امروزه جامعه شناسان بعد از شکست مدلهای مدیریتی بوروکراتیک غرب، به سراغ مدلهای جدیدی از جمله مدل هیئت آمده اند تا علل توانمندی آنها را کشف نمایند، مبادا با دست خودمان، هیئت سنتی و عزیزمان را به دست مدلهای ناکارآمد غربی بسپاریم...


اما چه باید کرد؟

می پذیرم که مراسم نیازبه نظم دارد ولی این نظم می تواند با جلساتی با حضور و فراخوانی همه بافرانیان(به صورت تبلیغ و درخواست از همه اهالی) برگزار شود، هرکس در این جلسات صحبتی بکند و همگان احساس کنند در این جلسات دخیل هستند

مطمئن باشید اگر چند جلسه در مسجد برگزار شود شاید در اوایل کار حاضرین زیاد باشند و به اصطلاح طفیلی هم در جلسات حاضر شود، ولی پس از مدتی جلسات روی نظم افتاده و پایا می شود و تنها افراد معدود و صاحب نظر در آن شرکت خواهند کرد، ولی همینکه هر جلسه فراخوان همگانی داشته باشد(مثلا فراخوان جلسه شماره 1، فراخوان جلسه شماره 2، فراخوان جلسه شماره 3 و...) باعث می شود همگان احساس کنند مراسم ازآن ایشان است. همین احساس اینکه من هرزمان بخواهم می توانم در این جلسات شرکت کنم و نظرم اثرگذار خواهد بود باعث می شود من نوعی بهتر کارم را انجام دهم.


6- آیا تبلیغات مراسم بافران امری مفید است یا مضر؟

تبلیغات در «جهان جدید» از لوازم اصلی همه کارهای فرهنگی به شمار می رود، ولی نکته ای را فراموش کرده ایم، علت اینکه مراسم بافران برایمان هویت ساز و هویت بخش است این است که اصلا آن را با دنیای جدید و زرق و برق آن کاری نیست. اصلا عزاداری بافران مربوط به «جهان جدید» نیست که بخواهد از ضوابط آن پیروی کند.

اگر ما هم شبیه هیئت های جدید و کنونی عزاداری در شهرهای دیگر بودیم، صددرصد نیاز به تبلیغات داشتیم، ولی در آنصورت مطمئن باشید ده درصد جمعیت کنونی هم به هیئت نمی آمد و اثرگذاری هم نداشت.

نقطه ممیزه عزاداری بافران، هویت بخشی آن در مردم است، پیوند قوی آن با هویت سنتی و تاریخی و سابقه فرهنگی مردم است، این ویژگی ممیزه باید بتواند همچون شیره ای در جان هیئت، به سالیان بعد هم منتقل شود، و برای این انتقال باید تا حد امکان از تجملات آن کاست، توزیع بروشور و تبلیغات هم یکی از همین تجملات بسیار بسیار بسیار مضر است. کما اینکه فیلمبرداری ها هم بسیار مضر است، هرگاه احساس کنیم نمی توانیم از اعماق دلمان با مراسم ارتباط برقرار کنیم، مطمئن باشیم ان روز جایی از کار می لنگد... قبلا هم گفته ام، عزاداری سیدالشهدا باید از دل برآید تا بر دل نشیند و تا زمانی که بر دل نشیند این مراسم به بازتولید خود در سالیان بعد ادامه خواهد داد...



بار دیگر در انتها عرض می کنم مطمئنم منظور نگارنده محترم مقاله، استاد ارجمند حاج علیرضا مفتاح هم قطعا مواردی که عرض کردم نبوده، و خود ایشان هم ملتفت به این مواردی که عرض کردم هستند، ولی از آنجا که شاید خواندن مقاله ایشان باعث سوء برداشت هایی ازسوی برخی خوانندگان بشود لازم دیدم این نکات را به عرض برسانم و با این همه جایگاه رفیع این استاد گرانقدر در ذهن ما همچنان پررنگ و پابرجا می باشد.


و من الله التوفیق

م.ع.بافرانی

+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/14 ... 23:50 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

و توای دوست اجازه بفرما تا من هیچ نگویم و هیچ ننویسم .عکس گویای تمام حرفهایی است که بر زبان نمی آوریم . و شاید در دل نجوا می کنیم .

آری یک حرفهایی همیشه هست که ........... 


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, عکسهای محرم, عکس
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/14 ... 23:34 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

یادش بخیر قدیما

آره یادش به خیر قدیما، که بزرگترها حرمت داشتند واحترام .

یادش بخیر زمانی که دو سه تا نوحه خوان تو دسته زنجیر زن و سینه زن بیشتر نبود .


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, بافران
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/14 ... 22:35 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

ضمن سلام خدمت تمام مسئولین شهری و خسته نباشید .

آیا فکر نمی کنید با توجه به پورتهای موجود در مخابرات نائین جای اینترنت پر سرعت در بافران خالی است .درست است که در عصر ارتباطات و  خوشبختانه موجود بودن زیر ساختها مسئولی پیگیر این قضیه نمی شود؟

نمی دانم از که باید بخواهم .خواهش کنم .نماینده محترم .مخابرات نایین .شورای محترم .شهردار گل

 نمی دانم اما هر کس مسئول می باشد و این وظیفه جزء مسئولیتهای وی می باشد . انصافا اقدام نماید.برای باز کردن یک میل دو ساعتی گرفتار بودن  و موفق نشدن  و آخر..........

 


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, بافران
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/14 ... 13:38 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, بافران, عکس
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/14 ... 0:32 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

با وجود آنکه جای همه عزیزان هجرت کرده در محرم امسال خالی بود اما جای تصویر بردار محرممان بسیار خالی بود.از خداوند عاشورا می خواهیم که این عاشق دستگاه امام حسین(ع) را در خلد برین جای دهد.یادش به خیر و جایش واقعا خالی 


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/14 ... 0:24 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

یادش بخیر قدیما .شبهای عاشورا  وتاسوعا این نوحه را می خواندیم و بر سینه می زدیم .


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/14 ... 0:9 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

 


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, عکسهای محرم
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/13 ... 23:15 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
بدعت چيست؟

بدعت در دين، يعني انجام عملي كه در كتاب و سنت، پايه و اساسي ندارد. انجام چنين عملي، به نيت انجام عمل ديني، بدعت و حرام است؛ مانند تراويح، آمين گفتن در بين حمد و سوره، دست بسته نماز خواندن و روزه روز عاشورا كه بني‌اميه تشريع كردند. امام رضا عليه السلام درباره روزه عاشورا مي‌گويد: پايه گذارش ابن مرجانه بوده است؛ آن روزي كه خطاكاران خاندان ابن زياد، به خاطر تبرك جستن از قتل امام حسين عليه السلام در آن روز، روزه گرفتند.
علامه اميني در كتاب الغدير با ذكر اسناد و مدارك معتبر، بدعت‌هاي معاويه را جمع‌آوري كرده است. او مي‌گويد: نخستين كسي كه ربا را حلال شمرد، آشكارا به خريد و نوشيدن شراب اقدام كرد، اموالي را براي جعل حديث اختصاص داد، به دين خدا اهانت كرد، ازدواج با دو خواهر را در يك زمان، اجازه داد و خطبه عيد را بر خلاف دستور پيامبر صلي الله عليه و آله ، بر نماز عيد مقدم داشت، معاويه بود.
آيت الله جوادي آملي مي‌گويد: در گذشته، مردم بالاي در خانه‌ها، مغازه‌ها و گرمابه‌ها، نعل اسب مي‌آويختند و به اين كار، اعتقاد داشتند؛ بي آن‌كه از پيشينه اين باور غلط آگاه باشند. ريشه منحوس آن، اين بود كه پس از شهادت امام حسين عليه السلام، به فرمان عمر بن سعد، گروهي براي تفاخر، بر سم اسب‌هايشان نعل تازه زدند و با آنها به روي بدن‌هاي مطهر شهدا تاختند. هنگام بازگشت اسب تازان به كوفه، عده‌اي بر آن نعل‌ها بوسه زدند و آنها را بر ديده نهادند و براي تبرك، بالاي در خانه‌هايشان آويختند.
اكنون نيز برخي سنت‌هاي نادرست، در عزاداري سالار شهيدان راه يافته است و در دسته‌ها، علم سنگين و بي‌خاصيت بر دوش كشيده مي‌شود. اين كار، نه خردمندانه است و نه در قرآن و روايات، به آن توصيه شده است. در ماتم امام حسين عليه السلام اشك و آه و ناله و بر سر و سينه زدن، آگاهانه است و از آهن سنگين و سرد، كاري بر نمي‌آيد

نقل از اینترنت


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, بافران, یادداشت
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/13 ... 14:40 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

با سلام و صلوات بر محمد وآل محمد(ص) و نیز سلام خدمت شما دوستان گرامی با بخش خبری جدید بافران دیلی در خدمت شماهستیم... با ما همراه باشید...

 با آخرین بخش اخبار ویژه ی محرم در خدمت شما دوستان هستیم...

 خبر اول : برای محرم امسال ورودی شهر بافران بوسیله ی پرچم های مشکی آراسته شده ... واقعا نمای جالبی داره.... خصوصا پرچم های اون میله های شش متری! که آرم شهرداری بافران روش سنگینی می کنه...!

در کل حرکت زیبایی است...

 خبربعد : روز تاسوعا در عبور از مقابل درب شهرداری (به سمت پایین) اگر کمی همت می کردید و سرتون را به سمت راست می چرخوندید(حدود نود درجه!) حتما می تونستید ماشین قرمزرنگ آتش نشانی بافران را ببینید... راستش ما خیلی فکر کردیم که علت وجود اون ماشین تو اون زمان تو اون مکان ! چی بود ؟! از شستن کف خیابون اون هم توسط ماشین آتش نشانی حدس زدیم تا ... نمایش ماشین برای پیدا شدن یک خریدارجهت خریدن اون ...!(مثل می نی بوس بافران) ...

دست تمام عزیزانی که در تهیه ی این ماشین آتش نشانی زحمت کشیدن درد نکنه... ولی یک ماشین بدون ایستگاه و پرسنل به تنهایی...!!!؟

و اما سوال این هفته ی بافران دیلی : به نظر شما ماشین آتش نشانی بافران شب ها کجا می خوابد؟(شما می توانید گزینه ی مورد نظر خود را برای ما کامنت کنید... به دوهزار و هفتاد و چند نفر از دوستانی که پاسخ صحیح بدن یک دور سواری با این ماشین را جایزه می دیم...!)

1)  خونمون!

2)  خونتون!

3)  خونشون!

4)  اتاق تمساح ها....

 خبر بعد :

همانطور که در تصاویر منتشره در وب سایت بافران مشاهده کردید (اگر ندیدید می تونید توی ادامه ی مطلب یکی از همین مطالب قبلی ببینید که آقای فروزان زحمتش را کشیدن) کار مسجد حاج باقی هم به جاهای باریک کشیده شده و آجرنمای اون در حال تکمیل شدنه... بنا بر گزارشات واصله به دبیرخانه ی بافران دیلی گچ کاری داخل مسجد هم تمام شده و مانده آب و برق و گاز و تیلفن!...

دست همه ی دست اندرکاران درد نکنه...

 خبر بعد : و اما خبر جدید از دارالقرآن حضرت معصومه (س) این که اخیرا خیر محترم دیگری بیست میلیون تومان دیگر راتقبل نموده اند و لذا تا کنون حدود چهل و پنج میلیون تومان از محل درآمدهای ناشی از خیرین(خدا اجرشون بده) جمع آوری شده و مبلغی هم بصورت ماهیانه به حساب دارالقرآن واریز می گردد....

دست همه ی دست اندرکاران دارالقرآن هم درد نکنه...

 خبر بعد : در شب دوازدهم ماه محرم برخلاف هرسال دسته عزاداری تشکیل نشد (و بقول ما در نیومد!) و بجای آن مراسم قرائت خطبه ی حضرت سجاد (ع) توسط حاج آقا محمدتبار در مسجد حسینیه برگزار گردید ...

 خبر بعد :

بعد از مراسم محرم امسال تیمی از مجرب ترین فضولان ! بافران دیلی را روانه ی کوچه پس کوچه ها کردیم تا مهمترین مشکل ظاهری! از دید مردم را بیابیم... نتیجه ی این شد که عده ی زیادی از سرمای زیاد هوا و عدم وجود امکانات مناسب می نالیدن !

بنا برگزارشات واصله در چند شب مراسم عزاداری چندین مورد سوختگی لباس بویژه چادر از سوی بانوان و نیز لباس از سوی آقایان گزارش شده که این آمار در مقایسه با آمارسوختگی لباس در همین بازه ی زمانی در سال قبل نمی دونیم چه تغییری کرده !!!

البته در میان گزارشات واصله عده ای از این کار(ایجاد آتش در حسینیه) رضایت صددرصد داشتن...! بدنبال پیگیری های بافران دیلی برای یافتن پاسخی برای این معما معلوم شد که این افراد در آخر مراسم از ذغال های تولید شده برای گرم کردن کرسی هایشان استفاده می کردند...!بقولی "گریه اش را فلانی کرد و آشش را فلانی خورد!!!"

خوب است که تدابیر لازم برای محرم سال بعد اندیشیده شود...

 و مهمترین خبر این روزهای نایین و بافران :درب آبدارخانه ی بافران دیلی مجددا باز شد...!!!(مگه بسته بود؟!)

دیروز در اثر یک اتفاق نادر دسته کلید مش غلام که مدتی بود مک ! شده بود هنگام شستن لباس های او پیدا شد...!!!بدنبال این اتفاق مش غلام خوشحال شد...!!!

 راستی بنا براطلاعات سری رسیده به مش غلام از سوی غضنفرآقا (که قرار نبود هیچ کس جز مش غلام بره و بخوندشون و مطمئنیم که نرفتید!!!) توی جلسه ی دفاع از حقوق بشر که گویا نقدی بر عملکرد بافران دیلی نشده و رضایت نسبی وجود داشته (خدارا شکر) لذا اگه نظری ، پیشنهادی ، تحسینی و خدای نکرده انتقادی به هریک از اعضای باشگاه خبری بافران دیلی (به جز مش غلام!) دارید می تونید بیاید و به ما اطلاع بدید...تا هم دلگرمی برای بروبچ جامعه ی مجازی بافران بشه و هم کمک به بهتر شدن اخبار...

 تا بخش بعدی خبری بافران دیلی همه ی شما گرامیان را به خدا می سپاریم...

+ به قلم خبرنگار واحد خبری بافران دیلی در 2011/12/13 ... 14:29 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

کربلا

همه چیز درباره‌ی تربت امام حسین (علیه السلام) و تسبیح خاکی!

 


ادامه مطلب
+ به قلم فاطمه امامی در 2011/12/13 ... 11:56 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, بافران, عکس
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/13 ... 0:33 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

ورود فقط برای مش غلام آزاد


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, غضنفر
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/12 ... 23:23 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

در خبرهای خبرنگار محترم بافران دیلی به صورت مرتب از آخرین خبرهای کارهای اجرایی شهر با خبر می شوید و شده اید .اما من در آخرین ساعات بودنم در آن دیار علیرغم سرمای شدید و بیماری دل را به دریا زدم و چند عکس گرفتم تا خبرهای خبرنگار محترم را مصور نمایم و دست مریزادی خدمت تمام دست اندرکاران در همه مناصب ودر همه پستها

دست گل همگی درد نکند و امید که شاهد اجرای پروژه های بزرگتر باشیم

یخچال بازسازی شده .امید که دیوارهای پیرامون  یخچال فراموش نشوند


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, بافران, عکس
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/12 ... 22:3 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

رده : فوق سری (کاملا محرمانه)

موضوع : جاسوسی

به : غضنفر آبدارخانه ی بندر

از : مش غلام آبدارخانه ی کویر

لذا ورود به بخش ادامه ی مطلب برای سایر دوستان ممنوع می باشد و در صورت ورود تحت پیگرد قانونی قرار خواهید گرفت ...!!! اگه یک شب خوابیدید صبح بلند شدید! دیدید سرتون رو سینتون نیست ! بدونید رفتید تو  "ادامه ی مطلب" این مطلب


ادامه مطلب
+ به قلم خبرنگار واحد خبری بافران دیلی در 2011/12/12 ... 17:5 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, عکسهای محرم
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/12 ... 15:39 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

برای تو ای پیر غلام شهرم .برای تو ای امام جماعت مسجد آدینه ام و برای تو ای موذن سالهای سال مسجد آدینه ام از خداوند سلامتی و تندرستی را خواستارم .که الحق به گردن تک تک ما حق فراوان داری .

سلسله عکسهای محرم  را با تصویر شما آغاز می کنم که این حداقل کاری است که در مقابل دینی که به شما دارم ، می توانم انجام دهم .


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, عکسهای محرم
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/11 ... 18:36 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

به نام خدا

همانگونه که در مطلب قبل در خصوص جلسه بافرانیان حاضر در فضای مجای آورده شد، خواسته هایی در جلسه مطرح شدند که اکثر آنها به اینجانب بازمیگشت. با توجه به خواست دوستان، تغییرات از هم اکنون آغاز شده و انشاءالله تا قبل از جلسه بعدی، بتوانیم حد بسیار زیادی از این تغییرات را اعمال نماییم.

در این خصوص در گام اول آدرس دامین سایت خریداری گردید، قبلا دامین بافران دات آی آر خریداری شده بود که در اختیار شهرداری قرار گرفت، و متاسفانه دامین بافران دات کام هم بسته بود، ولی شکر خدا اخیرا این دامین باز شده و توانستم آن را خریداری کنم. لذا از این پس ما را در این آدرس ببینید:

www.bafran.com


انشاءالله تغییرات بعدی در این خصوص به زودی اطلاع رسانی خواهند شد.

همچنین، آقای حمیدرضا پوربافرانی مدیر سایت 7تن، زحمت کشیدند و لوگوی بسیار زیبایی برای سایت جامعه مجازی بافرانیان طراحی نمودند، ضمن تقدیر از ایشان این ادرس لوگو در منوی سمت راست وبلاگ آمده است، دوستان محبت فرموده و این آدرس را لینک نمایند.


ضمنا تقاضامند است از این پس حتما از آدرس www.bafran.com وبلاگ را باز کنید تا با جایگزین شدن آن آدرس بجای ادرس بلاگفا، بتوانیم زمینه تبدیل شدن وبلاگ به وبسایت را نیز فراهم نماییم.لذا لطفا پس از این حتما سایت را با آدرس مستقیم باز نمایید.

و من الله التوفیق



برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, بافران
+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/11 ... 9:54 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

 

 

غضنفر گلم امسال نامردی کردی و نیامدی همراه من تا عصر عاشورا میهمان افتخاری همایش بافرانیهای خارج از کشور (شما بخوانید خارج از روستا )باشی .

تو که در هر حال و همه زمانه ها مرا یاور بودی وسال گذشته در همایشی مشابه امسال برایم بافران دبی می شود را تداعی کردی .اما امسال باز هم خدمتت عرض می کنم که جایت بسیار خالی بود .جلسه ای با حضور حدود چهار صد نفر از بزرگواران، که امسال خواهران خارج از شهر نیز در جمع صمیمی حضور داشتند .جلسه ای گرم کنار بخاریهایی که به قول خودمان ول و ول(1) می کرد و در زیر چراغهای کم مصرف و روی صندلی پلاستیکی  

 


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, غضنفر
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/10 ... 22:32 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
مهندس سید قاسم رستمی جزئیات این ماه‌گرفتگی را نیز این‌گونه شرح می‌دهد: شهر سرخس در شمال شرقی كشورمان در ساعت 16:17 شاهد شروع ماه‌گرفتگی خواهد بود، ماه در تهران در ساعت 16:50 با 45 درصد گرفت در سطح آن طلوع خواهد كرد و در ساعت 17:12 در اهواز با 83 درصد گرفت ظاهر خواهد شد و در ساعت 19:45، ماه‌گرفتی در این شهر به صورت كامل به پایان می‌رسد و گرفت در ایران تمام خواهد شد.


حجت‌الاسلام والمسلمین محمد رضایی درباره‌ی نحوه‌ی به‌جا آوردن نماز آیات نیز می‌گوید: این نماز به شیوه‌های مختلفی اقامه می‌شود و به دو طریق معروف نیز قابل خواندن است

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

منبع:khamenei.ir


ادامه مطلب
+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/10 ... 18:28 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

چه زیباست نام تو ای بلند آوازه ترین نام

و چه با شکوه است عشق حماسه حسینیت

ای روستایی که شهر شده ای  

ومن به داشتن نام تو و همشهریانم ، افتخار

آری بافران همچون همیشه دوستت داریم و به چنین مردمی با این عشق عاشورایی هزاران بار افتخار.

که تو سرچشمه عشقی و دوست داشتن در تو هر روز بالنده ترمی گردد.

چه زیباست حماسه با شکوهت در تاسوعا  و چه زیباست شور حسینیت در عاشورا.

و چه مردم صادقی داری که آنچه  را دارند در طبق اخلاص می گذارند برای محرم و صفروبرای خاندان پیامبر(ص )

 


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/10 ... 16:56 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

اولین جلسه «بافرانیان حاضر در فضای مجازی»، با حضور جمعی از افراد فعال در این حوزه در تاریخ پنج شنبه 17/ 9/ 90 محل مسجد جامع برگزار شد که در ادامه مشروحی از گزارش این جلسه به نظر شما خواهد رسید.

از راست به چپ:آقایان و خانم ها: محسن امامی، فاطمه امامی، مهدی مرادی، حمیدرضاپوربافرانی، حسین فروزان، علیرضاعرب بافرانی، جمال امامی، موسی پوربافرانی، مهدی شهریاری،جابرفخرایی، قوام فروزان، حمیدرضاعرب بافرانی، محمدبخشیان


حاضرین در جلسه(به ترتیب معرفی در جلسه):

آقای حسین فروزان: نویسنده وبلاگ جامعه مجازی بافرانیان

آقای علیرضا عرب بافرانی: نویسنده وبلاگهای شورا، و باورون

آقای مجتبی پوربافرانی: نویسنده وبلاگ نسیم بافران و بسیج بافران

آقای جابر فخرایی: از خوانندگان

آقای محمدرضا عرب بافرانی: نویسنده وبلاگ جامعه مجازی بافرانیان

آقای حمیدرضا عرب بافرانی: نویسنده جامعه مجازی بافرانیان

آقای قوام فروزان:  از خوانندگان

آقای محمد بخشیان: نویسنده گروه علمی بافران

آقای حمیدرضا پوربافرانی: نویسنده سایت 7تن (آل یاسین)

آقای موسی پوربافرانی: نویسنده وبلاگ نسیم بافران

آقای محسن امامی: از خوانندگان

آقای مهدی شهریاری: نویسنده وبلاگ عارف دلسوخته

آقای مرادی: از خوانندگان

خانم فاطمه امامی: نویسنده وبلاگهای کدبانو، مادر و جامعه مجازی بافرانیان

خانم حسنی: از خوانندگان

آقای جمال امامی: از خوانندگان

 

جلسه با قرائت قرآن توسط آقای شهریاری در ساعت 15:10 آغاز گردید، در ابتدای جلسه آقای فروزان متن خوشامد و مقدمه را قرائت فرمودند و سپس از حضار خواسته شد خود را معرفی بنمایند.

پس از معرفی حضار، جلسه با موضوع نقد کیفیت حضور بافرانیان در فضای مجازی ادامه یافت، که این صحبتها با آقای جمال امامی آغاز شد و تاپایان جلسه و صحبتهای آقای علیرضا عرب بافرانی ادامه یافت.


 

در جلسه به موارد چندی اشاره شد که برخی از آنها عبارتند از:

 

- باید قالب و ظاهر وبلاگ ها تغییراتی داده شوند و پویا شوند.

- می بایست از فضای وبلاگی خارج شده و در بلند مدت به سایتهای مستقل اندیشید.

- به محتوا بیشتر پرداخته شود، سعی شود مطالب ویژه بافران بیشتر استفاده شود، مثلا گویش بافران، ضرب المثل ها، فرهنگ عامیانه و ...

- سعی شود دروبلاگ ها بیشتر از گویش عامیانه نایین و بافران استفاده شود

- در حاشیه وبلاگها لیست آخرین مطالب نوشته شده درج شوند.

- حضور خواهران در وبلاگ ها بیشتر شود.

- تلاش شود مطالب وبلاگها بیشتر به بافران معطوف باشد و موضوعات پراکنده کمتر شوند، مطالب سمت و سو داشته و هدفمند ارائه گردند.

- نصب و ارائه اینترنت پرسرعت(ADSL) در بافران پیگیری شود که باید شورا برای این امر پیگیری نماید، مقررگردید شورای محترم دراین خصوص پیگیر باشند.

- باید تلاش شود مطالب کپی پیستی کمتر باشند.

- باید آستانه صبر خود را بالا ببریم، در مقابل انتقادات تحمل نموده و سریع عکس العمل نشان ندهیم

- مطالب وبلاگهایی که در لینکها هستند مدام بررسی شوند که مشکل خاصی نداشته باشند.

- مسائل و مشکلات بافران شفاف تر نوشته شوند و از کنایه و درلفافه گویی پرهیز گردد.

- در نوشتن مطالب عجله نشود و با صبر وحوصله و دقت انجام گردد.

- باید روی عنصر تبلیغات توجه جدی شود، به این منظور می بایست به روشهای مختلف وجود چنین وبلاگهایی به بافرانیان اطلاع رسانی گردد که پیشنهاداتی هم ارائه شد.

- در جلسه بعدی که انشاءالله در عید نوروز خواهد بود، باید سعی شود نویسندگان و افراد توانمند بافران دعوت شوند تا از آنها برای کمک و استفاده در این ظرفیت فضای مجازی درحوزه های مختلف استفاده گردد.

- در وبلاگها حتما نقد وجود داشته باشد ولی نقد منصفانه باشد و هم نیمه پر و هم نیمه خالی لیوان دیده شود.

- کامنتها اگر توهین به شخص دیگری را دارند نوشته نشوند و حذف شوند.

و ...

 

شایان ذکر است در این جلسه، حضار با اشاره به پتانسیل بسیار بالای فضای مجازی در بازتولید فرهنگ بافران، اذعان داشتند رفته رفته به سمت و سویی می رویم که وبلاگها و سایتهای بافران مهمترین عوامل هویت بخش به بافرانیان خارج و داخل بافران می شوند.

تنوع مخاطب، از همه افراد و اقشار جامعه، چه از افراد ذی نفوذ بافران و نایین، چه از صاحبان علم، چه از بافرانیان خارج از نایین و چه بافرانیان داخل نایین و بافران، منجر می گردد مسئولیتی دشوار برای تامین ذائقه این مخاطبان پیش روی وبلاگهای بافران باشد. همچنین موضوعات زیرمجموعه بحث و بررسی در بافران بسیار زیاد بوده می بایست به نحوی همه آنها را به شکل مناسبی پوشش داد که دشواری کار را دوچندان می نماید.

ان شاءالله جلسه دوم بافرانیان حاضر در فضای مجازی در ماه های آتی(احتمالا عید نوروز) و در بافران برگزار خواهد شد که متعاقبا در این خصوص اطلاع رسانی های لازم به عمل خواهد آمد.

+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/9 ... 18:6 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
سلام

به عنوان آخرین کدنوحه های آنلاین امسال، دو کد نوحه ذیل را برای خوانندگان قرار می دهم.

اولین مورد کد نوحه چاووشی مرحوم جهانبخش کردی زاده، بخشو، است که مدتی بر روی وبلاگ پخش می شد.

http://bafran.persiangig.com/document/code%20chavooshi.txt

دومین مورد هم کد نوحه مران یک دم ساربان اشتر، از مرحوم سعیدمنش است که هم اکنون روی وبلاگ است.

http://bafran.persiangig.com/document/code%20maran%20yekdam.txt

فایلها را دانلود کرده و کد درون آن را در بخش تنظیمات وبلاگ، اسکریپتهای اختصاصی کاربر، کپی نمایید.

التماس دعا


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/9 ... 6:1 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

به نام خدا

ما «بافرانیان حاضر در فضای مجازی» تصمیم گرفتیم امسال گرد هم آییم و دیداری تازه نماییم که انشاءالله این دیدار، آغازی باشد برای ثمربخشی بیشتر حضورمان در این فضا.

لذا از کلیه شما سروران گرانقدر دعوت می نماییم در این نشست حضور به هم رسانید.


زمان: پنج شنبه 17/ 9/ 1390 مصادف با 12محرم الحرام    ساعت 15 لغایت 16:30

مکان: اتاق جلسات واقع در زیر زمین مسجد جامع بافران


بعدانوشت(پنحشنبه 17/ 9 ساعت 20) : جلسه مذکور به خوبی و با حضور دوستان گرانقدر برگزار شد که گزارش تکمیلی و مشروح آن را انشاءالله امشب، و نیز عکس های آن را انشائالله فردا روی وبلاگ قرار می دهیم.

+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/8 ... 13:6 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

محرم الحرام امسال هم رسید و عاشورای حسینی به پایان رسید، خوشبختانه پیش از من، خبرنگار محترم وبلاگ، مشروحی از اخبار را بیان کرده اند. طبق عادت هرساله قصد نقد و انتقاد از عزاداری عاشورای بافران و حواشی ان را ندارم، وصرفا چند موردی از موارد بسیار نمایان که دیده شد را بیان می نمایم:

 

1- مراسم عزاداری امسال را به جرات می توان پرشورترین و منظم ترین مراسم چندسال اخیر دانست(هرچنداز نظر تعداد حاضران شاید از سالهای قبل بیشتر نبود). وجود اتحاد در خودمراسم و حواشی آن اثرات خود را برجای گذاشته بود و هیئت عزاداری هم نظم وسیاق مناسبی یافته است. نکته مهم آنکه امسال از یک سو مداحی های دسته زنجیرزن بسیار پرمعنا و عالی بود، از دیگر سو نوحه ها و عزاداری های دسته سینه زن و از سوی دیگر تناسب سن دسته شال زن بسیار خوب بود، که همه اینها نشان از آن دارد در برگزاری مراسم عزاداری به سمت ثبات خوبی در حرکت هستیم، البته امید آنکه انتخابات امسال باعث دودستگی و تفرقه های تازه نشود.

 

2- حل شدن مشکلات موجود بر سر طبخ غذا، کمک شایانی به جلوگیری از هدررفت نذورات، و نیز جلوه نمودن اتحاد در بافران کرد، طبخ غذا در چند شب در مجتمع بقیه الله، اقدامی بدیع و ارزنده بود که جای تقدیر و تشکر دارد، علی الخصوص اینکه بسیاری از بافرانیان خارج نایین که قوم و خویش نزدیکی در بافران ندارند، با این کار احساس راحتی بیشتری کرده و امکان حضور بیشترشان در سالهای بعد هم در بافران فراهم خواهد گشت. از سوی دیگر غذای ظهرعاشورای پادرخت هم بسیارخوب توزیع شد و نظم امسال در طبخ و توزیع غذا در مجتمع و پادرخت کم نظیر بود.

 

3- متاسفانه مشکلی که چندسالی بافران در ایام محرم با آن دست به گریبان بود، همچنان هم پابرجا است، و آن هم سرمای شبهای محرم است، هرچندمحرم رو به تابستان می نهد و این مشکل تا بیست سی سال بعد خیلی آزاردهنده نخواهد بود، ولی حقیقتا سرمای هوا در شبهای بافران تا مغر استخوان هم می رسد، و حتی آتشهای تهیه شده هم نمی توانست کمکی به گرم شدن بکند. به نظرم مسئولین باید حتما برای این مشکل فکری بنمایند.

 

4- علیرغم همه نکات قوت امسال، ولی مشکلاتی هم به چشم می خورد، مشکلات و آسیبهایی که باید به آنها اندیشید.

 اولا وجود دوربینها و موبایلها که حقیقتا معضلی شده است، میگویند یکی از نشانه های جوامع توسعه یافته آن است که وقتی درموقعیتی هستند سعی میکنند از آن شرایط لذت ببرند، درحالی که جوامع درحال توسعه به جای استفاده از شرایط، تلاش برای ثبت و ذخیره آن می کنند، و متاسفانه برخی از همشهریان ما در مراسم عاشورا، به جای استفاده از این همه فضای مناسب و پرهیبت، برای بردن دل به کربلا، دوربین به دست تلاش می کنند صحنه هایی را فیلم بگیرند که نمی دانم قرار است چه کسی و کجا مشاهده کند؟

آسیب مهمی که در کنار این مسئله به چشم می آید اثرگذاری این امر در هیئت خواهد بود، نباید به سمتی برویم که احساس شود عزاداریمان صرفا یک نمایش و یک شوی بسیار پر شور است. عزاداری ها باید برآمده از دل، و برای دل باشد تا بتواند بر دل نشیند...

دوما بدعتهایی که چندسال است به شکلهای گوناگون گریبانگیر بافران شده است، روزی به شکل علم، روزی به شکل مداحی های عجیب، روزی به شکل شیر، روزی هم به شکل شورگرفتن های افراطی و تقلیدی در عزاداریها، به نظرم می رسد برخی اوقات هدف را فراموش می کنیم...سکوت می کنم و می گذریم

سوما نماز، نماز ظهر عاشورا، و ظهر تاسوعا

متاسفانه برنامه ریزی های زمانی هیئت، کمی مشکل دارد، و هم تاسوعا و هم عاشورا، با نیم ساعت تاخیر به نماز رسیدیم، که این امر اصلا پسندیده نیست، مگر نه آنکه حسین علیه السلام حتی ظهر عاشورا هم نمازش را از هرچیز مهمتر داشت؟ پس امروز چرا اینگونه نمازمان عقب و جلو می شود؟

چهارما اتومبیلهایی که مثل هرسال در مسیر هیئت قرار دارند، و متاسفانه این امر هم علیرغم تذکر مسئولین، دگربار دیده شد و مانع بسیار جدی برای تردد هیئت عزاداری به حساب می آمد.

پنجما عدم حضور حجت الاسلام و المسلمین اسلامی، بود که امسال از فیض حضور ایشان محروم بودیم، هرچند حاج آقای محمدتبار حضور داشتند، اما سخنرانی های حاج آقا اسلامی چیز دیگری است...

ششما از همه اینها که بگذریم، عزاداری بافران، مزه دیگری دارد... جای همگیتان خالی...

5- در خصوص مراسم سالگرد شهدا، که امسال خوشبختانه بسیار شلوغتر از سال قبل و بسیار خوب برگزار شد، اینجانب قبلا مداحی حاج آقا محمدتبار را ندیده بودم که در این مراسم دیده و پی بردم چرا اینقدر ایشان در میان مردم محبوب شده اند، خداوند به ایشان اجرخیر عنایت فرماید. کلیپی که سال قبل در این مراسم به نمایش درآمد الحق کلیپ زیبا و ارزنده ای بود و به نظرم باید تلاش شود این کلیپ که در حقیقت تصاویر به یادگار مانده از شهدای بافران است تا حدامکان منتشر گردد و همگان از آن استفاده کنند.

 

6- مراسم بافرانیان مقیم خارج بافران، که قبلا سه بار درخصوص آن نوشته ام، نمی دانم دیگر چه بگویم؟ هرسال بهتر از سال قبل!!!

سال قبل حسین آقای فروزان مطلبی نوشتند تحت عنوان«بافران، دبی میشود» که با چاشنی طنز همراه بود و در مراسم سال قبل بافرانیان مقیم(...)، نوشته شده بود، امسال به نظرم این طنز ایشان محقق گشت و امر بر مسئولین مشتبه گردیده که بافران، دبی شده است، خوب است سال بعد باید پا را از خاورمیانه فراتر بنهیم و به جهانی شدن بافران بیندیشیم:-)

به نظر اینجانب حداقل کاری که می شود در این جلسه کرد این است که اخبار و اتفاقات و گزارش کار و پروژه های یک سال گذشته روستای شهرشده مان را در قالب کتابچه هایی به مدعوین بدهندیا آنکه اقلا چندنمونه از پروژه های نیازمند به کمک سایر بافرانیان را به صورت جزوات به ایشان اطلاع دهند.

تشکیل یک کمیته هزینه ای کمتر از پذیرایی این مراسم دارد ولی دوستان همت نمی کنند...

7- قبلا در خصوص این مشکل به صورت سربسته اشاره ای کرده بودم، و اینجا هم صرفا اشاره می کنم که باید جمع آوری کمک ها و هدایای مردم نظم و سیاق داشته باشد و اینگونه جمع کردن نذورات و هدایا اصلا مناسب نیست. صحبتهایی که در ظهرعاشورای بافران، بین دو نماز، در آن لحظات خاص، از پشت تریبون مطرح شد اصلا در شان ظهرعاشورای بافران نبود. یادمان نرفته است چندسال قبل در همین لحظات حاج آقا حسینی چه اذان پرشوری گفتند و چه شد آن همه شور که امروز با این جملات جایگزین شده اند؟ یا درب همه مساجد و ایستگاه های هیئت افرادی جهت جمع آوری کمک ها دیده می شوند، به نظرم اگر کمی حساب و کتاب شود دیده می شود کلا این مبالغی که به این صورت جمع می شوند اصلا در حد و اندازه ای نیست که به این هزینه اش بیارزد. اینجانب در کل با جمع آوری نذورات و هدایا مخالف نیستم، ولی نظم و برنامه داشتن آنها بسیار مهم است.

 

سخن بسیار است و مجال اندک... با همه اینها امسال هم عزاداری عاشورای حسینی بافران گذشت... ان شاءالله توانسته باشیم بهره کافی را از این مراسم ببریم...

 

ومن الله التوفیق

م.ع.بافرانی   

 

+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/7 ... 17:50 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

با سلام و صلوات بر محمد وآل محمد(ص) و نیز سلام خدمت شما دوستان گرامی با بخش خبری جدید بافران دیلی در خدمت شماهستیم... با ما همراه باشید...

بنا بر وعده ای که داده بودیم وفشارهای شدید مش غلام با اخبار ویژه ی عاشورای حسینی در خدمت شما گرامیان هستیم...

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام)

صبح امروز مردم عزادار بافران حدود ساعت هشت و نیم در میدان جمع شدند و پس از اتمام زیارت عاشورا در مسجد حسینیه مراسم ویژه ی روز عاشورا را آغاز کردند... در ابتدای امر جمعیت نسبت به روز عاشورا زیاد نبود...

با توجه به اینکه در پادرخت امور مربوط به طبخ و توزیع غذای عاشورا برقرار بود هیئت در اولین مقصد به سمت مسجد فاطمیه (سلام الله علیها) (بالاده) حرکت کرد... پس از کمی توقف و پذیرایی از عزاداران دسته به سمت دروازه حرکت کرد و از مسیر بهداری به سمت مسجد سیدالشهداء (علیه السلام) حرکت نمود... پس از توقف کوتاهی در این مکان دسته از مسیر منتهی به لاجره به سمت خیابان اصلی حرکت کرد و از خیابان اصلی به سمت دروازه حرکت نمود...

پس از توقفی کوتاه در دروازه دسته به سمت حسینیه حرکت نمود (از مسیر جلوخون- کوچه ی امام سجاد (علیه السلام)) و با ورود به حسینیه مراسم اصلی ظهر عاشورا را با شور حسینی در این محل برگزار کردند... و در ادامه ی مسیر با حرکت به سمت گلزار شهدای بافران اختتامیه ی مراسم روز عاشورا را در این مکان برگزار کردند و در ادامه ی مراسم نیز نماز ظهر عاشورا به امامت حاج میرزا حسن در مسجد گلزار برگزار گردید...

 

و اما اخبار و حواشی روز عاشورای بافران:

خبر اول : جمعیت که در ابتدای امر درخور روز عاشورا نبود در اولین گام مسیر یعنی در مسجد بالاده بسیار افزایش داشت و اکثریت جمعیت در مسیر مسجد سیدالشهداء(علیه السلام)  به خیل عزاداران اضافه شدند...

خبر بعد : نکته ی جالب در ایستگاه بالاده غیبت سخنران محترم این محل بود که در اینباره اطلاعات بیشتری در رسانه های جمعی منتشر نشده است...

خبر دیگر : نوه به جای پدربزرگ

امسال نیز مانند سال گذشته شاهد این بودیم که نوه ی آقای جوادبرومندپور(اسماعیل) تربت بر سر می نهاد و واقعا جای خالی پدربزرگ در این قسمت مراسم به چشم می خورد...

 

خبر بعد: گزارشات واصله به دبیرخانه ی بافران دیلی حکایت از حضور انواع و اقسام دوربینها و انواع و اقسام فیلمبردارها بود!!! در مسیر حرکت دسته ی عزاداری به هر طرف که نگاه می کردید غیرممکن بود که در مسیر دیدتان، چشمتان با چند نفر دوربین به دست تلاقی نکند... و اینکه این فیلمبردارها از گروه های مختلف سنی و نیز هم از آقایان و هم از بانوان بودند... کاری که شاید حکایت از این دارد که قصد ما از آمدن به مراسم حسین (علیه السلام) اجرای یک نمایش و از سوی دیگر صرفا دیدن این نمایش است و البته بیشتر فیلمبرداری از آن!!! و شاید این نمایش برای دیده شدن توسط همین افراد اجرا گردد...!

 

خبر بعد : برخی از جاسوسان بافران دیلی گزارشاتی به دست ما رسانده اند که در ظهر عاشورا عده ای از بانوان عزادار که شور زیادی گرفته بودن ، اقدام به خاموش کردن خیمه نمودند و با حرکت به سمت ایفا کنندگان نقش یزیدیان قصد درگیری با آنها را داشتند...!!!

 

خبر بعد : کاهش نسبی پذیرایی ها در ایستگاه های مختلف بود... عملی که بسیارشایسته بود چرا که در این چند سال مراسم عزاداری بیشتر تبدیل شده به مراسم شکم پرکنی ! و مراسم آشپزی...

 

خبر بعد : در گوشه و کنار مراسم امروز به وفور چشم های اشک آلود و صورت های محزون دیده میشد ... و متاسفانه در کنار آن حرکت هایی که با عزاداری و سینه یا زنجیرزنی با هم جمع ناپذیرند... متاسفانه بنا به گزارشات واصله به دبیرخانه ی بافران دیلی در طول مراسم بارها مشاهده شده است که شوخی هایی نه در خور این روز و به تبع آن خنده هایی نه شایسته ی یک عزادار صورت می گرفته است که این گزارشات حتی در ساعات پایانی مراسم و از میدان به دست ما رسیده است ودر میان  فاعلین آنها افرادی که بسیار پرشور!عزاداری هم می کردند رویت شده اند ... (تو خود حدیث مفصل بخوان...!)

البته

البته

همه اینها تنها کفهای روی موج دریا هستند و هیچ یک از این نکاتی که اشاره کردیم چیزی از عظمت عاشورای بافران نمی کاهد...

 

خبر بعد :

مراسم نماز ظهر عاشورا با حضور خیل عظیم عزاداران حسینی  برگزار گردید.

از نکات این مراسم اختصاص منبر بین دو نماز به جمع آوری نذورات برای ترمیم مسجد گلزار بود که شایسته بود از این وقت برای افزایش معرفت حسینی استفاده شود تا عزاداری هامان علاوه بر شور کافی از شعور کافی هم برخوردار گردد...

و نکته ی دیگر این مراسم حرکت شبه نمادین ! استفاده از یک مکبر نوجوان بود که نماز اول را مکبری نمود و در نماز دوم این فرد تعویض و مکبر هر ساله مسئولیت مکبری را بر عهده گرفت... و این سوال برای تیم خبری بافران دیلی پیش آمد که با توجه به کیفیت خوب مکبری هر سال چرا امسال مکبر تغییرکرد ...؟!!!

 

واما از حواشی جلسه ی بافرانیان مقیم سایر نقاط ایران :

بعد از برگزاری این مراسم مش غلام با سرعت برق و باد اومد و چند تا پیشنهاد داد که الحق و الانصاف زیاد هم بیراه نبودن...!

اولا مش غلام اصرار داشت که اسم این جلسه به یکی از عناوین زیر تغییر کنه که اون را بعنوان پیشنهاد مطرح کرد و ما هم اون را به نظر سنجی گذاشتیم :

نقش بافران در تحولات اخیر منطقه !

نقش بافرانیان مقیم سایر نقاط ایران ! در تحولات اخیر منطقه

از بافران تا نایین تا بیرجند

از بافران تا خاورمیانه

نقش ساسانی ها در پیشرفت بافران !

جلسه ی موزو کیک!!!

و اما انتفاد دیگه ی مش غلام اینکه چرا راجع به تمام نقاط بافران صحبت نشد؟!!! و فقط قسمت خاورمیانه ی آن مورد بحث قرار گرفت و راجع به سایر بخش های این روستای تازه شهرشده مان بحث نشد...؟!!!

 

تا بخش بعدی خبری بافران دیلی همه ی شما گرامیان را به خدا می سپاریم...

+ به قلم خبرنگار واحد خبری بافران دیلی در 2011/12/7 ... 0:55 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

با سلام و صلوات بر محمد وآل محمد(ص) و نیز سلام خدمت شما دوستان گرامی با بخش خبری جدید بافران دیلی در خدمت شماهستیم... با ما همراه باشید...

بنا بر وعده ای که داده بودیم بااخبار ویژه ی تاسوعای حسینی در خدمت شما گرامیان هستیم...

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام)

امروز تاسوعای حسینی بود و صبح هنگام حدود ساعت نه دسته ی عزاداری در بافران به پا شد و آنچه که در ابتدای کار به چشم می خورد جمعیت نه چندان زیاد عزادارن بود که در ادامه ی مراسم به تعداد عزاداران حسینی افزوده میشد...

نظم بسیار خوبی بر مراسم امروز بافران حکمفرما بود که در این چند سال یکی از مراسم های با نظم بالا به حساب می آمد...

بنابر گزارشات واصله به دبیرخانه ی بافران دیلی بازرسان تیم خبری بافران دیلی از گوشه و کنار مراسم برخی صحنه های جالب توجه به چشم می خورد ، صحنه اشک هایی که از سرعشق به حضرت عباس (ع) از چشم های عاشقان سرازیر بود،صحنه ی سینه وزنجیرزنی های عزاداران عاشق و چه زیبا صحنه هایی... و در کنار آن صحنه هایی که شاید زیاد جالب نبود... خنده هایی از سر شوخی و ... که ناگفته هویدا بود و است ! که بنا بر توصیه مش غلام آبدارخانه ی بافران دیلی و نیز توصیه ای که درابتدای محرم ازسوی مدیریت وبلاگ به همه ی نویسندگان وبلاگ و نیز از جمله به دبیرخانه ی بازیگوش!!! بافران دیلی ابلاغ گردید، انتقادی در زمینه ی عزاداری و حواشی آن فعلا منتشر نمی کنیم....!

 

و اما اخبار امروز عزاداری :

ابتدا مسیر حرکت دسته : حسینیه - قدمگاه (پادرخت) - مسجد فاطمیه (س)(بالاده) - از مسیر بالای دروازه حرمت به سمت دروازه – و ادامه تا مسحد سیدالشهداء (ع) - بازگشت به دروازه – حرکت به سمت میدان از مسیرجنب مسجد جامع - و اتمام عزاداری در میدان

 

خبر اول : کار بسیار خوبی که امسال در بافران صورت گرفته بود احداث مسیرهایی برای هدایت خون گوسفند های قربانی بود که جلوی نجاست و کثیف شدن البسه را می گیرد...

 

خبر دوم :  یکی ازمشکلاتی که در عزاداری امروز به چشم می خورد تردد برخی بانوان از میان دسته ی عزاداری در مکان هایی که دسته برای استرحت مستقر میشد بود که وجهه ی جالبی نداشت... خوب است که تدبیری برای این امر نیز اندیشیده شود. البته در مراسم نماز مغرب و عشا صحبت از طرح اولیه ای برای اسکان بانوان در یک محل خاص و اجرای مداحی ویا تعزیه برای آنها ، شد تا با اسکان ایشان از اتلاف وقت آنها گرفته شود ...

 

خبر بعد از مراسم عزاداری امروز : می توان در این راستا به عدم وجود برنامه ریزی دقیق زمانی اشاره کرد که این مهم نهایتا منجرشد به اینکه ابتدای مراسم جوش همزمان باشد با نماز جماعت ظهرروز تاسوعای حسینی و نتیجه ی آن این بود که عده ای با ترک عزاداری به سمت مسجد جامع رفته و عده ی دیگری با ترک نماز اول وقت به مستحب دیگری (عزاداری) روی آوردند...(به همین دلیل امروز در بافران دو بار نماز جماعت ظهروعصر برگزار گردید) بسیار خوب است که برای عاشورا تدابیر لازم برای جلوگیری از این مشکل اندیشیده شود...

 

خبر بعد : تا امشب چهار وعده شام و یک وعده ناهار در مجتمع طبخ و توزیع شده است ، ناهار روز عاشورا به عهده ی پادرخت است و شام فرداشب نیز به عهده ی مجتمع ... و در پی بازدید تیم نامحسوس بافران دیلی از این دو مکان شلوغی مجتمع و وضعیت نامناسب محیطی پادرخت از ضعفهای مشاهده شده می باشد ... به نحوی که در پادرخت برای جلوگیری نسبی از سرما اقدام به ایجاد سقف کاذب (به کمک بنر) بر سر حیاط نموده اند که این کار باعث دودگرفتگی و ایجاد حالت خفگی در این محیط نموده، راجع به عوامل بهداشتی در این مکان هم منتظر گزارشات تکمیلی (از سوی بازرسان نامحسوس بافران دیلی که امشب در این مکان حضور دارند) هستیم (که اگر خواب نروند و تا صبح بیدار بمانند!) به محض آماده شدن این گزارش آنرا به سمع و نظر شما می رسانیم ...امیدواریم طمع خوب غذای هیزمی به این مشکلاتش بیارزد!

در ضمن امسال ژتون ها با هر سال (که از ژتون های فلزی استفاده میشد) تفاوت داشت و از ژتون های یکبار مصرف استفاده شده بود...

 

خبر بعد: از حواشی مراسم یادواره ی شهدا نیز در همین حد که مراسم امسال با حضور بسیار پررنگ مردم همراه بود به نحوی که در این چند ساله بی نظیربود...

تا بخش بعدی خبری بافران دیلی همه ی شما گرامیان را به خدا می سپاریم...

+ به قلم خبرنگار واحد خبری بافران دیلی در 2011/12/6 ... 0:56 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

سلام

امشب اولین شب از محرم امسال بود که در بافرانم و الحمدلله رنگ و بوی محرم و عزای حسینی همچون هر سال در هر جا به چشم می آید و شور حسینی، در میان بافرانیان موج می زند.

امروز فرصتی دست داد تا به مجتمع بقیه الله رفته و از نزدیک شاهد تلاش عزیزان برای طبخ غذا باشم، الحق و الانصاف دست همگی دست اندرکاران درد نکند که بسیار عالی و منظم همه کارها را پیش می برند.

در این خصوص از جمله مواردی که نوآوری های مهمی بوده و جای تقدیر دارد:

اولا نظم بسیار بالای طبخ غذا در مجتمع است، که هم طبخ و هم توزیع بسیار منظم شده است، همچنین تقسیم کارها قبلا انجام شده و مسئولین هر بخش مشخص شده اند و تا پایان مراسم دقیقا جای همگی افراد تعیین گردیده است.

دوما توجه خاص به بیماران و کهنسالان بافران است، به گونه ای که غروب هنگام، گروه های مختلف به محله های روستای شهر شده مان رفته و غذای این عزیزان را توزیع می نمایند.

سوما توزیع غذا به شکل منظم درون مجتمع است، که شکر خدا با جدیت و پشتکار دست اندرکاران به خوبی انجام می گردد.

در این خصوص طبق برآوردهای مسئولین برنامه طبخ غذا، شب هفتم 2000 غذا، شب هشتم 3000، شب نهم 4000، ظهر تاسوعا 9000، شب عاشورا 4500 و شب شام غریبان نیز 4000 غذا طبخ و توزیع می شود که حقیقتا جای تقدیر و تشکر دارد.

در کنار بحث طبخ غذا، همه بافران سیاه پوش شده و رنگ و بوی محرم دارد، کوچه ها رنگ غم و ماتم به خود گرفته اند، و گویی همگان برای رخ دادن حادثه ای بس عظیم مهیا می گردند. هیئت عزاداری البته، چونان چندسال اخیر ، به دلیل سرمای بیش از حد در شبها، خلوت است، اما در مجموع آنگونه به نظر می رسد که امسال عاشورایی پرشورتر از سال قبل داشته باشیم.

انشاءالله اینجانب سعی میکنم بازهم مشاهدات خود را از این چند روز بنویسم، و البته طبق قول خبرنگار وبلاگ، قرار است ایشان اخبار دقیق را به سمع و نظر برسانند که امیدوارم این مهم به خوبی انجام گردد.

التماس دعا


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/5 ... 0:1 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

این هم سری آخر از مطالبی که در حدفاصل آذر89 لغایت آذر90 با موضوع بافران، در وبلاگ نوشته شده اند. 

التماس دعا در این ایام

141- نامه خودمانی به برادر روحانی ماه عسل روستایم: برادر معزز و بزرگوارم جناب حجت الاسلام محمد تبار...

142- "جلسه نشست در مورد امور جوانان": چندروزیه که صحبت از جوون ها زیاد شده، این خیلی باعث خوشحالیه، اتفاقا من خودم توی یکی از این جلسه ها که با حضور «کارشناسان امور جوانان» برگزار شد شرکت کردم، اگه نظر من را بخواهید...

143- bafrandaily@gmail.com/4: اولین را خبر از پایگاه خبری احمدنیوز نقل می کنیم:...

144- التذکرات: غرض نصیحت نیست، بلکه تلاش دارم همچون آینه ای نکاتی را متذکر شوم که می فرماید المومن مرآه المومن...

145- Bafrandaily@gmail.com/5: خبر اول: مراسم شب قدر با حضور فعال مردم و بویژه جوانان در چند نقطه بافران و بالاخص در مسجد جامع برگزار گردید...

146- راستی جای یک پارک خالی نیست ؟

147- خدا کند که حقیقت نداشته باشد: دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است، یک سال از شهر شدن بافران می گذرد و مرکز بهداشتی آ« فاقد امکانات شبانه روزی، حالا هم با همت ... یک دستگاه آمبولانس به مرکز بهداشتی کجان با جمعیتی حدود یک ششم بافران اهدا شد دست ... درد نکند، عجب شهر شدنی...

148- نماز عید سعید فطر در بافران: نماز عید سعید فطر در بافران ساعت 8:15 صبح روز عید(به وقت رسمی) در میعادگاه نماز عید مدرسه راهنمایی شهید پوربافرانی اقامه می گردد...

149- bafrandaily@gmail.com/6: خبر بعد: بنا به گزارشان شهرداری و شورا و گروه کارخانجات بیستون(انشاءالله) کارخانه کاشی بیستون در زمینی به مساحت 30 هکتار =300000 متر مربع(خدا بده برکت) به تولید سالیانه 8 میلیون مترمربع کاشی و سرامیک و با سرمایه اولیه 40 میلیارد تومان ...

150- Bafrandaily@gmail.com/7: اولین خبر: گویا این روزها در بافران بحثهای اساسی در رابطه با برگزاری نماز جماعت در برخی مساجد بافران صورت گرفته است، که باید در این رابطه به چند نکته توجه ویژه شود...

151- بافران در هفته ای که گذشت...: تصاویری را از هفته پرخبر گذشته از بافران در وبلاگ قرار می دهم، تصاویر از وبلاگهای نسیم بافران و کوچه های عاشقی گرفته شده اند...

152- Bafrandaily@gmail.com/8 در روزهای اخیر در نایین 4 کارخانه ی کاشی درحال تاسیس است که یکی از آنها کارخانه ی کاشی بیستون بافران است... مجموعه کارخانه هایی که اگر از فلکه ی امامزاده هم گذر کرده باشید بنرها ی آنرا میبینید... در تصاویر منتشره از سوی وبلاگ ها و نیز بنا به گزارشات خبرنگار اعزامی ما به محل کلنگ در کاربندی! (7کیلومتری بافران) شور و اشتیاق جوانان را می بینید... جوانانی که شاید آینده ی خود را در این بیابان هایی که قرار است ان شاءالله روزی کارخانه ای برای رفع معضل بیکاری آنها شود میبینند... 

153- در شهر چه خبر

154- Bafrandaily@gmail.com/9:هوای این روزهای بافران و نایین هم کاملا سرد و پاییزی است(به جز برخی روزها و در هنگام ظهر) لذا به تمامی دوستانی که قصد مسافرت به بافران را دارند توصیه می کنم که لباس گرم برای شب هنگام کویر و لباس سرد برای ظهر هنگام به همراه داشته باشند...

155- بافران شهر: نام بافران را برایم انتخاب کردند چون ازابتدا می دانستند واژه های همت و تلاش و شجاعت را در وجود تک تک حروفهایم و در نهایت یک  کلمه در خود جاداده بودم، هوس نداشتم، و در پی آن نیستم تقسیمات کشوری پسوند و پیشوند برای نامم درست کند...

156- دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری امسال: درخواست کنیم هریک از بافرانیان سراسر کشور که کسی را برای اضافه  شدن به این لیست می شناسند به وبلاگ کوچه های عاشقی اطلاع دهند...

157- bafrandaily@gmail.com/10: بخش مشاهیر بافران و نایین هم از امروز راه اندازی می شود... قبلا در مورد بافرانی ها آقای فروزان قدمی رابرداشتن و ماهم کمی کمک به ایشان می کنیم، در این بخش با دکتر سید حسین فاطمی نایینی آشنا می شویم...

158- ما را چه شده است ؟: وحدت ما از قدیم در آن کویر به نام بوده است، بیایید همگی کاری نکنیم که به این وحدت لطمه بخورد، به عنوان یک خواهش، یک تمنا و یک آرزو...

159- اولین روز مدرسه: آقای تقی پور، از مدرسه می گوید و علم ودانش و فواید آن، آرام آرام خودم را باز می یابم، زنگ تفریح چه حالی می دهد، خوردن نان گندم زرده با بوی مشمای شیمیایی و دنبال هم دویدن و بازی کردن و...

160- Bafrandaily@gmail.com/11: و اما هواشناسی: در روزهای اخیر با ورود یک جبهه هوای گرم به نایین و استقرار آن در منطقه، هوای بافران بسیار گرم شده و لذا به جز در ساعات خاصی  ا زبامداد که هوا بسیار خنک است، دربقیه ساعات شبانه روز هوا بسیار گرم و شاید به عبارتی تابستانی است...

161- bafrandaily@gmail.com/12: و هواشناسی...: این روزها هوای بافران به شدت سرد شده و لذا از مسافرت بدون داشتن لباس گرم به بافران خودداری کنید، که سرماخوردگی باعث بجا ماندن خاطره بدی از دیاردلاوران براتون نشه...

162- دو عکس از چیت...: درسفر اخیر خود به بافران،گذارم به چیت افتاد و یادم آمد که حسین آقای فروزان از کاسه آب چیت صحبت کرده بودند، به مدد پسرخاله گرام، آن ظرف را پیدا کردم و چند تصویر از آن گرفتم ...

163- bafrandaily@gmail.com/13: خبر بعد: اگر این روزها سری به رسانه های جمعی کشور زده باشید، حتما خبر تعطیلی چندروزه حمام درب مسجد جامع را شنیده اید...بنا براخبار واصله به دبیرخانه بافران دیلی، گویا علت تعطیلی پرداخت نشدن هزینه های جاری گاز و... بوده و البته ...

164- حمام خراب است .مردم مواظب باشید: نگاهی به بقچه حمام که کنار طوخانه به من چشمک می زند می کنم، این هم شانس ما ، لحاف کرسی را روی صورت خود می کشم، ماما، صبح زود بیدارم کن، دلم بدجوری هوای اش جو و شلغم داخل تنور را دارد...

165- دست گلتان درد نکند (مجددا تشکری واجب ): از تمام کسانی که به نوعی در پیشرفت این طرح سهیم بوده اند، از شورای محترم، شهردار گل، میراث فرهنگی، نمی دانم، همه و همه و حتی از دوستان وبلاگ نویسم که بانقدهایشان شاید کمکی به استارت پروژه نموده اند از روحانی ماه عسل و بچه های کانونهای مساجد ...

166- 14/Bafrandaily@gmail.com:اتحادیه بین المجالس یک نهاد بسیار مهم پارلمانی جهانی است که سالانه دوباراز روسا و نمایندگان مجالس جهان جهت رایزنی و تبادل نظر پیرامون موضوعات مهم بین المللی در یکی از کشورهای عضو دعوت به عمل می آورد، این اتحادیه در حال حاضر...

167- انا لله و انا الیه راجعون: احتراما در گذشت مرحومه مغفوره طوبی عرب بافرانی را خدمت بازماندگان ایشان و کلیه بافرانیان گرانقدر تسلیت عرض می نمایم، و از سوی نویسندگان وبلاگ بافران، برای ایشان علو درجات را از خداوند منان آرزومندم...

168- دو کلمه حرف حساب: با اینکه قبلا هم عکس زیر را قرار دادم ، اما فکر می کنم دیدنش نیاز باشه برامون...

169- ساختمان رختکن باشگاه فرهنگی ورزشی آل یاسین « ع » بافران نیازمند یاری سبزتان می باشد: شاید شما نیز در زیر ذره بین خبرنگار بافران دیلی این خبر را خواندید که پیشرفت پروژه رختکن باشگاه ورزشی فرهنگی آل یاسین (ع) از روند مناسبی برخوردار نیست...

170- شما یادتون نمی یاد وبهتره که یادتون هم نیاید: شما یادتون نمیاد، بوی گندم زرده حسن آباد و نان برشته روغنی دستپخت مادر را، که حالا برید تو نوبت نان تافتون نانوایی دم در مجسد بایستید و حسرت آن بو و ان نان بر دلتان باشد...

171- یکی از آخرین کوچه باغ های بافران:مطلب حاج حسین آقای فروزان مرا به هوس انداخت تصویری که مدتی  قبل از یکی از کوچه باغهای قدیمی روستای شهرشده مان گرفته بودم بگذارم، تقدیم به همه کسانی که یادشون میاد...

172- عکسی که دیگر نخواهیم دید: ازگذاشتن این عکس هیچ قصد و غرض خاصی نبوده ...

173- 15/bafrandaily@gmail.com- به مش غلام گفتیم خوب که چه؟ گفت نکنه منظورشون خبر سری قبل بافران دلی بوده؟ گفتیم نه مش غلام، اشتباه می کنی، ولی گوشش بدهکار نبود و به اجبار نشست پشت کامپیوتر و ... (البته برای اینکه این قائله همینجا ختم بشه مش غلام را مجبور کردیم ...

174- یک عکس و یک دنیا حرف...

175- عکس و مکث: بعضی از مناظر بافران ما هستند که خیلی بهشون دقت نمیکنیم، یکیشون هم عکس پایینه که شاید خیلی بهش توجهی نداشتیم، ظرافت تحسین کننده ای داره...

176- نماز عید قربان بافران: نمازگزاران صبح روز عید تکبیرگویان از درب مسجد جامع به سمت مسجد گلزار شهدا حرکت کردند و پس از استقرار، نماز عید را به امامت حضرت حجت الاسلام و المسلمین  حاج آقا عرب امام جماعت محترم مسجد جامع اقامه کردند و در ادامه خطبه های نماز ...

177- دو کلمه عکس!

178- 16/bafrandaily@gmail.com: اما طبق عادت هرساله بافران و نایین، بارش برف در اطراف نایین(کوهستانها) باعث سردی بسیار زیاد هوای نایین و بافران شده است، و بعبارتی ورف و وارشوش یایی بی ایه، سرما خوشکوش ما را ایهه...

179- اندر احوالات غضنفر و نوشته های مش غلام(1): این غضنفر ما که یک هفته ای را به دور از هم و غم آبدارخانه و خرید مایحتاج و درست کردن کالجوش و آبگوشت و جیربا، میهمان کیسه آقا در شهری دیگر بود و کلی هوای تازه تو سرو دماغش خورد،  به محض آمدن و درست شدن اینترنت، عدل(درست) رفت سراغ وبلاگ و...

180- یک مرد . با سالها عزت و احترام

+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/3 ... 21:18 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
سلام

کد روضه مرحوم کوثری، در حضور امام خمینی ره، و نوحه دو دم، «ای اهل حرم میر علمدار نیامد» برای وبلاگ، که با استفاده از این نوحه در سایت تبیان و امکانات نرم افزاری سایت پیچک تهیه گردیده است.

برای استفاده از این کد نوحه کافی است کد موجود در فایل زیر را در تنظیمات وبلاگ، بخش کدهای اختصاصی کاربر وارد کنید، این کد کمی سنگینتر از کدهای قبلی است.

http://s2.picofile.com/file/7202307418/code_kosari.txt.html

التماس دعا


+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/3 ... 20:26 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

                                                                                                                                                                 

ای سالار شهیدان، قلم عشق به شوق شما برصفحه  دل نامت را حک می کند وزمانی  که نام زیبایت درقصر استخوانی سینه ام جای می گیرد وحریم  کربلا، کعبه ی وجودم می شود، آن وقت است که هر لحظه فکر. یاد شما را زنده می کند. دل نیز  نام شما را ازعمق وجود فریاد می زند.

یا حسین سالهاست که این دل نقاب عاشقی بر چهره ومهرسبز یاحسین را برصفحه ی سرخش زده است تااشک چشم   صحن دل را صفایی دیگربخشد.

وزمانی که می بینم کبوتران بارگاهت،عاشقانه  بال های پرمهرشان را درحریم باصفایت به پرواز درمی آورنـد به این فکر می کنم چه خوب می شد اگر این کبوتران روزعاشورا بالهای پر مهرشان را حصار ی برای اسیران عاشورا قرار می دادند  

یاحسین اینها حرفهای دل شیدایی است که بی تاب هرم نفسهای شماست  وکالبد بی روحش درانتظار نیمه نگاهی از جانب شما .پس به امید آن نیم نگاه روزها وشبهای خدا را نشانه می روم .

نقل از اینترنت


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/3 ... 19:20 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

حسین حسین است


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/3 ... 12:49 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
 

همه می آیند

همه  می آیند ،از دورها و بیکرانها از فواصل بسیار دور، حتی از خلیچ

من هم می آیم ، تا شاید خود را در اقیانوس بیکران و مواج عاشقان ابی عبد ا... غرق نمایم  .

 همه یکی می شویم  . همچون جویبار به هم می پیوندیم  .نهر می شویم و به اقیانوس می پیوندیم .

همه ما می شوند .

 


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/3 ... 9:44 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
 

 

دو کلمه حرف حساب محرمی

 


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, دو کلمه حرف حساب
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/2 ... 20:14 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

مپندار که تنها کربلائیان را بدان بلا آزموده اند، وسعت صحرای کربلا به اندازه همه تاریخ است، ای دل تو چه می کنی؟ می مانی یا می روی؟ داد از آن اختیار که ترا از حسین(ع) جدا کند. (سید مرتضی آوینی)

با سلام و صلوات بر محمد وآل محمد(ص) و عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن ایام عزاداری سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین (ع) و نیز سلام خدمت شما دوستان گرامی با بخش خبری جدید بافران دیلی در خدمت شماهستیم... با ما همراه باشید...

 

با عرض پوزش به خاطر این چندمدت که از دنیای وب دور بودیم - و علت اصلی آن هم بروز پاره ای مشکلات پیش بینی نشده بود- با جدیدترین اخبار روز بافران در خدمت شما دوستان گرامی هستیم...

خبر اول: از آغاز ماه محرم مردم بافران با به راه انداختن دسته ها و مراسم مختلف عزاداری در بافران فضا را برای برپایی هرچه بهتر و با شکوه تر مراسم عزاداری امسال آماده کردند... از جمله می توان به برپایی مراسم چاووشی در سطح بافران  و نیز مراسم نمادین حرکت کاروان های حسینی اشاره نمود...

 

خبر بعد: امروز همایش شیر خوارگان حسینی با حضور مداح اهل بیت آقای اعتباریان از اصفهان از ساعت دو ونیم بعد از ظهر در مجتمع بقیه الله (عج) بافران برگزار گردید که با حضور پرشور مردم عزادار بافران همراه بود .هزینه های این همایش توسط هیئت امنای بقیة الله (عج) و بسیج بافران و دبستان فاطمیه بافران تامین شده است .

 

خبر دیگر اینکه :

از امشب دسته ی عزاداری در بافران برپا می شود. قابل ذکر است که تا امشب مراسم سخنرانی برگزار بوده که از امشب پس از مراسم سخنرانی هیئت عزاداری نیز به راه می افتد...

هم چنین به نقل از پایگاه خبری عوام نیوز امسال جناب حجت الاسلام اسلامی -دانشمند گرانقدر علوم دینی- نیز در بافران حضور دارند...

  

و شاید مهمترین خبر این روزهای بافران دیلی اینکه بنابر اخبار رسیده به دبیرخانه ی بافران دیلی از سوی تیم ستون پنجم بافران دیلی جلسه ای با حضور تعدادی از مسئولان برگزاری و پذیرایی مراسم تاسوعا وعاشورا در محل مجتمع بقیه الله (عج) بافران منعقد گردیده است که با سخنرانی جناب حجت الاسلام محمد تبار همراه بوده است . در این جلسه هماهنگی هایی جهت حل مشکل طبخ غذا و نیز جلوگیری از اسراف نذورات مردمی صورت گرفته است . جلسه در محیطی آرام و تحت تدابیر شدید امنیتی ! برگزار گردیده و لذا هیچ گونه خللی در نظم جلسه بوجود نیامده است...!!!

در پایان این جلسه مقرر گردیده که از شب هفتم محرم تا شب یازدهم به مدت پنج شب و نیز ناهار تاسوعا به عهده ی  مجتمع بقیة الله (عج) بافران و ناهار ظهر عاشورا بر عهده ی قدمگاه (پادرخت) می باشد.

 

و در آخر راجع به اوضاع جوی این روزهای بافران نیز اینکه پس از شروع نه چندان خوب بارندگی در امسال در این چند مدت الحمدلله بارش برف و باران در بافران و نایین بسیار خوب بوده و دعا می کنیم از درگاه خدا که ان شاء الله ادامه نیز پیدا کند...

تا بخش بعدی خبری بافران دیلی همه ی شما گرامیان را به خدا می سپاریم...

ان شاء الله در ایام عاشورا و تاسوعا با اخبار روز بافران مختص عزیزانی که امکان حضور در بافران را نداشتند به روز خواهیم بود...


اخبار تکمیلی : آیا می دانید؟!!!

آیا می دانید اولین غذای نذری در شب هفتم ماه محرم در بافران در چه سالی طبخ و توزیع گردید؟!

امشب (شب هفتم محرم۱۴۳۳) برای اولین بار در تاریخ بافران غذای حسینی (قیمه) طبخ گردید ... و امید که این حرکت سرچشمه ی خیر باشد

+ به قلم خبرنگار واحد خبری بافران دیلی در 2011/12/2 ... 19:3 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

به نقل از بسیج کمیل بن زیاد

+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/2 ... 11:43 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
 

حسین (ع ) مظلوم نیست

 


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/2 ... 11:30 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
نوشته شده در 7 آذر ماه 1390

با خبر شدیم شب گذشته جلسه ای با حضور حدود دویست نفر از عوامل دست اندرکار پذیرایی مراسم تاسوعا وعاشورا با سخنرانی جناب محمد تبار در مجتمع بقیة ا....برگزار گردید .در این جلسه کلیه هماهنگی های لازم  جهت جلوگیری از اسراف و حیف ومیل نذورات مردمی  به عمل آمد .جلسه  با همدلی کامل و تشریف فرمایی همه عزیزان دست اندرکار مراسم عزاداری روستا  در محیطی بسیار صمیمی و با همدلی کامل  برگزار گردید .

ضمنا مقرر شده است که از شب هفتم محرم تا شب یازدهم به مدت پنج شب در مجتمع بقیة ا....  ازعزاداران حسینی با صرف شام  پذیرایی گردد.وهمچنین ناهار تاسوعا در مجتمع بقیة ا.....و ناهار ظهر عاشورا در محل قدمگاه طبخ گردد.

امروز در ساعت دو ونیم بعد از ظهر با حضور جوانان حرکت نمادین ورود کاروان امام حسین (ع )از مسجد سید الشهدا تا حسینیه برگزار می گردد.

در روز سه شنبه جلسه پرسش و پاسخ جهت خواهران (دبیرستانی تا دانشگاهی )از ساعت سه بعد از ظهر با موضوع نقش نهضت حسینی در تقویت باورهای دینی جوانان در محل مجتمع  بقیة ا....برگزار می گردد.

مشابه این جلسه در روز چهارشنبه ویژه برادران با همان موضوع در مجتمع بقیة ا......برگزار می گردد.

در روز جمعه همایش شیر خوارگان حسینی با حضور مداح اهل بیت آقای اعتباریان از اصفهان از ساعت دو ونیم بعد از ظهر تا ساعت پنج برگزار می گردد.لازم به ذکر است هزینه این همایش توسط هیئت امنای بقیة ا....و پایگاه بسیچ برادران وخواهران و همچنین دبستان فاطمیه بافران تامین شده است .

با توجه به قابلیتهای آقای محمد تبار مردم شهرستان نایین نیز از وجود این روحانی معزز بهره می برند .شبها از ساعت هفت ونیم تا هشت ونیم مسجد حسینیه بافران  ۸.۵تا۹.۵در حوزه علمیه جهت طلاب و ۹.۵تا ۱۰.۵ حسینیه چهل دختران نایین .

جناب آقای اسلامی با توجه به مشغله های فراوان از شب هفتم محرم برنامه تبلیغی خویش را در مسجد حسینیه همچون سالهای گذشته ادامه خواهند داد.

با توجه به توسعه و بازسازی مرکز فرهنگی نیستانی (احداث سالن و چند کلاس )امسال همایش بافرانیهای مقیم سراسر کشور(برای اولین بار با حضور برادران و خواهران دور از وطن  )در محل .بقیة ا.....برگزار می گردد.در این جلسه آقای پرفسور گنجی پدر جغرافیای ایران و دکتر فرجی راد سفیر سابق ایران در خارج از کشور میهمان این همایش خواهند بود .

طبق معمول سال گذشته شهرداری نیز علاوه بر مشغولیتهای کارهای عمرانی جهت آماده نمودن روستا برای  برگزاری مراسم عزاداری  زحمات زیادی را متحمل شده که همچنان ادامه دارد.

+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/1 ... 23:45 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

ای فرس با تو چه رخ داده که خودباخته ای


مگر اینگونه که ماتی تو شه انداخته ای




ماجرا در نگاه اول، غریب به چشم می آید. اما غریب نیست. همه چیز در تابلوی بی نظیرعاشورا، رنگ و بویی از معرفت و ادب دارد.

در این وادی که سگ اصحاب کهف، پیشانی ادب بر زمین می ساید و سرود توحید می سراید و خدا او را در شمار اصحاب، قلمداد می کند، عرض ادب اسبی در پیشگاه سوار خویش غریب نیست. بخصوص اگر این سوار ، یکه تاز عرصه عشق، حسین علیه السلام باشد و این اسب، ذوالجناح.


آمده است که:

 در گیرودار آشوب و حادثه کربلا، ناگاه ذوالجناح پشت از سوار تهی می بیند، پریشان و بی قرار ، پای بر زمین اضطرار می کوبد و خود را به کنار جنازه می رساند.

باور نمی کند آنچه را که به چشم می بیند؛ زانو می زند، بر می خیزد ؛ می چرخد، می ایستد ، پیشانی در خون سوار خویش فرو می برد. با یال های سفید، خون از اندام سوار می زداید. اشک می ریزد، ناله می کند، صیحه می زند و همه نگاه های میدان را ، معطوف چشم بی قرار و دل داغدار خود می کند.

ابن سعد فریاد می زند « بگیرید این اسب را!  این از بهترین اسب های پیامبر است.» بگیرید و بیاوریدش.

سواران جبهه دشمن، پای دل از زنجیر حیرت رها می کنند و وحشیانه به سوی اسب می تازند. ذوالجناح که خود را در محاصره می بیند و تلاش دشمن رابرای یافتن و گرفتن خود احساس می کند، با دست و پای و دندان، به جان سواران میدان می افتد و آنقدر از سپاه دشمن به خاک می افکند و به خون می کشد که ابن سعد فریاد می زند: « رهایش کنید ببینم چه می کند»!

و با خود می اندیشد : یک اسب و این همه کشته!!

اسب وقتی رها می شود از چنگال جنگ و محاصره، بار خود را به سوار در خون نشسته خویش می رساند؛ کاکل به خون می آلاید، ضجه و مویه از سر می گیرد، سوار خویش را می بوید و می بوسد و زار می زند.

گفتند خبر شهادت اباعبدالله علیه السلام را ، کاکل خونین ذوالجناح به خیمه ها می رساند.

عبدالله بن قیس گفته است : « من دیده ام ذوالجناح را که مغموم و آشفته از خیمه ها بازگشت، خسته و دل شکسته به سوی فرات رفت، خود را به امواج خروشان فرات سپرد و... پس از آن دگر او را ندیدم.»



+ به قلم حمیدرضا عرب بافرانی در 2011/12/1 ... 18:46 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
 

شاید اکثر شما یاران یغمای جندقی را بشناسید .شاعری که علاوه بر قصیده وغزل در نوحه سرایی نیز سر آمد بود .نوحه می رسد خشکْ لب از شطّ فرات، اکبر من را نیز از آن شاعر داشته باشید .

 


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/1 ... 18:4 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
برای استفاده از نوحه و سرود «باز این چه شورش است ...» در وبلاگ خود، کد موجود در فایل زیر را در بخش تنظیمات وبلاگ، کدهای اختصاصی کاربر، کپی کنید.

http://s2.picofile.com/file/7200010749/code_baz_in_che.txt.html

التماس دعا

+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/1 ... 16:48 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
سلام

خدایی جداکردن و خلاصه نویسی گزیده مطالب، خیلی سخت و دشوار است، به همین دلیل یکی دوروز بین پستهای این سالگرد فاصله است همیشه.

این هم سری چهارم مطالب امسال، پیرامون بافران، آمار بازدید صفحات نشان میده از لینکهای قبلی تعداد زیادی دیدن شده، انشاءالله مفید باشه

101- افتخاری دیگر برای بافرانیان...: باخبر شدیم استادگرانقدر دکتر جابر امامی بافرانی، استاد دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، از مرتبه دانشیاری به استادتمامی ارتقا یافته اند...

102- یادی از وطن 11گذری به دولت آیاد چیت (1): به کویر آمدم و به خانه پدری و به کوچه خاطره، حقیقتش را بخواهید با هجرات آن یار و غروب ستاره دوست داشتنیم و اخرین بازمانده خانه پدری در کوچه خاطره، با دلی گرفته و غمی بزرگ و جانکاه بردلم، با دوربینم روزی به چیت زدم، به یاد روزهای خوب با او بودن و ...

103- مسجد حاج باقی: ز روی صدق و صفا ساخت مسجدی باقی، که نور کعبه ز محراب او نمایان است، دوانده ریشه به دلها نهال باغچه اش، عجب خجسته مکانی  بهشت ارکان است...

104- عکسهایی که چند سال بعد حسرت آن را خواهیم خورد(1):عکسهایی از آن بالای بالاها، از بلند ترین نقطه مرکزی روستا، از بالای مناره مسجد آدینه، عکسهایی که با اجرا شدن طرح ها احتمالا در آن تغییراتی رخ خواهد داد وبکری خود را از دست خواهد داد...

105- یادی از وطن 12گذری به مزرعه دولت آیاد چیت (2): گندم زارهای پشت خانه حاج امینی آخرین زمینهایی که معلوم نیست سال آینده چنین کرتهایی داشته باشیم و اسیر طوفان ساخت مسکن نگردند...

106- بافران دوستت دارم: بافران دوستت دارم، دوستت دارم برای اینکه  زادگاهم هستی، دوستت دارم چرا که نوای  موذنت از بلندای مناره مسجد آدینه هرصبح و شام روح نواز است وامید زندگی و عشق  و تلاش می دهد، دوستت دارم نه به دلیل حس ناسیونالیستی بلکه به این ...

107- در شهر ... بدون شرح

108- عوارض بنر: شما جوانها یادتان نمیاد ولی زمان ما .که شهر روستا بود، هر خانه ای در یکماه هم یک سطل زباله نداشت ،میدونید چرا؟ چون همه چیز بازیافت میشد ، دریغ از یک ذره پوست هندوانه و خربزه و نمیدانم آشغال سبزی و... تو هرخانه ای باربندی بود و گاوی و گوسفندی و...

109- ساباط ... از این زاویه!: علی الحساب دو عکس از زاویه ای از مسجد جامع(ساباط های مسجد) قرار میدهم که دیدن آن خالی از لطف نیست...

110- عرض تسلیت:امروز باخبر شدم آقای حسن عرب بافرانی، برادر شهید رجبعلی عب بافرانی به رحمت ایزدی پیوسته اند، اینجانب به نوبه خود، ازجانب نویسندگان  وبلاگ بافران، این ضایعه اسفناک  را خدمت خانواده آن شهید بزرگوار و سایر بستگان ایشان تسلیت عرض می نمایم...

111- بزرگداشت پانزده شعبان به روایت تصاویر

112- تعویض فرشهای مسجد جامع با فرشهای منقوش به سجاده: مراسم غبار روبی از مسجد جامع قبل از نیمه شعبان به همت جوانان صورت گرفت و همچنین فرشهای قدیمی داخل مسجد با فرشهای منقوش به سجاده درست در  شب تولد حضرت مهدی (عج) تعویض  شد، جا دارد خسته نباشید گرمی...

113- تخریب ساختمان قدیمی دارالقرآن حضرت معصومه (ع) جهت بنای مجدد: جادارد از زبان شما خوبان، از زحمات تمامی  عزیزان که در این امر مهم تلاش کرده اند و می کنند خصوصا برادران بسیار عزیزم جناب آقای عامری  و ورثه مرحوم معصومه عرب و آقای فخرایی کمال تشکر را بنمایم...

115- نبوغ یک همشهری

116- خسته نباشید خدمت شهردار و شورای اسلامی: تا اینکه مجددا آمدم و گچ ریزی پروژه کول کردن قنات کشوان از  حمام تا مسجد حاج باقی را همچنان در کف کوچه دوباره مشاهده نمودم و از شما چه پنهان زود قضاوت کردم گفتم این هم از اون طرحهایی است که ... اما خدای را شکر یک روز قبل از مراجعتم بیل مکانیکی...

117- مرمت یخچال قدیمی بافران ادامه دارد: شاید یکی از بهترین کارهایی که در روستا یا ببخشید شهر(دست خودم نیست) صورت گرفت طرح مرمت یخچال می باشد که خدا میداند دغدغه سالیان من وبسیاری از دوستان بود، و در چندین نوبت راجع به آن نوشتم و عکس آن را در وبلاگ گذاشتم و خدا را شکر با شروع مرمت آن ...

118- از بافران فرهنگی ... به بافران کارگری:چندی قبل در وبلاگ بافران، خبری منتشر شد که حاکی از راه اندازی واحد صنعتی بیستون در بافران بود،  واحدی که در منطقه موسوم به رودخانه  عروس پران کلنگ زنی شد و انشاءالله به زودی شاهد افتتاح آن باشیم،  در اولین واکنش به این خبر ضمن خسته نباشید و تشکر...

119- خوبیهایمان را با هم تقسیم کنیم: مجددا عکس را بزرگ می کنم کندوکاو بیشتر، رشته سیمی بر دیوار حکایت از بودن برق دارد، اما لوله ای به عنوان گاز نمی بینم چوبهای دپو شده در آخر حیاط حکایت از سردی زمستان است و فکر توشه زمستانی...

120- جای خالی سرویس عمومی در بافران: خدابیامرزد رفتگانی که دستشان از دنیاکوتاه است، و خدا رحمت کند حاج علی ملاحسین را که اولین ماشین را جهت ایاب و ذهاب به روستا آورد، وانت شورلت اینترناشی که کلی ما قدیمی ها با آن خاطره داریم و هنوز این ماشین در مزرعه آن مرحوم اگر اشتباه نکنم وجود دارد...

121- چه دوست داشتی و خواستنی هستید فرزندان روستایم: بسیار خرسندم که هنوز بوی مهرو عاطفه در کوچه پس کوچه های  روستایم به مشام می رسد ، هنوز جوانان روستایم همانهایی که امیدهایمان هستند و قدمهایی پاک دارند، و دستهایی که عشق را هدیه می دهد در کوچه هستند، هنوز صله رحم و احترام به بزرگترها معنا دارد...

122- کمک به مسجد جامع بافران، برای تامین مبلغ تعویض فرشهای مسجد:شماره حساب سیبا بانک ملی، به نام مسجد جحامع بافران، 0105602359007

123- ایستگاه آخر: امید به آنکه با تصمیمات نسنجیده کاری نکنیم این رسم زیبا و خداپسندانه هم از بافرانمان به فراموشی سپرده شود،  ا زهمه اینها که بگذریم، ایستگاه آخر چه هیبت غریبی دارد...

124- دستان تو: تصویر را از دست ندهید...

125- زحمت کشان بی منت: چراغ گردان و سمفونی موزیک ماشین شهرداری در کوچه پس کوچه های روستایی که نام شهر به خود گرفته است، حکایت از تلاش مردان صبور و زحمتکشی است که تا پاسی از شب در خدمت همشهریان می باشند...

126- شهر من .من به تو می اندیشم: شهرمن، من به تو می اندیشم، نه به تنهایی خویش ، از پس شیشه تو را می بینم،  که گرفتی مرا در برخویش، من وضو با نفس خیال تو می گیرم...

127- یادی از وطن 13گذری به مزرعه دولت آیاد چیت (3): یکی از آخرین کشاورزان چیت که با این اوضاع و اوصاف آب و هزینه زندگی آیا سال دیگر به این کار ادامه می دهد؟...

128- تبریک و خیرمقدم: خبرنگار واحد خبری بافران دیلی، نامی است که یکی از همشهریان گرانقدر و باذوق ما برای خود برگزیده و ابراز تمایل برای اطلاع رسانی اخبار شهروروستایمان با زبان طنز و زیبای خود نموده اند...

129- انا لله و انا الیه راجعون: درگذشت بانو کوکب احمدیان، همسرمرحوم بخشعلی مهاجرانی را تسلیت عرض نموده و برای ایشان از خداوند منان طلب رحمت و برای شما و سایر بازماندگان طلب صبر دارم...

130- آیا می دونستید ؟: کل مزرعه دولت آباد چیت 108 دانگ است و هر دانگ نیز برابر دوازده حبه ناقابل است، (وقتی میگم حبه، خدایی فکرای بد بد نکن  با اون حبه تفاوتش از زمین تا آسمان است) مزرعه کشتخوان نیز با اجازه بزرگترها و بزرگان مجلس و داداشم اینا و... حدود دویست و خرده ای ...

131- مروری بر تاریخچه فرش نایین

132- بافران دیلی آمد!!!: بسیار خوشحالیم که بالاخره یک کانال اختصاصی به بافران دیلی تعلق گرفت و از امروز درخدمت شما دوستان عزیز هستیم، از طرف هیئت تحریریه  باشگاه خبری از مسئولین وبلاگ تشکر می کنیم...

133- آیا می دونستید؟: ضمنا خدمت منورت عرض شود که محل قرار گرفتن طاس و بادیه و دشوان هم داخل گمبز جو(که حالا بازسازی شده و اتاقی است حدود وسط کشوان) قرار داشت ، خیلی دلم میخواست که بدونم اون بادیه و اون طاس الآن دست چه کسی است که حداقل یک عکسی برای یادگاری ازش بگیرم...

134- اخبار بافران دیلی در روز خبرنگاااااااااار!: شما می توانید از طریق قسمت نظرات همین وبلاگ یا از طریق آدرس ایمیل مختص پایگاه خبری بافران دیلی یعنی bafrandaily@gmail.com با مادرتماس باشید...

135- یادی از وطن 14گذری به مزرعه دولت آیاد چیت (4): خدابیامرزد مرحوم حسین ظهراب و همسرش را که آسیابان این آسیاب بودند و با هجرت آنان و دست حوادث روزگار آسیاب چیت به این روز در آمده که می بینید، اگر خدایی میاث فرهنگی همتی می کرد آیا این آسیاب قابل مرمت نبود؟به امید آن روز...

136- زنگ تفریح: حتما می دونید که جام فوتسال رمضان شروع شده و همونطور که توی خبرهای خبرنگار جدید وبلاگ  دیدید تیم شهرداری بافران بعد از برد اولیه،  یه باخت و یه تساوی را کسب کرده که نتیجه قابل قبولی نیست و امیدوارم در ادامه بهتر بشه...

137- ای کاش می توانستم: جعبه خالی پشمک را با نخی که به آن  وصل کرده و درونش را پر از خاک کرده و در کوچه می کشد، عصرها سبو بر سر شانه از سر چیت آب می آورد، پشت قالی ششصد تایی تابستان را نشانه می رود...

138- bafrandaily@gmail.com/3: داخل گود بافران دیلی، شش تایی های 2 رسییییییییییییید!!!

139- حداقل خواسته ها - البته فعلا: آن تابلو با مسما چه بود؟ اینکه ... از دید من روستایی زاده روستا دوست ...

140- روش كار آسیاب آبی: روش کار آسیبا آبی بدین صورت بود که آب ابتدا وارد یک تنوره یا به قول خودمان تنورچو می شد و در آن جا از آشغال و لجن پاک میگردید، از این محل چون حمام و استخر استفاده می شد، و محل آب تنی ما بچه های شیطون همچون حسین ممد آقا و بچه های درشکون...

+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/12/1 ... 15:6 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

 

با حسین از یا حسین یک نقطه کم دارد ولی

یا حسین گفتن کجا و با حسین بودن کجا

نقل از پیامک


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
+ به قلم حسین فروزان در 2011/12/1 ... 0:6 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

در این چند روزه محرم تمام بچه های نویسنده وبلاگ تلاش کردند ومی کنند، تا به نوعی با نوشته های خود وجمع آوری مطالب گوناگون راجع به نهضت عاشورا و عزاداری آقا امام حسین (ع)و نشر در وبلاگ در خدمت شما خوانندگان فهیم و عاشورایی باشند .هر چند جای خبرنگار بافران دیلی در این چند روزه بسیار خالیست تا با اخبار روز زادگاهمان و برگزاری مراسم مختلف عزاداری با آن بیان شیرینش غربت نشینان را نیز آگاهی بخشد اما خدای را شکر که به همت بلاگفا و وبلاگهای سایر یاران در خانه پدری در چند وچون قضایا قرار می گیریم .

اما آرزو داشتیم که در این روزها به یاد دوران  جوانی آنجا بودیم و در جمع صمیمی شما یاران حضور .اما چه می شود کرد و چاره چیست ؟

از بد حادثه هر کدام به گوشه ای رفته ایم و در غربت خویش آرزوی بودن در خانه پدری را داریم .

درست است که دوریم وبا تثلیث  فاصله وزمان و مکان  خو گرفته ایم ،اما هیچکدام از این عوامل باعث نشده و نخواهد شد که دست از شما یاران بکشیم .و خدای نکرده فراموشی باعث شود که فراموش کنیم از کجاییم و درکجا رشد کرده ایم .ودر کجا بارور گشته ایم و با چه عشقی وعلاقه ای به روستایمان ارادت داریم .

گفتم که بسیار نوشتیم .از همه چیز و همه کس .و از همه مکانها و در همه زمانها و برای هر مناسبتی ،و باز هم می نویسیم .

علتتش را بخواهید شاید  ریشه ای است که در خاک آن دیار داریم و خدای را شکر که  هنوز از ریشه جدا نگشته ایم و نخواهیم گشت .

عشق به شما خوبان و روستایمان و مراسم با شکوه غرور آفرین و وحدت آفرین تاسوعا وعاشورای  آن باعث گردیده که بیشتر وقتمان صرف نوشتن و جمع آوری مطلب گردد به این امید که شاید خواننده ای با خواندن شاید یک مطلب از نوشته ما و دیگران ، دل دریایی و روحانیش بشکند و ما را از دعای خیر بهره مند سازد .

همین برای ما کافی است .اگر اینگونه شود مزد زمان گذاشتن خویش را گرفته ایم .

واما شما خوبان

آن هنگام که پای در ساحل دریای تاسوعا وعاشورا می گذارید و جز زیبایی خاندان پاک پیامبر و زشتی خاندان کفر را نمی بینید.

آن زمان که دل دریایی شما در عشق حسین (ع)طوفانی می شود .

در هنگامه ای که چشم های بارانی شما در عزای سالار شهیدان خیس می گردد.

و بالاخره در مراسم عزاداری و در دستگاه پر شکوه امام حسین (ع)و به یاد غربتها و غریبی همه غریبان دشت نینوا،یادی از ما غربت نشینان  نیز بکنید .

این خواهش ما غربت نشینان است .

التماس دعای فراوان .


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
+ به قلم حسین فروزان در 2011/11/30 ... 23:46 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

آنان که رفته اند کاری حسینی کردند ، آنان که مانده اند باید کاری زینبی کنند ......

وگرنه یزیدی اند .

و هر کسی اگر مسئولیت پذیرفتن حق را قبول کرده است ، و می داند مسئولیت شیعه بودن یعنی چه ! ، مسئولیت انسان آزاده بودن یعنی چه !باید بداند که در نبرد همیشه ی تاریخ و همیشه ی زمان و همه جای زمین ـ که همه ی صحنه ها کربلاست و همه ماه ها محرم و همه روزها عاشورا ـ

 بایدانتخاب کند : یا خون را  ،  یا پیام را

   یا حسین بودن را  ،  یا زینب بودن را

   یا آنچنان مردن را  ،   یا این چنین ماندن را

و اگر نمی خواهد از صحنه غایب باشد .                                 

                                                                                               دکتر علی شریعتی

+ به قلم حسین فروزان در 2011/11/30 ... 22:50 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

 

نجوا با حسین (ع ) وزینب (س )

 


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/11/30 ... 22:44 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

شاید شما نیز در وبلاگ کانون باقرالعلوم بافران این خبر را خواندید

خدا را شکر ...

"از حدود ساعت ۲۳ شب گذشته بارش نزولات جوی به صورت باران و برف در بافران شروع شده و همچنان ادامه دارد ..."

و چه می گویم شما که خود در آن دیار شاهد می باشید و من و بسیاری دیگر از خوانندگان وبلاگها که  دور از زادگاه می باشیم ، خدا می داند که در زمانه خشکسالی کویرمان چقدر مسرور می شویم از این خبر.

خدا را شکر وهزاران بار سپاس که در هنگامه ای که مردم روستایم خود را برای عزاداری حسین (ع) و سقای با وفایش ویارانش آماده می کنند ،از نعمات آسمانی پروردگار یکتا بهره مند می شوند

از مردمی که در همه  شرایط  جوی همچنان با همت تمام و وحدت کامل  برای برگزاری مراسم با شکوه تاسوعا وعاشورای حسینی آماده می شوند التماس دعای فراوان داریم
برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, بافران
+ به قلم حسین فروزان در 2011/11/30 ... 18:17 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
گاهی اوقات، تکرار بعضی مطالب، خیلی ارزش داره، و گمان می کنم مطلب زیر یکی از اون طور مطالب باشه، بعد از این مدت، باز هم هنوز این مطلب تفسیری بسیار زیبا از کربلا ارائه داده... التماس دعا

***

و تو مپندار كه خون حسین (ع) تنها برای آن ریخته شد، كه حكومت فاسد بنی امیه رسوا یا حجت بر اهل غرق در غفلت اسلام تمام گردد، نه!، كه اگر این بود نه نیازی به این نمایش بی بدیل «خون و آتش» و «عزت و اسارت» بود و نه این حادثه این گونه پایدار می ماند.

و باز هم مپندار كه حسین (ع) در برابر لشگر یزید به خون نشست، چه آن كه گروهی از ملائك و جنیان كه در روز بدر، در سپاه جدش بودند، در شب عاشورا به محضر حضرتش رسیدند اما دریافتند كه حكایت حسین (ع)، جنگ نیست و این فرزند تمام نمای حیدر، سِرّی دارد كه اینان را توان ورود و فهم آن نیست، آب و تیغ و آتش همه اصحاب و فرمانبران حسین اند و اگر ابراهیم (س) را هنگام ورود به آتش نگاهی بر آسمان بود تا رحمت حق، آتش را برای او بدل به گلستان كند، ذات اقدس اله امر آب و آتش را در دستان اباعبدالله نهاده است، آب مهریه مادر حسین (ع) است و آتش برخواسته از داغ دل آل الله و اگر حسین و اهل بیتش را رضای بسته ماندن مسیر آب و گشوده شدن راه آتش را به حرم پیامبر نبود، در عاشورا آن گونه نمی شد.

و نمی توان بر جنیان خرده گرفت كه از فهم حقیقت سِرّ میان حسین (ع) و خدای حسین (ع) عاجزند كه این عجز ابتدا بر زبان ملائك از پرده برون افتاد:

«و اذ قال ربك للملئكة انی جاعل فی الارض خلیفة قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك»

ملائك حیران از شقاوت فرزند آدم (س) از خداوند پرسش می كنند كه چرا موجودی را خلق می كنی كه دست خویش را بر خون فرزند پیامبرش آلوده كند و جنایت و فسادی را در زمین بیافریند كه یاد آن سرشت هر موجودی را به تلاطم وا می دارد.

و این جاست كه ندا از ذات اقدس الله برمی خیزد كه «انی اعلم مالا تعلمون»، آن چه كه شما از سرنوشت آدم می بینید ظاهر است و آن چه من می دانم باطن، آن چه شما از عبادت می دانید حمد و تقدیس است، اما آن چه پسر فاطمه می كند سِرّی است كه فهم آن، در وجود ملك نمی گنجد.

و شاید باز نتوان به ملائك خرده گرفت چرا كه بزرگانی چون ابن عباس، مفسر كبیر و یار دیرین علی (ع)، و محمد حنیفه فرزند امیرمومنان نیز در فهم این سر وامانده اند و به علت همین درماندگی در محضر حضرتش درخواست انصراف از سفر كربلا می آرند و عاجزانه از حسین می خواهند، كه از این قیام بگذرد و قعود اختیار كند، اینان كه به قطره ای از اقیانوس علم تر شدند در برابر دریای مواج معرفت، حدیث نفس می گویند: كه حسین به كوفه نرو تا كربلا كشته نشوی، تو گویی فرزند فاطمه از سرنوشت ازلی خویش بی خبر است و دل به بیعت كوفیان سست عهد بسته یا در پی نشستن بر تخت حكومت است، اما سخن اباعبدالله هوش را از سر اینان می رباید كه بزم خون، خواست معشوق است: «ان الله شاء ان یراك قتیلا».

آری از مظلومیت حسین (ع) همین بس كه پس از 1300 سال ما نیز، همچون جنیان و ملائك و ابن عباس و محمد حنیفه ها در ظاهر مانده ایم و از عاشورا تنها خونی می بینیم كه در جدال با حكومت یزید بر زمین ریخته شد، و در تأویل این حادثه عظیم تنها به آثار آن چون نهی از منكر امویان یا به استقامت كشاندن دین خدا بسنده كرده ایم و آن گاه كه پا را فراتر می گذاریم تشكیل حكومت را علت نهایی قیام سرخ اباعبدالله می شماریم، كه مثل ما، مثل همان ملائكی است كه پیش از خلقت آدم سرگشته از خداوند پرسش می كنند كه اگر بنابر همین عبادت و پرستش بشر است كه ما خود اولین عابدان و تهلیل گویانیم و چه حاجتی به خلقت این بشر است كه با این قساوت خون عزیزترین موجودات خلقت را بریزد كه در پس آن گروهی از فرزندان آدم به عبادت هدایت شوند.

عجز ملائك در همین جاست كه نمی توانند از ظاهر عاشورا به باطن آن برسند و از سطح آثار قیام حسین (ع) گذشته و محرم اسرار ماهیت آن شوند، چه اگر تنها بنا به ریشه كنی ظلم و شكست یزیدیان بود دیگر نیازی به ذبح شدن فرزند مصطفی نبود و ناله های سوزناك دختری كه مادرش «فاطمه» تنها سخن از پریشان كردن موهایش راند و حیدر را از زیر تیغ رهاند، حسین را از مقتل به سلامت بیرون می آورد و خداوندی كه مصطفی و مرتضی را از لیلة المبیت و از میان چهل شمشیر برهنه مصون داشت، حسین را حفظ می كرد.

نه؛ سخن عاشورا و كربلا نه فقط حدیث مبارزه است و نه دار امتحان و ابتلا، اگر آزمون ابراهیم گذشتن از جان فرزندش اسماعیل بود، حسین پیش از پا گذاشتن به نینوا از این آزمون سرافراز بیرون آمده و فرزند فاطمه را چه نیاز به آزمون عشق، كه انبیا و اولیا در صحرای عرفات همه شاگر عشق و ارادت حسین به معشوقند، حدیث حسین (ع) حدیثی دیگر است و راز عاشورا، سِرّالاسرار جهان خلقت، خلوت حسین و خدای حسین، حرمی است كه دیگری را یارای ورود به آن نیست مگر آن كه حسینی شوی و بدین خاطر است كه در خبر آمده در صحرای محشر كه همه خلائق متحیر از لقای خداوندند، حسینیان در گوشه ای گرد ارباب خویش حلقه زده اند چرا كه جلوه ای از ذات اقدس كه در حسین بروز كرده است را نمی توان بدون او، حتی در محشر دید.

و این گونه است كه حسین پا در كربلا می گذارد و حقیقتی را می آفریند كه نه تنها روز عاشورا، بلكه ملكوت عالم را فرا می گیرد و تو مپندار كه عاشورا تنها دهم محرم است، نه!، طلوع عاشورا، صبح ازل است و غروب آن صحرای محشر، هیچ زمان و مكانی نیست كه عظمت عاشورا، باطن و ملكوت آن را تسخیر نكرده باشد، همه جا كربلاست و همیشه عاشورا «كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا»، و بدین خاطر است كه آدم از پس فهم این حقیقت بخشوده می شود، نوح از بركت این واقعه از طوفان می رهد، ابراهیم از پس حسینی شدن به مقام امامت نائل شود، تمامی انبیا و همه اولیا گریان و مبهوت این خورشید عالم سوزند و اغراق نیست كه آدم و عالم را طفیلی حسین بدانیم، همه آمده اند تا مقدمه و موخره ای باشند، بر خلوتی كه میان حسین و خدای حسین پدید می آید و آن مقصود ذات الهی است از آفرینش جهان و جهانیان.

و مگر نه آن كه حضرت حق فرمود: «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» و یا «لیعرفون»، و مگر آن كه خاتم رسل و سرآمد كائنات در اعتراف به قصور در عبادت بیان كرد كه «ما عبدناك حق عبادتك» و مگر می توانی غیر از عصر عاشورا و غیر از گودال قتلگاه، زمانی و مكانی را بیابی كه مخلوقی آن چه را كه دارد و حتی آن چه را كه ندارد به پای خالقش قربانی بكند و كدام عبد است كه مانند حسین (ع) آن گاه كه دست و پا زده در خون در حال نائل شدن به شهادت است این گونه حدیث بندگی و تسلیم سر دهد: «الهی رضا برضائك و تسلیما لامرك لا معبود سواك یا غیاث المستغیثین»، پس سزاست كه حضرت حق نتواند، لحظه ای از این نجوا و خلوت را با تمامی عبادت جن و ملك بسنجد و ملائك را ناتوان از فهم این راز خطاب كند.

و از همین منظر است كه بزم حسین (ع) در كربلا، معنا می یابد و نشاط او كه دامن علی اكبر، عزیزترین كسانش، را از دستان وداع بانوان حرم می رهاند چرا كه اكبر همچون پدرش فانی در خدا شده است و حسین است كه با خضاب محاسنش به خون علی اكبر، بیش از پیش مهیای ورود به حجله یار می شود.

و این تنها اباعبدالله است كه باید توشه ای از خرمن قطعات پیكر عباس برگیرد و جسم بی جان دو یادگار مجتبی را نیز رونق مجلس بزمش كند، عیشی كه بی گلوی چاك خورده كودك شش ماهه ناتمام است و به همین جهت است كه وقتی حسین، جسم كوچك طفل صغیر را در پشت خیمه ها به خاك می سپارد، دامن می تكاند كه بار خدایا این بار گران به كمال رسیده و همه آن چه را كه می خواستی به سویت فرستاده ام و اكنون نوبت فرزند فاطمه است كه پا به گودال قتلگاه گذارد، این داغ ها همچون آتشی، جان حسین را برافروخته ساخته و او را مهیای وصال كرده است.

و آنگاه كه اباعبدالله در عصر جاودانه عاشورا صورت بر خاك گرم گودال قتلگاه می گذارد و كودكانش را می بیند كه بر فراز تل زینبیه، مویه كنان، جان دادن جان خویش را می نگرند، فرصتی بهتر را برای مناجات نمی یابد و آن گونه در خلوت خویش محو وصال معشوق است كه ضربات خنجر كین نیز، قادر است تنها سر او را از پیكر جدا كند و قادر به مفارقت جان او از وصال جانان نیست.

این حسین (ع) كه در پس این همه مصائب، به عیش بی بدیل رضای دوست می رسد و این ذات اقدس خداوندی است كه بیش از همیشه، از این عبادت راضی است و به رغم غنای ذات بی نیازش، از سر شیفتگی وصال این بنده بی بدیل، ندا برمی آورد:

«یا ایتها النفس المطمئنة، ارجعی الی ربك الراضیة المرضیة» و در حالی كه تمامی خلائق و همه انبیا و اولیا، در تمنای وصال حقند، عاشورا از حسین آن چنان وجودی ساخته است، كه حق برای وصال او بانگ ارجعی سر می دهد.

و اوج زیبایی این وصال را عقیله بنی هاشم رقم می زند آن جا كه سنگینی گرانبهاترین موجودات ماسوی الله را چون تحفه ای ناچیز برفراز دست ها می گیرد و ندا سر می دهد: «تقبل منا هذا القلیل».

و این دستان مصطفی و مرتضی است كه دست های تازیانه خورده و جسم رنج دیده زینب را یاری می دهد و این صدای زهرا است كه از حلقوم خشكیده دخترش برمی خیزد، رضایت و شعفی كه این قربانی قلیل در عرش می آفریند، آن چنان گران است كه بار آفرینش را به دوش كشد و این همان سری كه جنیان و ملائك و عالمان و عاقلان را یارای فهم آن نیست.

این بزم خلوتی است كه تنها حسینیان را مجال ورود داده می شود واین میدان، حرمی است كه اذن دخول آن، بریدن از هستی و تعلق است و برای آن كس كه حسینی شود چه آسان است كندن از ماسوی الله.

قافله حسین (ع) در حركت است. حسینی شدن سهل است و حسینی ماندن سخت، رمز ورود به این بزم، اشك است و شرط ماندن در آن، نماندن و فانی شدن، آنان كه حسینی اند، دیگر خود نیستند هر چه هست حسین است و خدای حسین، پس چه آسان است عاشق این جمال شدن و چه دشوار است رسم عاشقی به جا آوردن كه «عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشكل ها».

باید برای حسینی شدن، حسین گونه بود و این جز به مدد ارباب ممكن نیست. آری این قافله در حركت است و خوشا به حال آنان كه حسینی می شوند و حسینی می مانند «یالیتنا كنا معك».

+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/11/30 ... 12:37 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
 

سرم خاک کف پای حسین است

دلم مجنون صحرای حسین است

بود پرونده ام چون برگ گل پاک

در این پرونده امضای حسین است

بهشت ارزانی خوبان عالم

بهشت من تماشای حسین است

به وقت مرگ چشمم را نبندید

که چشم من به سیمای حسین است

چراغ از بهر قبر من نیارید

چراغم روی زیبای حسین است

خوش آن صورت که در فردای محشر

بر آن نقش کف پای حسین است

نترسانیدم از روز قیامت

قیامت قد و بالای حسین است

التماس دعا

+ به قلم فاطمه امامی در 2011/11/30 ... 11:13 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

 

 متن کامل شعر گویا طلوع می کند  از مغرب آفتاب محتشم را شاید عده ای  نخوانده باشند .با توجه به طولانی بودن آن چند دقیقه ای زمان بگذارید.


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/11/30 ... 8:56 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

 دوستان .بسيارزيبا حق مطلب رادرخصوص ايام محرم ادا كردند.بنده نيزبه نيابت ازخودوتمامي خواهران بافراني دلهامان را همسفربا كاروان قافله سالارسرزمين بلانموده وبااشك هامان گردوغبارازچهره غمبارخواهرمان زينب خواهيم زدود.باشدكه همه ايام زينبي باشيم

 سلام بريگانه بانوي صبروايثار

سلام برمعني صبروسرو راست قامت صحنه پيكار

 الگوي فضيلت اخلاق وناشرارزشهاي اسلام

سلام برحافظ فضائل وآموزه هاي دين

سلام بربانوي نمونه عرفان وسكاندارصبورسرزمين بلا

سلام برمربي اخلاص واستاد فصاحت وبلاغت

سلام برعشق، برعطش وسلام برنغمه هل من ناصرينصرني

سلام براشكهاي خون آلود از داغ برادر

 بانوي من اي نمونه بودن .نام زيبايت را درگوشه قلبمان حك كرده ايم وصبروايثارت را آويزه گوشمان تاحيات ومماتي زينبي داشته باشيم .به ماتوفيق ده تا نغمه خوان مظلوميت حسين(ع) برپهنه گيتي شويم وبه يادحسين(ع) بغضهاي پنهاني وناله هاي زنداني حنجره عشاق حسين را رها سازيم

اي پيام رسان صحنه عاشورا.

تك تك ستارگان آسمان كربلا شاهد پرپرشدن مظلومانه گلهاي باغ پيامبرشدندودردهجران تورا چشيدند.

ريگزارهاي داغ وتفتيده برمظلوميت حسينت گريستند وباخونابه اشكشان پيكرحسين(ع) ويارانش را بوسيدند

قطره قطره آبهاي فرات بروفاداري سقايتان اشك خون ريختندوخروشيدند تا فرياد بي صداي طفلكان معصوم تشنه كام گوش جهانيان راكركند.

زينبم اي آفريدگار واژه صبر

گلهاي باغ سرخ شهادت به دست توروئيدند ونهال گل واژه هاي پيام لبهاي خشكيده حسين به دست تو بارورشدند.

اي قافله سالاركاروان عشق

دلهاي مارا با كاروانت همراه سازوقلبمان را لبريز ازعشقي حسيني كن

برما بیاموزکه رسالت راچگونه با درایت وقساوت را چگونه با رشادت

 نامردي را با مردانگي وتحمل مشقتهاي طاقت فرسا را باصداقت وصميمت درركاب عدل وعرفان با دانشي خدائي پاسخگوشويم وحجاب چهره تزوير را بزدائيم

 به ما شورواشتياق بندگي ناب  وعشق به معبود را بياموزوازپيمان شكني مبرا سازو ما را چون كوفيان نميران

نداي الهي رضابقضائك ،تسليماً لامرك ،لامعبودسواك را زمزمه ما قرارده

زينبم ازمعني حماسه شعوروشرف

اي پرستاردل شكسته صحنه پيكاربرمانيزشوروشعفي زينبي عطاكن وشفيع رشدمعنوي ما  درمكتب حسيني شو

جان ما فداي تو ودلهاي ما سراچه مصائب سنگينت

جان مولايمان حسين (ع) ما را به خودوامگذار

 


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
+ به قلم فاطمه امامی در 2011/11/30 ... 8:28 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
 

 

باز در خاطره ها یاد تو.ای رهرو عشق .شعری از شفیعی کدکنی برای امام حسین (ع )

 


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/11/30 ... 8:7 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

و اما تو ای حسین !

با تو چه بگویم؟

“شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل”

و تو ای چراغ راه

ای کشتی رهایی ای خونی که از آن نقطه ی صحرا جاودان می طپی و می جوشی و در بستر زمان جاری هستی و برهمه ی نسل ها می گذری و هر زمین حاصلخیزی را سیراب خون می کنی و هر بذر شایسته را در زیر خاک می شکافی و می شکوفایی و هر نهال تشنه ای را به برگ و بار حیات و خرمی می نشانی

 ای آموزگار بزرگ شهادت !

برقی از آن نور را براین شبستان سیاه و نومید ما بیفکن قطره ای از آن خون را بستر خشکیده و نیم مرده ی ما جاری ساز تفی از آتش آن صحرای آتش خیز را به این زمستان سرد و فسرده ی ماببخش .

ای که مرگ سرخ را برگزیدی تا عاشقانت را از مرگ سیاه برهانی ،

تا با هر قطره ی خونت ملتی را حیات بخشی و تاریخی را به طپش آری و کالبد مرده و فسرده ی عصری را گرم کنی و بدان جوشش و خروش زندگی و عشق وامید دهی!

ایمان ما ملت ما تاریخ فردای ما کالبد زمان ما

به تو و خون تو محتاج است.

برگرفته از کتاب نیایش شریعتی

+ به قلم حسین فروزان در 2011/11/30 ... 7:38 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

حسین جان! نمی‏دانم خنجر کدامین کینه، قلب عزیزی را شکافته است که آسمان چنین می‏گرید . نمی‏دانم دستان کدامین بغض، گلوی نازک گل را شکافت و غربت کدامین خیال، اندیشه‏ام را ربود و مرا به نینوا برد. آن‏جا که دختری سر بر شانه‏های نسیم گریه می‏کرد .

 حسین جان! آه از آن غربت و بی‏کسی، آه از آن پیکر بی‏سر، از زینب بی‏برادر و از نرگسان تشنه لب نینوا . با من بگو از کدامین دیار آمده‏ای که چنین آشفته‏اند اسیران روی تو، از کدامین کوچه‏ی درد آمدی که سهم شب‏های غربت ما اشک بی‏تو بودن است .

 لحظه‏ای درنگ کن! بگذار با نرگسان داغ‏دار به سرزمین درد سفر کنم; آن‏جا که در دامن پیچک‏های عاشق، سرهای بریده خفته‏اند . من محرم را با نام و یاد تو عاشقم یا حسین! من شربت گوارای محرم را به یاد لب‏های تشنه‏ی عباست می‏نوشم و سینه‏زدن‏هایش را به یاد چهره‏ی سیلی خورده‏ی نوگل محبوبت رقیه دوست دارم . مرا مهمان لحظه‏های نینوا کن یا حسین . (نقل از میلی که یکی از دوستان محبت کرد)

+ به قلم حسین فروزان در 2011/11/29 ... 9:34 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
 

 می گویند: هر کس با هر حاجتی  وارد حرم عباس (ع ) شود از  آن حضرت  حاجت می گیرند ، مردم اعتقاد دارند و جوابش رانیزمی گیرند...

اما دل ما را می بینی عباس جان ؟ غبار گرفته وزنگار گرفته .سنگین وشاید خشن .

این دل را مرتب  رهسپار روضه هایت  کردیم .برای شما خاندان گریه ها کردیم ، شاید این دل را بیدار کنیم شاید این زنگار را بزداییم ،ولی نشد که نشد .

می دانی عباس جان .مشکل از ماست ! از دل ماست ، اعتقاد ما کم سو می باشد .

صمیمانه شما را ومقامتان و هدف ورسالتتان را نشناخته ایم ..اما چه می شود کرد پسر ام البنین .بضاعت ما اندک است و بسیار اندک

وقتی بضاعت و توشه اندک باشد،چه می شود کرد جز اینکه  مرتب نام شما را و برادر بزرگوارتان  را بر زبان جاری کنیم شاید اینگونه شیرین کام شویم ..

شما نگاه به اعمال ما نکن . اما نیم نگاهی .کرشمه ای .لبخندی .نگاه دست دوست مانندی. و فراموشمان نکن که سخت محتاج کرامت و الطاف شماییم .

یا کاشف الکرب عن وجه الحسین! إکشف کربی بحق اخیک الحسین


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
+ به قلم حسین فروزان در 2011/11/29 ... 9:15 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

سلام

سری سوم از مطالب امسال پیرامون بافران را هم قرار دادم، این بار 40 مطلب را آوردم تا کمی سرعت بیشتری در انتشار داشته باشیم، حداقل فایده این بازنویسی ها این است که تجدیدخاطره ای برای من شد...

61- قلعه رستم و یخچال را در یابید: در بازدیدی که از پادرخت داشتم مقداری تراورس راه آهن کنار درب ورودی دپو شده بود و فکر می کردم برای آتش غذای دهه محرم است اما دوستی گفت نه این تراورسها برای اجرای راه پله قلعه می باشد و مسرور شدم که قدم اول برداشته شده است، دست مجریان طرح را هرکه باشد...

62- یک عکس: درعید 1390 یک سری تصاویر از بافرانمان  تهیه کرده ام، که شاید در روزهای عادی خیلی به آنها توجه نکنیم، دیدن این تصاویر خالی از لطف  نخواهد بود، تصویر زیر مربوط به برد کانون فرهنگی باقرالعلوم مسجدجامع بافران است که زیر ساباط در کنار آب سرد کن قرار دارد...

63- یاد یاران (13) بزرگداشت مردان بزرگی که به گردن ما حق داشتند ودارند: دوست بسیار خواستنی ام و داماد مرحووم عمو حاج جوادم عید علی رحیمی(علی جان) همو که بسیار خواستنی و بی پیرایه بود ادب و نزاکت تمام واین وجود را انباشته بود و متانت از تمام زوایای وجودش هویدا بود، در تمام مراسم روستا حاضر بود و تمام همت خویش را گذاشت که ...

64- تعطیلات عید را چگونه گذراندید؟: اگر خانه پدری به دست تیغ ناجواندرد لودر کوماتسوی زندوانی ویران شد و آوارش داخل دل دیوانه من تل انبار، حالا حداقل این باغ ویلا راداریم که یتیم ننه خاور گوشه آن بخزد و به یاد طفولیت و بچگی هایش آتش نسوخته خود را بسوزاند و بنشیند و بنویسد و ...

65- چند تا عکس ناقابلکوچه خاطره .کوچه ای که در آن رشد کردیم و به نمو نشستیم و شاید به خزان

66- یاد یاران (14)پاسداشت مردان بزرگی که به گردن ما حق داشتند ودارند:خدا میداند که تمام واژه های دوست داشتن و عشق در برابر روح متعالی او سرتعظیم دارند که مردان بزرگی همچون حاج حمید مفتاح گلی از گلهای بهشتی اند تا در این زمین خاکی رایحه بهشت را به مشام ما بیاورند...

67- دو تصویر ... بدون شرح ...

68- بدون شرح

69- پل و چفته پشت شومال خانه: هوا تقریبا سوز زمستانی دارد، اما شکوفه های درختان داخل باغجه مادر حکایت از آن دارد که زمستان رفته است و جای خود را به بهار داده است، کوچه ها آب و جاروب شده اند، دختران کار و تلاش و انتظار نیز این چند روزه مشکل بافتن قالی را ندارند، فرشها شسته شد...

70- واقعا بدون شرح

71- یادی از ویطن

72- حلوای خیراتچشمهایم را بر هم می گذارم، ماما یک چایی بوراتا بیریزم، دستت درد نکند ماما .بریز که حسابی چایی می جسبد، ممد آقا بورا  شوما هم ؟، بیریز، چایی مادر خستگی را از تن من و پدر بیرون می آورد...

73- انتصاب آقای یوسف حسنی به سمت فرماندار شهرستان نایین:انتصاب بافرانیان گرانقدر، در هر جای ایران اسلامی، به عنوان مسئولین خدوم به ملت، پیش از هر چیز افتخاری برای بافران و ما بافرانیان خواهد بود. اینکه آقایان دکتر حسین حسنی بافرانی و یوسف حسنی بافرانی مناصب مهم شهرستان نایین را برعهده دارند نشاندهنده توانمندی و استعدادهای غیرقابل انکار مردمان خطه بافران می باشد...

74- یادی از یار سفر کرده دبستانی ام: تو بو خسروم ، چگونه باور کنم که تو نیستی ، نه در کنار من و نه در کنار خانواده ات، نه هرگز گمان مبر که ما هجرتت را باور کنیم تو در تمام بهاران برایمان از رویش سبز جوانه می گویی و در هر خزان اشتیاق آمدن بهار را ...

75- یادی از ویطن (2)نگاهی گذرا از زاویه دوربین غضنفر در عید 90

76- یادی از ویطن (4)نگاهی گذرا از زاویه دوربین غضنفر در عید 90

77- یادی از ویطن (5)نگاهی گذرا از زاویه دوربین غضنفر در عید 90

78- آقا فرق ...نفر بعد محمد حسین بخواند، به جملات دقت می کنم آن مرد با اسب آمد، اسب دیگر چیست ؟ما که تو بافران اسب نداریم .اسب دیگر چه حیوانی است ؟، زنگ تفریح به پر رویی می زنم .آقا یک سوال ؟، چیه پسرم ؟، آقا اسب دیگه چه حیوونی است ؟.، آقای تقی پور نگاهی به چهره ام می اندازد .با خنده می گوید تو خانه خر دارید؟، آره آقا تو باربند یک خربندری  داریم، خوب،  اسب همون خر است اما نوع  پیشرفته اش...

79- یادی از ویطن (6)نگاهی گذرا از زاویه دوربین غضنفر در عید 90

81- حنا زدن به انگولی...اکثر بچه محصل ها سه ماهه تابستان را قالی می بافند و چه دل نشین است سمفونی نقشه خوانی آنها و راه قالی را نقشه کردن ، ا  انابی دو تا ول ایکی بزن جون    زدم جون، با ابروشوم شش تا روخود بیزن جون   زدم جون، با لاکی رو خود بیزن جون    زدم جون، خوی فیلی ایکی میاد ویکی میرد بزن جون     زدم جون، و تو پری راه نقشه شده و القاج کشی سفید و خاکی یا آبی ودفتون وقیچی  و مجددا نقشه ...

82- یادی از ویطن (7)نگاهی گذرا از زاویه دوربین غضنفر در عید 90

83- یادی از ویطن (8)نگاهی گذرا از زاویه دوربین غضنفر در عید 90

84- یادی از ویطن (9)نگاهی گذرا از زاویه دوربین غضنفر در عید 90: آخرین زمینهای کشاورزی روستا که احتمالا به یمن تمدن جدید شاید سالهای دیگر شاهد آن نباشیم که خدا کند اینگونه نشود...

85- یادی از ویطن (10) نگاهی گذرا از دوربین غضنفر در عید 90

86- زبونی(شیطونی): چه می چسبید اگر یک لیوان چای شیرین می داشتیم که با این نان برشته بزنیم تو رگ، شبها ساعت نه به بعد هر تیر چراغ برق کوچه مال یکی است، از پشت بام خانه حاج حسن که روبروی خانه  ماست بالای تیر چراغ برق چوبی سیاه رنگ می روم و لامپ 60 آن را بایک لامپ دویست...

87- بازی با قسمتی از شعر اهل کاشانم زنده یاد سهراب اما با بیان طنز: اهل بافرانم، روزگارم   بد نيست، لقمه  ناني دارم ، سر سوزن هوشی، مادري داشتم با دلی رویایی، دوستاني ، که دیگر هیچ مپرس ، *****، و خدايي كه بغل وا کرده، لاي اين  خربزه ها .پای آن قاپق پیر، توی چیت وکشوان...

88- تسلیت: جناب آقای مهندس فروزان، چه سخت و طاقت فرساست غم هجران خواهری فداکار و مهربان را باور کردن و به یاد خوبی های او در دل گریستن و به زبان هیچ نگفتن و جای خالی او را نظاره کردن...

89- انا لله و انا الیه راجعون: برخود لازم دیدم این مصیبت بزرگ را از طرف نویسندگان و خوانندگان وبلاگ بافران، خدمت جناب آقای فروزان و آقایان مفتاح و فخرایی و سایر اقوام و بستگان آن مرحومه تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای ایشان  صبر جزیل و برای آن مرحومه علو درجات را مسئلت می نمایم...

90- مراسم کلنگ زنی کارخانه کاشی و سرامیک بیستون بافران: به اطلاع مردم شهید پرور شهر بافران می رساند در سال جهاد اقتصادی با همت مضاعف و پیگیریهای شبانه روزی  شورای اسلامی و شهرداری بافران، با حضور مسئولان محترم شهرستان و استان و به خصوص جناب آقای دکتر حسنی نماینده محترم شهرستان های نایین و خورو بیابانک ...

91- تسلیت: جناب آقای فروزان، از شنیدن خبر درگذشت خواهر گرامیتان بسیار متاثر شدم، بنده این ضایعه را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده و برای آن مرحومه از درگاه خداوند متعال مغفرت، برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم

92- پروژه جدا سازی جوق کشوان از حمام تا تنورچو(مسجد حاج باقی )کلید خوردبه فضل خدا و به همت شهردار محترم و شورای گرامی روستا (ببخشید شهر ) پروژه جدا سازی جوق کشوان ازمسیر قدیمی حدفاصل  حمام تا تنورچو (مسجد حاج باقی ) کلید خورد .باشد تا با این طرح از هدر رفتن آب و خسارت رطوبت به مسجد جامع جلوگیری شود...

93- درخت پله مسجد آدینه

94- آخرین بازماندگان کوچه خاطره .با کوله باری از رنج وعشق وتعصب: اینان که اکنون از رنج زمانه صورتی چروک شده دارند، روزگاری جوانی کرده اند در این کوچه، و در سایر کوچه ها و در وطنی که بافران می نامیمش، سخت احترامشان را نگاه داریم که تا چندوقت دیگر خدای نکرده افسوس اینها را نیز خواهیم خورد...

95- حالا دیگه می دانم مونار مسجد آینه چند تا پله داردبه دارشکون می رسیم . دارشکون نیز آن صفای قدیمی را ندارد .از فوشاری آب خبری نیست .هشتی خانه عمو حاج جواد خراب شده است و حسین عمو یی نیز بافران نیست که کاسه ای آبی بیاورد.

درب خانه همشیره پارچه سیاه تسلیت حکایت از غمی بزرگ دارد و لباسهای سیاه خاکی  بر تن ما، داستان غم عظیم  روزها و سالهای پیش روی  .

96- حکایت عجیب درخت پله مسجد جامع: این درختچه که فی نفسه عجیب می باشد و بیرون آمدن آن از دل سنگ و اسفالت و سیمان قابل تامل است حکایت عجیب تری هم در دل خود دارد که باعث می شود هرگاه به آن می نگرم تاریخچه ای  بس بلند، شاید به بلندای یک قرن از پیش رویم بگذرد...

97- دارالقران کریمه اهل البیت حضرت معصومه (س ): دارالقرآن کریمه اهل البیت، حضرت معصومه سلام الله  اهدایی ورثه مرحومین حسین و معصومه عرب

98- اعتکاف امسال در بافران: وبلاگ نسیم بافران یک سری از عکسهای اعتکاف راقرار داده اند، و در این میان سه عکس جالب توجه بود و خاطره انگیز...

99- دست گل شهردار درد نکندتصویرهای ذیل به ترتیب طرح جدا سازی جوق کشوان از حمام تا تنورچو- خاکبرداری اطراف قلعه رستم و جدول گذاری اطراف مسجد آرامستان و خیابان کناری آن برای پارکینگ خودروها و اینترلاک پیاده روها می باشد

100- باز خوانی مجدد نوشته اوایل عید و تشکری جانانه:نمی دانم نام که را بیاورم. شهردار محترم،شورای اسلامی شهر، میراث فرهنگی، فرماندار محترم، نماینده معزز، دوستان وبلاگ نویسم، و همه و همه که عاشق این روستا هستند وبرای تعالی آن دل می سوزانند. دست و پنجه همگی درد نکند، از صمیم قلب از همه شما یاران صمیمی و...

+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/11/28 ... 22:46 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.


عالمی دارند این پدر و پسر با هم ، که بی کفش های مکاشفه و کوله بار معرفت ، حتی از کنار آن هم ، نمی توان گذشت . پدر حسین است و پسر ، علی اکبر شبیه ترین فرد - خُلقا و خَلقا و منطقا – به رسول الله صلی الله علیه و آله . بنابراین علی اکبر از یک سو، مدرس حوزه ادبی است و از سوی دیگر ، شاگرد اخلاق نبوی .

در منزلی از منازل بین مکه و کربلا ، که بعضی «ثعلبیه » بعضی «عذیب »  و بعضی «قصر بنی مقاتل» گفته اند ، امام حسین علیه السلام بر روی اسب به خواب کوتاهی فرو می رود ، چرتی یا قیلوله ای . و سپس ناگاه از خواب می پرد و می فرماید :

ـ «انا لله و انا الیه راجعون و الحمد لله رب العالمین » .

علی اکبر ، که همه جا همرکاب و هم نفس پدر است ، چشم فرو می افکند و می پرسد: 

ـ پدر جان ! پدر جان ! هر چه شر و بدی است از شما دور باد ، درخواب چه دیدید که انا لله گفتید و خداوند را ستودید؟ 

امام حسین علیه السلام می فرمایند :

ـ جان پدر ! اسب سواری دیدم که به ما اشاره می کرد و ندا می داد :

« این قوم با شتاب می روند و مرگ به دنبالشان با شتاب تر.» فهمیدم که آن جان ماست که از مرگ ما خبر می دهد .

این اولین بارنیست که امام حسین علیه السلام خبر شهادت را دریافت می کند . شاهد شهادت انگار از ابتدای خلقت همزاد او بوده است و اکنون در این لحظات آخر، بیشتر خود را می نماید و جلوه گری می کند . اما عکس العمل شنیدن خبر قطعی شهادت ، برای جوانی مثل علی اکبرچه باید باشد ؟! رو می کند به پدر و عرضه می دارد :

ـ مگر نه ، ما به حقیم پدر جان ؟!

پدر می فرماید :

ـ چرا ؛ قسم به آن که بازگشت بندگان به سوی اوست ، ما حق مطلقیم .

دهان شیرین علی اکبر ، چون غنچه ای به این کلام شکفته می شود که :

پس چه باک از مرگ در بستر حقیقت ؟! 

پدر ـ حسین علیه السلام ـ به روشنی حظ می برد ، از این کلام عارفانه و عاشقانه ای که از زبان جوان خویش میشنود . نگاه مهربانش را که از آن عشق و تحسین و رضایت می بارد ، به فرزند می دوزد و می گوید :

عزیز دل ! خدا بهترین پاداشی را که فرزندی از پدر گرفته است به تو عنایت کند.


+ به قلم حمیدرضا عرب بافرانی در 2011/11/28 ... 13:50 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

در قبایل عرب همواره جنگ بود.اما مکه زمین حرام بود

و چهار ماه رجب و ذی القعده وذی الحجه ومحرم.زمان حرام: یعنی که در آن جنگ حرام است.

دو قبیله که با هم در جنگ بودند تا وارد ماه حرام می شدند.جنگ را موقتا تعطیل میکردند

اما برای آنکه اعلام کنند که : در حال جنگند واین آرامش از سازش نیست.ماه حرام رسیده است و چون

 بگذرد جنگ ادامه خواهد یافت.

سنت بود که بر قبه خیمه فرمانده قبیله پرچم سرخی برمی افراشتند تا دوستان و دشمنان  ومردم  همه بدانند

 که جنگ پایان نیافته است.

آنها که به کربلا میروند ومی بینند که جنگ با پیروزی یزید پایان یافته وبر صحنه جنگ آرامش مرگ سایه افکنده است

اما می بینند که بر قبه آرامگاه حسین پرچم سرخی در اهتزاز است

بگذار این : سالهای حرام : بگذرد

شریعتی


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
+ به قلم حسین فروزان در 2011/11/28 ... 8:45 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

مدتهابودکه تصمیم داشتم  تا با تو ای برادر حسین(ع ) وای پسر ام البنین نجوا داشته باشم .آن هنگام که درسفر عمره وتمتع در مدینه غریب به دیدار مادرت شتافتم،به مادرت قول دادم تا کنار ضریح مقدست در کربلا بیایم و درد دلی .اما تا به حال موفق نشده ام و امید که بطلبی، همچون مادر بزرگوارت که من ناقابل را طلبید.

دهه محرم است وهمه جا سخن از شما و برادرت و آن هفتاد شقایق دشت خون . عباسم ،


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/11/27 ... 21:20 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

تو که چشمهایت دیریست از غم بی اشکی تنگ شده گوئی سرچشمه اش خشکیده و در آن اشکی نیست که ببارد غم بی اشکی یا غمداری هم که راحتت نمیگذارد حتما با زبان اشک قصه و غصه گوئی را نمی دانی

تو که از کاوش و کنکاش خود خسته و کنده شدی اندیشه ات را هم گردباد غم برای رفتن به جنون فکری غبارآلود کرده است گوئی احساس تلاطم در خود داری درب احساس را برای همیشه به روی خود بسته داری .

میدانی بوی مهربانی و گرمی نمی دهی .

فکر نکردی شاید اشک در تو راه گم کرده باشد .

تو غم داری و اشک هم راه گم کرده است گوئی دوان دوان دور بدن در رگها جاری شده و حرکت می کند تا محوائی بیابد و گاهگاهی برای غم یاشادی سرازیر شود بیراهه رفته ولی رفته است .

فکر می کردی اشک غم و شادی در خونت رخنه کرده باشد و هم رنگش گردد

حال تو نگذار جا خوش کند .

این اشک راه گم کرده ای است که شاهد ماجرا و مشاهده کننده تمامی حفره هائ است که هر شب پر تپش وتنش در قلبت تنهائی ایجاد میکنی می دانی از روزی که دست برسر تجمل و ریا و غرور و خودپسندی کشیدی و با آنها همرنگی پیشه کردی و هم مرام و یکی شدی اشکت خونی رنگ شده است .

اشک راهش را به خونت به خوبی پیدا کرد و همانجا آشیانه دائمی کرد تا اینکه صاحب خانه باشد و در رگهایت جوش وخروش کند و تو خودپسندی پیشه کنی و آتشفشان براه اندازی و مردم نما شوی .

اما چون جوشش درون در دید فیزیکی مردم نیست و کسی از آن خبر ندارد مانند آتشفشان خاموش باید راهی به بیرون بیابد پس به جانت می افتد آن موقع با آتش درون چه میکنی

حالا با وجودت که هر روز و شب گواهی می دهد که میسوزم و جان سوز شدم چه می کنی .

منتظر یک زلزله وجودی هستی که بقیه سالهای زندگی ات راکه ورق می زنی و بر پیکر خیال استوار گردیده است زیر آوار خواب و رویا مدفون کنی

و تقصر را به تقدیر گره بزنی .

می خواهی درفضای پر هیاهوی اشک و خون ساز خوشی را گام به گام در وجود تشنه این روح و ذات اذلی بزنی و در وجودت بریزی و اگر نشد بچکانی .

آن موقع انتظار داشته باش شرح شوریدگی های این وجود قبلا دیوانه و مجنون رفتار با زندگی جدید ترسیم و تقدیر و عرضه میشود .

چون جانت را اندک اندک نوای آهنگها می گیرد و دیگر همه ساز ها را با نتی که با اشک ساخته ای و آرشه همه ساز ها را در دست داری می نوازی و سپس گوش میکنی  .

به شرطی که راه این اشک که به خون رفته بود را به غم انگیز ترین ویرانه مبدل سازی و زیر آوار این خواب و خیالهائی که آن موقع در خلسه خود می دیدی مدفون کنی.

این آشفتگی روحی به دلیل درزی است که از اشک بجای چشم در خون لانه کرده است یا درزی است که می خواهد تا زنده ای سر بر بالین مرگ نهی و حدیث نکبت بار یاران و مردم را داشته باشی

اما اشک میخواهد تا مرده سر بر بالین مرگ نهی و چشمه اشک با تو بمیرد نمی خواهد درخون جای بگیرد

می دانی یادگار از تو چه می ماند امضا صداقت و شهامت و زیبا دیدن این چشمهائیکه همیشه با اشک بود وهر موقع به موقع با دیگران و برای دیگران باریدن داشت .

بیا شاهد آمیزش حسی و خو گرفتن اشک با خون باشیم ولی درهم جاری نباشند تا اشکی زلال و مرواریدی همیشه در چشمانمان چه ماتم و غم ویا شادی و سرور داشته باشیم

باید در مسیر زندگی لختی در وجود لایتناهی پرسه زد و فهمید عطشهای شبانه روزی از تشنگی نیست میتوان با اشک فرو نشاند و فقط نظارگر تشنگی باشیم و در تمام لحظات عمر پلکها با به هم زدن آرام خود به آرامش و آرایش اشک کمک و راهر و و راهنما باشند

اشک دوست داشتنی است چه از سر غم یا شادی باشد اما وقتی از سر چشمه باطن زلال با زبان گفته شود .

دیگر در معبد وجودت تاریکی حس نمیکنی شکیبائی بر بقیه ایام عمرت جاریست و سایه بلند گذرعمر زیبا و دیدنی میگردد.

محمدرضا اعظمی بافرانی

 


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, بافران, یادداشت
+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/11/27 ... 18:59 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.


این کودکی که از خیمه گاه زنان چون تیری از چله کمان گریخته و به سوی امام و عموی خویش حسین می دود عبدالله نام دارد، عبدالله بن حسن.

او که از ابتدای کارزار از پشت پرچین کودکی نظاره گر صحنه بوده است، با به خاک افتادن هر شهید پا بر زمین کوبیده و بهانه میدان را گرفته است اما بزرگترها و به خصوص عمه اش زینب هر بار به علقه ای مادرانه و عاطفه ای ملتمسانه، راه را بر او بسته اند و او را پای بند خیمه ها کرده اند.

اکنون درست در لحظه نهایی و تنهایی امام در لحظه ای که پیادگان لشکر شمر، امام بی یاور را دوره کرده اند او هم تاب از کف داده است، ریسمان همه علقه ها را بریده و روانه میدان شده است.

امام از آن سو فریاد می زند: "خواهرم! نگاه دار این یادگار برادر را!"

و زینب علیهاالسلام چندین و چند گام تا انتهای حریم خیمه ها به دنبال او می دود اما شیر از قفس گریخته را به چنگ نمی آورد.

"عبدالله" در دریای دشمن غوطه می خورد تا خود را به مرجان امام می رساند؛ گوهر بی نظیر خویش را عاشقانه در آغوش می فشارد و رو به دشمن فریاد می زند:

"به خدا قسم نمی گذارم امام و عمویم را بکشید."

نور ادب و عشق و معرفت این کودک، لحظه ای چشم دشمنان را خیره می سازد اما آنان بلافاصله دست قساوت را سایه بان چشم می کنند و بر حسین که اکنون به سپری از نهال نورسته آراسته است، هجوم می برند.

عبدالله در مقابل فرود اولین شمشیر دست کوچکش را سپر می کند و شمشیر قساوت، این شاخه ظریف را آن چنان می نوازد که بازو تنها به پوستی آویخته می ماند. عبدالله عارفانه فریاد می زند: عمو!...

شمشیرها یکی پس از دیگری فرود می آید و گلبرگهای این غنچه لب بسته را شرحه شرحه بر زمین می ریزد و آن قدر دل بهاری امام علیه السلام از این هجوم بی رحم پاییز به درد می آید که لب به نفرینی چنین می گشاید:

خدایا! باران آسمان و برکات زمین را از اینان دریغ کن.

سایت تبیان

+ به قلم حمیدرضا عرب بافرانی در 2011/11/27 ... 15:5 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

به نام خدا و با سلام

آقای فروزان چنان استقبال زیبایی از محرم کردند که دیگه حقیقتا حرفی برای گفتن در این باب ندارم، لذا منباب تکلیف و احترام، آغاز این دهه ماتم را خدمت تمام همشهریان گرانقدر تسلیت عرض می کنم...

و اما در راستای کاری که سال قبل کردیم امسال هم برای محرم کد نوحه ای روی وبلاگ قرار داده شده، که این کد توسط خود اینجانب و به کمک مجموعه نرم افزاری پیچک تهیه شده. کد نوحه امسال مربوط به نوحه «شد محرم تا...» سید جواد ذاکر است، برای کسانی که علاقه دارند از این کد استفاده کنند، کد را قرار می دهم، برای استفاده کافی است فایل کم حجم زیر را دانلود کرده، و کد مربوطه را از داخل آن کپی نمایید، این کد را  در بخش تنظیمات وبلاگ، کدهای اختصاصی کاربر، پیست کنید.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

http://s1.picofile.com/file/7195912903/code.txt.html

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

التماس دعا

+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/11/27 ... 12:57 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

 

 دوست داشتن از آن فعل هاست که صیغه امرش فقط به کار دستورنویسان می خورد و دل خوشکنک معلمان اخلاق است، چرا که هرگز کسی به علت این که فرمان یافته است، دوست نمی دارد، بلکه چون به شناسایی و گزینش رسیده است، عشق می ورزد.

 «حسین» گفتنی ها، گفته است. و اکنون هر کس فرمانده ی خویش است. چرا که این سفری است از «بیرون» به «درون» و هجرتی از خود به دیگران و از قبیله به انسان.

«حر» از سپاه فاصله می گیرد و شکسته و شرمسار از مزدی که در قبال بی خبری گرفته است، از حاکم می گریزد تا به انسان برسد. او دیگر نه از اشراف «بنی تمیم» است و نه فرمانده ی سپاه «پسر زیاد» و نه جیره خوار حکومت یزید. او از فتحی که به قیمت مرگ انسان است، به دامن شکستی می شتابد که دلیل زندگی انسان است.

نقل از کتاب مرثیه ای که ناسروده ماند پرویز خرسند


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
+ به قلم حسین فروزان در 2011/11/27 ... 9:5 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.
 

باران!  ای فراتر از همه ی وجود و ای پاک ترین مقدسات آسمانی امشب بر ما ببار.

می خواهیم امشب از تمام شبهای عمرمان  پاک تر شویم....

بر ما ببار که امشب شب اول محرم است .و شب پاکیها


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
+ به قلم حسین فروزان در 2011/11/26 ... 17:52 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

متن شب اول محرم را سال گذشته در حالتی نوشتم که در کوچه خاطره یاس پدری را داشتیم و آرزوی شفا و بهبودی او را و امسال در هجرت آن یار سفر کرده با دلی خونین و قلبی مالامال از درد، به پیشواز محرم می رویم .سال گذشته حداقل او بود که بهانه ای باشد برای آمدنمان  و امسال چگونه در نبود او زنگ درب خانه اش را به صدا در بیاورم و با لفظ شیرین کا صدایش زنم  و..........

بگذرم .این نیز باشد برای دل .....

و امسال با ویرایشی جدید اما همان متن


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/11/26 ... 12:40 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

 

کم کم سیاهی علمت دیده می شود

آثار خیمه های غمت دیده می شود

افتاده سینه ام به تپشهای انتظار

از روی تل دل حرمت دیده می شود  


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, مناسبت ها
+ به قلم حسین فروزان در 2011/11/25 ... 23:14 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

سلام

اولا تشکر می کنم از آقای فروزان بابت مطلب زیباشون، اینجانب از همین جا دست ایشون و سایر بزرگوارانی که بر وبلاگ منت می گذارند و با مطالبشون باعث می شوند گنجینه ای ناب و فراموش نشدنی در این وبلاگ شکل بگیره، می بوسم و کمال تشکر را دارم، و انشاءالله امسال بتونم بدقولی سال قبل را جبران کرده و جلسه ای در ایام عزاداری محرم، در بافران داشته باشیم.

دوما ممنون بابت ابراز لطف بینندگان نسبت به وبلاگ، که بی شک همین خوانندگان و همشهری های گرانقدر هستند که در این شش سال همراه صمیمی ما بوده اند.

سوما به رسم مطلب سابق 30 عنوان دیگر از مطالب پیرامون بافران دروبلاگ را منتشر می کنم، انشاءالله تجدید خاطره ای شود و جمع بندی از مجموع صحبتها

رابعا، تلاش داریم امسال و سالهای بعد هم بتوانیم با هرچه پربارتر شدن وبلاگ، آن را به فضای بحث و تبادل نظر پیرامون مسائل روستای شهرشده مان، بالاخص مباحث فرهنگی اجتماعی تبدیل کنیم، انشاءالله 


31- افتتاح خیابان 9 دی مبارکتان باد: 3000 تقسیم بر 600 می شود 5 متر ناقابل، خوب حالا فهمیدی آقا راز مسئله را؟خدا خوبت کند غضنفر که اینقدر نکته بینی، فکر کن خیابان 5 متری هم داریم نه والله، این که خیابان نیست، این کوچه است...

32- اسفند ملتی ...: دیگر قرار نیست به منازل و کوچه ها بزنید، دیگر قرار نیست در همه روستا آبپاشی شده باشد، کوچه های قدیمی، در کوچه هایی که در تمام عمرتان، به آنجا نرفته اید سر بزنیدبه کوچه پس کوچه های دجله بروید، سقره، محله بالا، دروازه،همه جا دیگر هیچ قراری نیست، تنها ...

33- پیشنهاد غضنفر به شهردار محترم وشورای گرامی روستای تازه شهر شده بافران: بیبن آقا ما تو هر فامیلی یک بزرگ خاندان داریم، چه اشکال دارد که کوچه هایی که منازل عزیزانی در آن کوچه قرار  دارد، به نام آن عزیزان نامگذاری شود؟ کو چه ای به نام پر غالمان، کم خدا بیامرز آقای خرمپور خدمت کرد؟ چه اشکالی دارد کوچه ای به نام خرم باشد...

34- یاد یاران 1: تنها استاد ده که برای ساختن خانه و تعمیرات بایستی از او وقت می گرفتی وبه قول خودمان هنداچمان می کردی و نوبت می گرفتی، و خوش قول برای هنداجمانی که کرده بود، قبل از آمدن او ملات و خشت و سایر مایحتاج بنای آماده بود و استاد محمد در ساعت معین تعویض لباس می نمود...

35- یاد یاران (2) یاد مردانی که بر گردن ما بسیار حق داشته اند و دارند.: کارش شده بود صلح و صفا دادن مردم و پایان دادن به مرافعه و معرکه های آن زمان، هر کس مشکل خانوادگی داشت دعوایی داشت، نزاعی داشت، آخر کار میانجی و حلال مشکلات کسی نبود جز خدابیامرز خرمپور، چهره دوست داشتنی، و نافذش هیچگاه از صفحه خاطراتم محو نمی شود...

36- آبدارخانه غضنفر هیچ شعبه ای در هیچ وبلاگی وسایتی ندارد.: بایستی به عرض برسانم که ابدارخانه غضنفر هیچ شعبه ای در هیچ وبلاگی و سایتی ندارد و با اجازه بزرگترهاو باباو مامانم اینا و داداش دکترم تو آلمان و برادر روانشناسم تو خلیج و بزرگتر ها و کوچکترای مجلس و به فضل خدا و همت غضنفر نخواهد داشت ...

37- یاد یاران (3)پاسداشت مردانی بزرگ که بر گردن ما بسیار حق داشته و دارند: فرزند بزرگ شیخ محمد را خدا به سلامت بدارد که الحق شناسنامه زنده دیارم بافران است، خدابیامرزد مرحوم شیخ و همسرش صاحب جان را، آقای شهریاری را همه میشناسید و نیازی به معرفی ندارند و آشنایی. کوچک و بزرگ، خرد و کلان همه او را میشناسند، مردی بسیار با ذوق...

38- کارنامه اعمال یکساله آبدارخانه غضنفر: خلاصه کارنامه یکساله وب نوشت  و وب گردی غضنفر، غضنفر زحمت کشیده و مطالب یکسال گذشته را که داخل وبلاگ گذاشته ایم و ماحصل  نوشته های شخصی خودمان بوده را فهرست کرده است ...

39- یاد یاران (4)پاسداشت بزرگ مردانی که به گردن ماحق داشتند و بسیار دارند: جناب آقای حجت الاسلام آقای اسلامی به اتفاق حاج محمود امامی و حبیب الله عرب و ... از بچه های قدیمی بافران بودند که بعد از تحصیل در حوزه علمیه نایین  برای ادامه تحصیل عازم حوزه علمیه قم شدند، و تحصیلاتشان در قم مصادف با دوران پر شور انقلاب شد...

40- درب های جدید مسجد جامع؟: با اجازه ایشان این دو عکس را اینجا قرار می دهم، دربهای سبز آهنی مسجد تبدیل می شوند به این دربهای چوبی منقوش و شیشه کاری شده، این را نوشتم که بافرانیان خارج بافران(مثل این حقیر)، اگر سری زدند به بافران، جا نخورند  و از قبل آمادگیش ...

41- یاد یاران (5) پاسداشت مردان بزرگی که به گردن ما حق داشتند ودارند- فرزند فرهیخته روستای حاشیه کویر، که خداوند او را به سلامت بدارد، کسی نیست جز دوست بسیار دوست داشتنیم ، رفیق شفیقم، دکتر جابر امامی بافرانی، مردی از تبار خواستن، از طایفه عشق، از عشیره لیلی، از قبیله مجنون. ..

42- آش جو و شلغم:درب خانه را می زنم، مادر درب را باز می کند، چشمش که به من می افتد آه از نهادش بلند می شود، ماما بوراتا بیمیرم، این چه وضع و روزی است گو داری، ماما هیچی بهم نگو، فقط بیذار برم زیر لحاف کرسی طو خانه که سیاه شدم از سرما، چه کیفی دارد تن یخ زده را به گرمای ...

43- یاد یاران (6)بزرگداشت مردان بزرگی که به گردن ما بسیارحق داشتند ودارند: اولین معلم روستا کسی نبود و نیست جز  آقای حمید حسنی بافرانی، مردی از تبار باران، بزرگ زاده ای از خانواده ای بسیار بزرگ، فرزند مرحوم حاج فتح الله بسیار بزرگ، اما متواضع، مردی از سلاله عشق، رودخانه ای از دریای عرفان، استاد مسلم ادبیات و عروض ...

44- درخواست...: مسلما آقای فروزان خودشون افراد زیادی را برای ادامه این بحث در نظر گرفته اند، اما با این وجود خواستم از بافرانیان گرانقدر تقاضا بکنم هر یک از دوستان  که افرادی را می شناسند که می توانند موضوع نوشته های آقای فروزان قرار گیرند، از طریق همین وبلاگ به ایشان ...

45- شو سال  ماه نو: چه می شود که داخل سفره لحظه تحویل سالمان، این سین ها را قرار دهیم، سلام، سلامتی، سرخوشی و شادی، سعادت، سروری، سیادت، سخاوت ،یادش بخیر، سالیهای بسیار دور، حدود چهل سال قبل و روزهای قشنگ عید، خدابیامرزد ماه بانو را ، خیاط لباسهای عیدمان...

46- بافران ... عروس کویر: بافران برفی هم زیباست ...

47- پروژه احداث جاده رامشه – ابركوه درمرز مشترک اصفهان- یزد در حال اجراست:حکایت از برچیده شدن بساط گردش و گردشگری  از نایین (البته تا حدودی) را داشت ... و آن هم احداث مسیر جدید اصفهان - یزد... متن خبر، خبر فوری، خبر فوری!!! تین نیوز( شبکه خبری صنعت حمل و نقل) : بابهره برداری از راه در حال احداث رامشه - ابرکوه ترافیک مسیر ...

48- یاد یاران (7)پاسداشت مردانی که بر گردن ما حق داشته اند و دارندشاگرد مرحوم ملا عبدالحسین امامی بود و نزد آن مرحوم درسهای دینی را فرا گرفت. امام مسجد جامع است و در کنار آن  آهنگری  وکشاورزی . آری از حاج میرزا حسن عرب سخن می گویم. مردی خدا ترس و خدا پرست .محجوب و محبوب و دوست داشتنی. بی آزار .کسی را در طول عمرم ندیدم که کوچکترین دلخوری از او داشته باشد...

49- یادیاران (8) پاسداشت مردانی که به گردن ما بسیار حق داشته اند ودارنددست همه آن عزیزان را به عنوان شاگردی کوچک برای هزاران بار می بوسم .می بویم و بر چشمانم می گذارم  همه معلمهای زندگیم .....

50-یاد یاران (9) بزرگداشت مردان بزرگی که به گردن ما بسیار حق داشتند ودارندمرد خدا پرست و مسجدی، کسی نیست جز علی اکبر مروارید، و چه اسم زیبا وبا مسمایی  پسوند اسم مبارکش می باشد .احتمالا نام مادر والا مقامش می باشد .و چقدر سلیقه داشته اند که این نام زیبا را بر گزیده اند آنهم در آن سالهای بسیار دور و گذشته...

51- چایی هیزمی : اما شرطش اینه که تو باغ ویلای  گزلان تنهایم نگذاری .که چایی با آتش یک چیز دیگه هست، رو چشمم آقا. جان طلب کن  .چایی هیزمی و زغالی که قابلی ندارد...

52- یاد یاران (10)پاسداشت مردانی که به گردن ما بسیار حق داشتند ودارند: احمد ما هم از یارانی بود که حج خویش را نیمه تمام گذاشت و مدارک اسم ورسم دار مهندسی و.... را رها کرد و وارد دانشگاهی شدکه استادش حسین (ع ) بود  و واحدهایش شهادت. والحق که دروس عشق را به درستی آموخت، ودر امتحان نهایی دوست داشتن ،رو سفید از آب در آمد...

53- دیدار سال نو در آرامستان پاکی ها: دستان سردم از گرمای وجود مادر جان می گیرد .بر می خیزیم .راه طولانی نیست تا دیدار پدر. خود را در آغوش پدر همچون آهویی خرامان رها می کنم .بر دستان زخم خورده از رنج دورانش ،بوسه ها می زنم .می بویم .به وجد می آیم .به شور می نشینم. چه زیباست محفل صمیمی من ومادر وپدر، این مثلث خواستن وعشق و محبت...

54- نیم نگاهی به طرح حرم تا حرم: شاید نیازی به توضیح بیشتر نباشد، اینجانب نه تخصص خاصی در این خصوص دارم و نه وقت زیادی صرف جمع آوری مطالب نموده ام، اما با همین اندک مطالب در دسترس و طرح نکات کلی و همه فهم در این خصوص سوالی را از مسئولان محترم دارم، آیا نبایددر طرح بازنگری های ...

55- یاد یاران (11)پاسداشت مردانی که به گردن ما بسیار حق داشتند ودارند: حاج محمود امامی را همه میشناسید، نیاز به  معرفی ندارد، برادر بزرگوار معلم شهید احمد امامی، فرزند پدری وارسته و مادری مومنه از تبار ملامظفر بزرگ، این شیخ و آخوند فرزانه، این شاعر و این امام جمعه قدیم روستا...

56- یاد یاران (12)پاسداشت مردانی که به گردن ما بسیار حق داشتند ودارند:از میان یاران دبیرستانیم، هم کلاسی ام، وظیفه خود میدانم یادی کنم از فرزند مرحوم ملاباقر، حاج آقا مجتبی پوربافرانی فرزندمرحوم ملاباقر...

57- سلامی از بافران :-) : باور بفرمایید نویسندگان این وبلاگ هم آدمیزاد هستند، نه بنده، نه بقیه نویسندگان وقتشان را از سر راه نیاورده اند که اینطور مورد سوءظن قرار بگیرند، خدا مارا ببخشد... راستش دیگر راهی به نظرم نمی رسد جز اینکه خودم و دوستان را به تقوای خدا توصیه کنم...

58- تور مصر: چهره های مردان و زنان زحمتکش این دیار، حکایت از درد دوران دارد و کار...و کار، اینجا دیگر نه از کرم ضد آفتاب خبری است و نه از ... اینجا تلاش است و تلاش ،و جالب اینکه در مهمانسراهای بازسازی شده به سبک سنتی، این زن خانه است که بیشتری مسئولیت را به دوش دارد...

59- مرد است و قولش: و اکنون در خلیج برچسب روی شیشه عوارض سالیانه ماشینم با اسم با مسمای روستایم، شهرم، خانه پدریم، مایه افتخارم است، و مباهاتم، و یک خواهش کوچک از شهردار بسیار دوست داشتنی  و خوشگل شهرداری شهرم ، روستایم ، دیارم که حداقل یک باجه از بانکی یا یک آی تی امی ...

60 - تسلیت با تاخیر:ابتدا پوزش می طلبم بابت تاخیر، و بایک تاخیر نسبتا زیاد، درگذشت حاجیه خانم منور عرب بافرانی مادر شهید محمود عرب بافرانی، را به همسر و فرزندان ایشان و کلیه وابستگانشان بالاخص برادران و خواهران آن مرحومه و خانواده های ایشان تسلیت عرض می کنم...


+ به قلم م.ع.بافرانی در 2011/11/25 ... 17:54 |
جهت ملاحظه آخرین مطالب پیرامون بافران از منوی سمت راست استفاده نمایید.

شاید شما نیز در آخرین مطلب محمد رضای گل این جمله را مشاهده فرمودید.

"وبلاگ بافران شش سالگی خود را می گذراند و وارد هفتمین سال کاری خود می شود."

غضنفر ما که از دیروز تا به حال در استراحت بود و سرگرم کارهای روزمره آبدارخانه به محض دیدن مطلب ،طبق معمول بهانه و گزک به دستش آمد برای نوشتن ،و کار وزندگی آبدارخانه را به من سپرد تا مطلب بنویسد و به قول خودش از خودش مطلب در وکوند .


برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, غضنفر
ادامه مطلب
+ به قلم حسین فروزان در 2011/11/24 ... 19:3 |